دهه سرنوشت ساز اقتصاد ایران

93/03/12

بزعم مشاور ارشد اقتصادی دولت اعتدال

زمانی که ارگان نئولیبرال های هایکی- وطنی (مهرنامه) و 90 درصد رسانه های اصلاح طلب، اصول گرا و گروه كارگزاران سازندگی که خود وارد کننده این مناسبات دلالی بود و گروه های فعلی اعتدال را مطالعه می کنید، می بینید بدون استثنا همگی در یک همبستگی عمیق، مناسبات تعدیل ساختاری و خصوصی سازی را، كه بزعم همین رسانه ها شکست خورده، باز هم تائید می کنند، و آن را تنها مناسبات رهایی بخش برای ملت ایران معرفی می نمایند.

با توجه به درون مایه انقلاب مردمی فراموش شده ی 22 بهمن، که در سه شعار اساسی تبيین شده بود، «استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي كه قرار بود برابري و برادري را تامين و برقرار كند». اما آن چه امروزه در جامعه نمود عینی دارد، فاصله ی بعیدی است با آن شعارها. «آزادی» آن شعارها، تنها به یک اقلیت خودی رسید. آن هم یک آزادی بدون حد و مرز به گونه ای که آقایان قاضی مرتضوی- زنجانی و… توانستند به راحتی پس انداز 37 میلیون کارگر و حقوق بگیر (تامین اجتماعی) را صاحب بشوند و هیچ نیرو و نهاد و قدرتی هم شهامت بازخواست از آنها را ندارد. برخی دیگر آزادی را، آزادی ویژه یک باور خاص می دانند و معتقدند: اگر شما هم آزادی را خواهانید ، به دایره ی بسته ی آنها وارد شوید و خط قرمز های بی پایان را خودکار رعایت کنید. و اما شعار «استقلال»: سرمایه داری تجاری مالی حاکم به سبک سرمایه داری جهانی ادعا مي كند که مناسبات اقتصادی ارتباطی به مناسبات سیاسی ندارد، و بدین ترتيب دور زدن اصول قانون اساسی را براي طبقه ي خود توجيه مي نمايد، و از اين رو كل استقلال اقتصادی را به نهاد سرمایه داری جهانی نئولیبرالیستی واگذار كرده است. این نهاد امپریالیستی هم با این نگرش که در دهکده ی جهانی «استقلال» بی معنا است و یک توهم کمونیستی است، مناسبات تعدیل ساختاری و خصوصی سازی را با پایان جنگ در ایران گسترش دادند، و برای نظارت بر اجرای درست آن ، دو بار کارشناسان صندوق بین المللی پول در دوره ی دولت احمدی نژاد به ایران آمدند و روند مناسبات اقتصادی در ایران را ستودند و آن را مثبت ارزیابی کردند. در حالی که چند ماه بعد در دولت اعتدال معلوم شد همان موقع رشد اقتصادی ایران منفی بوده است!!! البته این تضاد چندان اهمیتی ندارد زیرا دلال های بازار سنتی ایران که اینک به پشتوانه ی دلارهای نفتی دارای منوپل های تجاری- مالی بین المللی هستند وضع شان ایده آل است. مردم هم باید با تحمل ریاضت اقتصادي، صليب مرگ تدريجي خود را به دوش بکشند.

حدود سه دهه از روند نئولیبرالیسم در ایران گذشته است و بزعم رسانه نئولیبرالی مهرنامه به نقل از آقایان غنی نژاد و طبیبیان، خصوصی سازی و تعدیل ساختاری از آن رو با شکست مواجه شده است كه بزعم این استادان، (سازمان های اداری دولت گسترده تر شده و صنایع همه ورشکست و … زيرا خصوصی سازی به شیوه ای که این استادان تصور می کردند، کاربردی نشده است. ولی اینک چهارشنبه 24-2-1393 یکی از ارشدترین مشاوران اقتصادی و استاد نئولیبرالیستی دانشگاه های اقتصادی ایران پیشنهادات جدیدی مطرح می کنند .

» صندوق های ثروت ملی «

روزنامه صبح دنیای اقتصاد رویه خبر شماره 3198 چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 سال دوازدهم

«موسسه آموزش و پژوهش در مدیریت و برنامه ریزی روز دوشنبه 22-2-1393 میزبان اقتصاددانانی بود که تشکیل جلسه داده بودند تا با توجه به گشایش های بین المللی که در پیش است، راهی برای ذخیره درآمدهای نفتی کشور بیابند تا اگر بار دیگر قیمت نفت بالا رفت و تولید آن در ایران افزایش یافت دولت به راحتی نتواند به سمت واردات کالاهای مصرفی برود و اقتصاد کشور را مصرف زده کند.»

در ادامه آقای نیلی رئیس موسسه نامبرده و مشاور ارشد اقتصادی دولت گفتند:

«این دهه تا سال 1400 دهه سرنوشت ساز اقتصاد ایران است زیرا : مساله مهم که یکی مساله اشتغال متولدین دهه 60 و دیگری مشخص شدن وضعیت تحریم ها ست رخ خواهد داد که اگر برای این دو مساله برنامه ریزی نکنیم با مشکلات بسیاری رو به رو خواهیم شد.»

با توجه به این که برنامه ریزی اقتصادی یک شیوه ی سوسیالیستی است و در تضاد آشتی ناپذیری با مناسبات نئولیبرالیستی است. در حالی که نگرش نئولیبرال ها با بی اعتنایی به تولید صنعتی و گرایش به توسعه سرمایه داری مالی به کلی با برنامه ریزی اقتصادی مخالف است . در این میان معلوم نیست آقای نیلی چگونه می خواهند هم تعدیل ساختاری و خصوصی سازی را ادامه بدهند و هم ، برنامه ریزی اقتصادی را کاربردی کنند. آیا باز هم با تئوری های انتزاعی، که با آزمون و خطا ملت را در زیر آزمایشات شکست خورده ای که پیش از اين در برزیل، آرژانتین، شیلی و اندونزی، ضد مردمی و غیر واقعی بودنشان را نشان داده اند مواجه هستیم؟

در ادامه : » … آمار نشان می دهد … در این سال ها … اشتغال زایی نداشته ایم «

ایشان در ادامه پیشنهاداتش اشتغال زایی را به صندوق های ثروت ملی ارتباط می دهند. در ادامه : «… یا ما می توانیم با استفاده از تجارب موفق جهانی و راه اندازی صندوق های ثروت ملی از درآمدهای منابع طبیعی خود در حوزه های بهبود زیرساخت و توسعه کشور استفاده کنیم …. تجربه کشورهای آسیای جنوب شرقی و امریکای جنوبی نشان می دهد که نقش مناطق آزاد در آزاد سازی اقتصادی بسیار بالا بوده است. اگر بتوانیم صندوق های نفتی را با مناطق آزاد مرتبط کنیمشایدمانع از عواقب منفی حاصل از افزایش قیمت نفت شویم …»

در یک گفتگوی علمی نمی باید جایی برای واژه های » اگر » و » شاید » باشد. آقای نیلی از این واژه ها استفاده نمودند، ولی نگفتند كه آیا (نقش نگرش مسولان بالا) باعث به کار گیری این واژه ها شده است؟ یا ایشان به دلیل همان تئوری های مبتنی بر شیوه آزمون و خطا این واژه ها را به کار گرفته اند. ابهامی که ایشان به وجود آورده اند ، آن هم در گفتگویی که در رسانه های عمومی برای مردم مطرح شده است، شگفت انگیز است! این نارسایی ها را ندیده می گیریم. در ادامه: » واردات تکنولوژی در روزگار خوش درآمد نفتی باید در دستور کار قرار گیرد و مناطق آزاد گسترش یابند تا سرمایه گذاران بتوانند آن جا سرمایه گذاری کنند.» در ادامه : «نتایج پژوهش ها نشان داده هر چه یک کشور صادرات منابع طبیعی خود را افزایش دهد، از نظر رشد اقتصادی توان پائین تری خواهد داشت.» مشاور ارشد فرمودند: «مناطق آزاد گسترش یابند … » در همین جمله کوتاه یک دنیای پیچیده و پنهان از برنامه ريزي ضد کارگری نهفته است. همه ی مناطق بزرگ صنعتی در ایران، جزو مناطق آزاد اقتصادی شده اند. این مناطق را آزاد می گویند!! چرا؟! تامل در معنای این واژه ی آزاد و آزادی است که ما را به عمق نگرش لیبرالیسم و نئولیبرالیسم هدایت می کند. «مناطق آزاد» مناطقي است كه كارفرمايان و سرمايه داران آزاد هستند كه قانون کار و تامین اجتماعی را نسبت به کارگران و حقوق بگیران رعايت نكنند. در اين مناطق پیمانکاران موظف به رعایت قانون کار و تامین اجتماعی نیستند . پس آزاد، مترادف است با بی قانونی، و آزادی سرمایه داری برای استثمار هر چه بیشتر نیروی کار است. مشاور ارشد امیدوار است باز هم این مناطق را گسترش دهد. » تا سرمایه داران بتوانند آن جا سرمایه گذاری کنند.» پس سرمایه گذاری مشروط به بی قانونی در مورد میلیون ها کارگر و حقوق بگیر می باشد. برنامه های ضد انسانی برای تامين منافع یک اقلیت واسطه و دلال و عليه میلیون ها خانوار کارگری و حقوق بگیر كه از حداقل هایی چون تامین اجتماعی و قوانین کار و بازنشستگی محروم می شوند.

تئوریسین مناسبات دلالی- مالی وطنی فرمودند: «…. واردات تکنولوژی در روزگار خوش درآمد نفتی باید در دستور کار قرار گیرد و …» درون مایه این پیشنهاد نیز، یک رویه ی پنهان و دور از چشم انسان های خوش باور دارد. شرط ورود تکنولوژی با توجه به مقررات بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی و صندوق بین المللی پول، اين است كه، سرمایه داران در صورتی در یک کشور سرمایه گذاری می کنند که دولت آن کشور، مانند دولت های بعد از جنگ در ایران، کلیه قوانین کار و حقوق مدنی را به کلی حذف کنند. تا آنها بدون محدودیت های قانونی بتوانند نهایت استثمار و بهره کشی را از مردمان آن دیار، کاربردی کنند. آری دولت ها باید بپذیرند، برای حفظ منافع سرمایه داران جهانی و طبق همان قوانین، هر زمان كه سرمایه داران در کشور دیگری نیروی کار ارزان تری یافتند تکنولوژی و صنایع شان را با خود ببرند و هیچ قانون و دولتی هم نمی تواند مانع آن ها بشود. (باقی ماندن نیروی نظامی ناتو، پس از جنگ سرد، برای همین مواقع است). در نهایت می بینیم این پیشنهاد نیز بنیادی استوار ندارد و یک زمینه چینی است برای فراهم نمودن شرایطی مناسب برای استثمار برده وار کارگران و حقوق بگیران ایران.

جناب استاد برای نشان دادن مستدل بودن نگرششان اعلام نمودند: «نتایج پژوهش ها نشان داده هر چه یک کشور صادرات منابع طبیعی خود را افزایش دهد، از نظر رشد اقتصادی توان پائین تری خواهد داشت….» ایشان نتایج پژوهش ها را ادامه نمی دهند زیرا با منافع واسطه های تولید، در تضاد است. مشاور ارشد نمی گویند نتایج پژوهش ها در پیشرفته ترین کشورهای صنعتی اروپا و ژاپن به این فرآیند رسیده که ثروت های ملی یک کشور منابع طبیعی ، ارز و طلای یک کشور نیست. بلکه مهم ترین و با ارزش ترین ثروت ملی یک سرزمین نیروی کار دانش آموخته و فنی آن است. همان ثروت ملی که به وسیله اقتصاددانان نئولیبرالیستی وطنی چون طبیبیان و غنی نژاد و نیلی، و در آن سوی آب آقای دادخواه و … با برنامه مناطق ویژه اقتصادی یا تجاری ، و خارج کردن کارگاه های زیر ده نفر از شمول قانون کار ، به خاک سیاه نشسته اند .

اقتصاددانان یک بعدی نئولیبرال- هایکی وطنی دارای آن شناخت علمی تعمیم پدیده های اقتصادی نیستند، تا درک کنند جامعه بزرگ کارگری و حقوق بگیران زمانی که هر سال نسبت به رشد تورم قدرت خرید شان پایین تر می آید و رشد حداقل حقوق سالانه با رشد تورم تناسبی منطقی ندارد، به همان نسبت رکورد اقتصادی عمیق تر و گسترده تر می شود. زیرا تقاضا برای خرید کالاها از میان می رود. این اقتصاددانان كه چشم به دهان بیگانگان دوخته اند، حتا آن ضریب هوشی متوسط را هم ندارند که درک کنند، در حال حاضر که صنایع تولید کالایی از میان رفته است و آنهایی هم که باقی مانده اند قادر به ادامه تولید نیستند، به خصوص از امسال که مجددا» حامل های انرژی باز هم گران تر شده اند. حداقل برای همین اقتصاد انگلی نئولیبرالیستی، ضرورت دارد کالاهای بی کیفیت وارداتی، فروش بروند. ولی اكثريت مردم جامعه دیگر قدرت خریدش را حتا برای نیازهای اولیه از دست داده است. آری وقتی میزبان از زندگی تهی گردد، انگل ها هم خواهند مرد.

باور آقای نیلی از واقعیت ها گریزان است، ایشان فرموده اند. «استقلال بودجه دولت از درآمد نفت، ایجاد قاعده مالی مناسب … » استقلال بودجه دولت از درآمدهای نفتی، از راه کسب مالیات ها از سرمایه، امکان پذیر است. این یک نگرش درست و منطقی است ، مهم این است که این نظریه بر پراتیک انطباق یابد. در صورت عدم انطباق تنها یک اندیشه خام و انتزاعی است. از این رو امکان برنامه ریزی بر اساس آن، امری غیر ممکن ، یا به زبان ساده، تئوری بدون پشتوانه عملی است. سرمایه داران یا همان «کارآفرینان!» امروز همان کسانی هستند که میلیاردی وام می گیرند و بدهی هایشان را هم پرداخت نمی کنند و هیچ یک از سه قوه مقننه هم نتوانسته اند آنها را وادار به پرداخت بدهی هایشان بکند . پس چگونه امکان دارد سالانه مالیات بدهند!؟ راه بعدی، که پیشنهاد اقتصاددانان هایکی، به مسئولان بالاست،رياضت اقتصادي است. آقایان با زبان عمل از این مردم می خواهند : شما که ندارید باز در فقر بیشتر فرو روید، اگر بیکار هستید برای زنده ماندن به خودفروشی بپردازید و یا با قاچاق مواد مخدر روزگار بگذرانید یا از دیوار مردم بالا بروید و اگر توانش را دارید و قمه و چاقویش را، در خیابان ها زور گیری کنید. تا دولت براي امنيت سود سرمايه داران بودجه اش را با بالابردن حامل های انرژی، آب و برق و … و … و … تامین کند.

از طرف اتحادیه نیروی کار پروژه ای
ناصر آقاجری 7-3-1393

Advertisements

نظر شما

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s