سه شعر از فلزبان

93/03/12
دستمزد 93
گفت : 35%
حداقلِ افزایشِ دستمزدِ ماست .
گفتم : آواز دهل –
شنــــــیدن از دور خوش است .
گفت : نــــه !
این بار –
جوجه را آخرِ پائیز شمرده ام
پس از-
گزارشِ صد روزه اش.
گفتم :جوجه ی دستمزد را-
بعدِ بارانِ حرف
آفتاب و برف
اولِ مه
باید شمرد.

فلزبان
دی 92

بنگلادش،جهنم، جمهوری
گریز –
ازمرگِ دود اندود را
به پروائی
پرش کردید
سقوط آزادبود
زمین –
درواپسین آغوشِ گرمِ شما جان داد
که پیوستید
به خیلِ بی شمار-
قربانیانِ سود سرمایه .
شما رفتید و بازار رست و ما ماندیم
همان سرما
همان سختی
همان کارکردنِ بی مزد
همان میلیونها ميلیون
کلام و دستِ دست تنها.

فلزبان
دی 92

دولتِ کارگری
داشته هامان
به تعدادِانگشت هامان –
نمی رسد .
نداشته هامان را –
چرتکه ای می خواهیم
هرکه –
وارونه کند نسبتِ ما
دولتِ ماست.

فلزبان

Advertisements

نظر شما

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s