رود

93/03/25
جاری ام رودم
نو ترم از نو
با نوایی کز دل نو تر شدن جاریست
گرچه جای قطره های دیگری
در جان من خالیست

جاری ام رودم
بشنو آهنگ سرودم
بودنم چون با شدن هموند و همراه است
پس دل دریایی ام را
با شتابی در خور وحدت
می سپارم دست کوهابی
که می کوبد بی محابا
سر به هر بن بست و می شوید
ساحل آزادگی را
از کم و بیش اش
می سپارم این دل بی تاب خود را
بر دل دریا
تا بکوبد سر به هر سختی
عامل گندیدگی، مانداب، بدبختی، در مرام رود و دریا نیست
بودن و بودن
نو شدن در نو شدن
باشد مرا مایه
رفتن و جاری شدن
باشد مرا بن مایه و پایه
لحظه ای چون لحظه ی پیشین
نمی بینی مرا ای دشت همسایه
چون نمی مانم ز رفتن
جاری ام رودم
پر خروشم شایقم، شادم
زان که با این همرهان بیشمارم
رو به سوی وحدتی با کل هستی می روم
آری وحدتی پویا و پایا
وحدتی جاری
پس تو آهنگ حضور جاری ام جانانه بشنو
گوش کن موسیقی همراهی ما را
ساز های کوک صدها صد هزاران قطره ی عاشق
این همان آهنگی هستی بخش جان های یکی گشته است
این همان شعر دل انگیز رهایی از «من» خسته است
این صدای اتحاد قطره های ماست.

علی یزدانی

Advertisements

نظر شما

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s