شعر فلزبان

93/08/18
شاید برای شما هم اتفاق…
ذهن –
در گیرِ خبر بود
خبر های بد
رفته بودم تو نخ ِ سرمایه
ذهن انباشته از تزویـرش
دستم –
رفت به قلم
و نوشتم «کوبانی»
واژه لولید به هم
در هم شد

واژه رقصید «جنگ» شد
حرف ها حلقه زدند
تنگ شدند
شکل گرفت «مقاومت» محکم شد
یکه خوردم ،
بستم دفتر را
خون، سرریز شد از دفتر ِ من
بد تر شــد .
فلزبان
۹۳/۷/۲۳

طرح
بازی بازی
در بازی ِ طناب کشی
بالا می کشی طناب
من –
راستی راستی دست وپا می زنم
تو-
شوخی شوخی هورا می کشی .
فلزبان
۹۳/۸/۱۶

طر ح
پدرِ پدرِ پدرم
با –
پد رِ پد رِ پدرش
فقیر بودند
وپدر وارث این همه فقر.
پدرم با اخلاص –
همه را داد به من
پوزه ی فقر به خاک ما لید ن
کار من تنها نیست !
من فرزند ندارم
شاید –
با خودم دفن کنم
ببرم زیر خاک
نگذارم به ارث.
فلزبان
۹۳/۸

نُــخود سیاه
آ ه –
بلانکی
بلانکی
بلانکی
سال هاست
از دستــمزدم می کـــَـنند
چال می کــُنند
در چاله چوله ها ی جیب شان
حالا –
بچه های بالا
با طنابِ هفده متری
بر سر ِ چاهِ دستمـزد نشسته اند
طــر ح می کشند ،
بکـــــشند ش بالا ؟ !
بلانکی
من اهل حرفم
اما تو هم –
اعتماد نکن
با طناب کوتاه شان
به چاه نرو !
در بازار هم
نــــخود سیاه –
پیدا می شود .
فلزبان
۹۳/۸/۱۷

Advertisements

نظر شما

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s