دو شعر از فلزبان

93/11/14
طر ح
تو-
غرقِ جشنِ بهمنی
ما-
تا صُبحِ دستمزد
ورق بخورد
پیر می شویم.
۹۳/۱۱

طر ح
حواسم را-
پاره می کند
پاره پاره می کند
گیج می خورم وُ لیلاج می روم
از دست این، معاونتِ کار
وقتی می گوید:
دستمزدِ من باید!
پس انداز؟!
داشته باشد.

نظر شما

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s