روز جهانی زن؛ زمستان ۱۳۹۳

93/12/17
هشت مارس را گرامی می داریم.
عیار آزادی و برابری در هر جامعه با وضعیت زنان همان جامعه قابل سنجش است.

مرحله ی نوین مبارزه زنان علیه تبعیض های چند گانه، در ٨ مارس١٨۵٧توسط کارگران زن آغاز شد. گروهی از کارگران زن در نیویورک با اعتراض به دستمزد اندک خود دست به تجمع اعتراضی زدند. در این اعتراض که با وحشی گری پلیس سرمایه داری به خاک و خون کشیده شد، درخت دادخواهی کارگران زن با خونشان آبیاری شد. اما این آغاز با تلاش پیگیر فعالان کارگری و برابری خواهان و حمایت جدی آزادی خواهان جهان، در سال ١٩١١ به ثمر نشست و نهایتا روز 8 مارس به عنوان روز جهانی زن تثبیت شد. این درخت تناور، امروز چنان ریشه ای در زمین برابری طلبی یافته که هیچ مبارز آزادی خواهی در جهان را نمی توان یافت که از آزادی دم بزند و از برابری حقوقی و رفع تبعیض از زنان نگوید. چنان که امروزه به حق، میزان دموکراسی و برابری در هر جامعه ای را با وضعیت زنان آن جامعه محک می زنند. یعنی پذیرفته شده که بدون برابری حقوقی زنانِ جامعه، دموکراسی و آزادی دروغی بیش نیست، از همین روست که فعالان کارگری در همه ی جهان برای تحقق اهداف برابری خواهانه و مطالبات آزادی خواهانه ی زنان، نقشی جدی برای خود قائلند.

به رغم فشارها و تنگناهایی که هنوز هم نسبت به زنان جهان روا داشته می شود اما مبارزات زنان، در جای جای جهان پیروزی های درخشانی هم کسب کرده است. کسب امکانات آموزشی برای زنان، لحاظ کردن حقوق برابر با مردان در قوانین کار برخی از کشورها و نیز به رسمیت شناخته شدن حق حضانت فرزندان و حق طلاق و نیز حذف مقررات و محدودیت های عرفی علیه زنان که توسط قدرت های حاکم در سراسر جهان بر زنان تحمیل شده بود، از ثمرات این پیروزی هاست.
زنان در کشور ما نیز حدود یک قرن است که برای کسب برابری و رفع هر نوع تبعیض تلاش می کنند. زنان ایرانی به عنوان بخشی از جنبش جهانی زنان، راه پر فراز و فرودی را پیموده اند. در قرن اخیر بی تردید کمتر حادثه مهمی را می توان یافت که زنان جامعه ی ما در ایجاد و به نتیجه رساندن آن نقش فعال نداشته باشند، از مشروطه تا جنبش ملی شدن نفت، در دوران مصدق و از حضور موثر در انقلاب ١٣۵٧ و حوادث بعدی تا امروز.
حضور غافل گیر کننده ی فرهنگی و اجتماعی زنان به ویژه در گستره ی مسابقه ورود به مراکز آموزش عالی نشان دهنده ی این واقعیت است که به رغم میل بسیاری از دولتمردان، دیگر نمی توان زنان را راهی آشپزخانه کرد. این مجموعه بزرگ انسانی را دیگر نمی توان با هیچ ابزاری از تاثیر گذاری حذف کرد و ناگزیر باید برایشان فضای امن کار ایجاد نمود.
زنان به رغم نقش برجسته شان در رشد و شکوفایی علمی و کوشش موثرشان در تولید کالا و خدمات، اما سهم شان از فقر بیش از دیگران است. ریاضت اقتصادی، که در جامعه ی ما با نام هدفمندی یارانه ها در حال اجرا است بیشترین قربانیان خود را مثل همه جای جهان، از زنان می گیرد. تن فروشی، قاچاق مواد مخدر و شرکت در باند های بزه کاری، گدایی، و دستفروشی انواع کالاها در معابر و درون ایستگاه ها و میادین و قطارهای مترو از جلوه های سیاست اقتصادی جاری علیه همه ی مردم و به ویژه زنان زحمتکش است.
زنان کارگر در این میان ستم چند لایه و چند باره ای را تحمل می کنند چرا که در گستره ی جامعه، ستمی را به مناسبت زن بودن تحمل می کنند، در محیط کار مانند سایر کارگران ناگزیر تن به استثمار می دهند و در محیط خانه باید گرانی موادغذایی آماده را با آشپزی، گرانی پوشاک را با خیاطی، گرانی آموزش را با کم خوابی و صرف نظر کردن از استراحت و پیگیری درس فرزندان، گرانی درمان را با پرستاری های بی حد و گرانی تفریح و مسافرت را با صورتک هایی که دیگر هیچ سنخیتی با درون رنج دیده شان ندارد، برای خانواده جبران کنند.

ازدواج دخترانِ جوانِ خانواده های محروم با سالمندان صاحب ثروت که تبدیل به امری رایج شده نیز یکی از موضوعاتی است که نمی توان در این روز بدان نپرداخت، زیرا این دختران جوان که به صورت غیر رسمی فروخته می شوند همان برده های عصر نوین هستند که با نامی دیگر به اسارت در می آیند و آینده ی تباهشان را هیچ کس فریاد نمی زند. این قربانیان فقر در پستوهای اندرونی صاحبان ثروت حتی اگر صدای اعتراضی هم داشته باشند هرگز شنیده نمی شود.
نابرابری در جلوه های مختلف، زیست زنان زحمتکش را آن چنان دردناک می کند که تحمل آن برای هر شخصی سخت و توان فرساست. مثلا گروهی از زنان تنها به دلیل ازدواج با یک کارگر مهاجر، حتی از داشتن شناسنامه برای فرزندان خویش نیز محرومند. محرومیت فرزندان این زنان از تحصیل و امکانات اجتماعی، چون زخمی عفونی روح این زحمتکشان را می آزارد و درد تبعیض های چندگانه را بر این جماعت تسکین ناپذیرتر می کند.
یا محرومیت کارگران زنی که در کارگاه های کوچک کار می کنند، کارگاه هایی که دردوران اصلاحات، توسط نمایندگان مجلس اصلاح طلب از اجرای مقررات و قوانین کار مستثنی شده اند و حتی ملزم به رعایت حداقل حقوق اعلام شده از طرف شورای عالی کار نیستند. شاغلان این کارگاه ها که بیشتر زنان هستند از مزایای بیمه ی درمان و بازنشستگی، مرخصی قانونی سالانه و عیدی و سنوات نیز بی بهره اند و برای حفظ کار خود ناچار اضافه کاری های اجباری را نیز باید بپذیرند.
کارگران زن و زنان طبقه ی کارگر باید با درک نیازهای واقعی و حیاتی، برنامه های قابل پیگیری داشته باشند و برای تاثیر گذاری در مبارزه مشترک علیه سرمایه داری و تبعیض، استعدادهای درخشان زنان را به جامعه ی کارگری معرفی نمایند. در حال حاضر مبرم ترین وظیفه ی زنانِ آگاه طبقه ی کارگر این است که به تشکل و سازماندهی کارگران زن بپردازند و با ایجاد پیوند طبقاتی میان کارگران، زمینه های مادی رشد را به وجود آورند. همانطور که سرمایه داران اعم از مرد و زن تنها به سود بیشتر از طریق بهره کشی بیشتر می اندیشند ما نیز باید صرف نظر از جنسیت در صفی واحد علیه سرمایه و بهره کشی کوشا باشیم، چرا که پیشبرد امر کارگران زن، بدون حضور فعال کارگران مرد و مبارزه ی طبقاتی بدون دخالت کارگران زن حتی در صورت پیروزی، با دوام نخواهد بود.

برای رفع تبعیض از زنان پیش نیاز هایی وجود دارد که به چند نمونه از آن به اختصار اشاره می کنیم:
1- در همه ی بنگاه های تولیدی و خدماتی و محلات باید برای زنان شاغل شیرخوارگاه های عمومی و مهدهای کودک تاسیس شود.
2- در همه محلات برای تهیه غذای با کیفیت و با قیمتی متناسب با حداقل دستمزد باید آشپزخانه های عمومی ایجاد شود.
3- برای نجات زنان از بردگی خانگی و کنترل بهداشت عمومی باید رختشویخانه های عمومی راه اندازی گردد.
4- دستمزد برابر با مردان در مقابل کار برابر باید الزامی شود.
5- تا ایجاد شرایط فوق، دستمزد کار خانگی زنان باید محاسبه شده و به حساب ویژه ی آنان واریز شود.
6- اولویت سرپرستی مادر بر فرزندان، در موارد جدایی یا مرگ همسر به رسمیت شناخته شود و تامین معاش و حمایت قانونی از زنانی که اجبارا به تنهایی سرپرستی خانواری را عهده دارند در قوانین لحاظ شود.
7- بیمه ی کامل و امکان استفاده از خدمات درمانی و مستمری بازنشستگی برای همه ی زنان
8- رفع تبعیض در اشتغال و تحصیل در همه ی سطوح و آزادی در انتخاب مشاغل و حرفه ها و حذف ممنوعیت های قانونی که ریشه در تبعیض جنسیتی دارد.
9- حق داشتن تشکل های مستقل برای فعالیت های اجتماعی و مشارکت در تدوین قوانین به طور عام و حضور تعیین کننده در موارد مربوط به حقوق زنان از طریق نمایندگان واقعی تشکل های مستقل زنان
10- به رسمیت شناخته شدن حق حاکمیت زنان بر بدن خویش
11- ممانعت قانونی از ازدواج های اجباری و ازدواج های زیر سن قانونی (18 سال) و برابری با مردان در استفاده از حقوق تابعیت و شهروندی
12- حمایت های قانونی و عملی از زنان در مقابل خشونت های خانوادگی و بردگی جنسی
کانون متحد کارگری»کمک»
17/12/93

Advertisements

نظر شما

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s