دو شعر از فلزبان، با دغدغه ی تعیینِ دستمزدِ ۹۴

93/12/21
برای همه ی کارگرانِ وطنم در آستانه ی قدرت نمایی دولتیان و کار فرمایان و بستنِ دستمزدی نا عادلانه تر برای ۹۴
طر ح
تا-
موشِ نقب زنِ تاریخ
بیاید؛
بجَود؛
فضله بریزد؛
برود،
دیر می شود!
و شکیبائی ما-
سر ریز،
پاره کن
پاره پاره
زنجیرِ ستم را
این!
بند و رسن را
۹۳-۱۲-۱۸

در آستانه ی ذبح ما در پای سود و تعینِ دستمزد ۹۴
طر ح
گفت: خدا
زرٓ را آفرید
و زور را
گفتم: تزویر مکُن
او دست را
من تبر را،
چه کسی؟
فاتحه را-
می خواند.
۹۳-۱۲-۲۱

Advertisements

نظر شما

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s