دو شعر از فلزبان

کِ یه طرف
شٰ یه. طرف
چْ یه طرف
چه بهم ریخت –
حروف ؛
الف وُ سین وُ دال هم
که زپیش –
دزدیدی !
زپَرِ شالِ پدر؛

با این حال
با همه این احوال
بختکِ خوابِ تو ام –
کابوسم .
فلزبان
۹۴/۶/۸

(فاصله ی طبقاتی )
کار می کنم :
استثمارم میکنی
اخراجم میکنی
بیکارم میکنی .
اعتراض کردم
زندانیم کردی ؛
فریاد زدم
مُشت زدی به دهانم ؛
مُشتم را بلند کردم
با باتومم زدی ؛
چُماقی بر گرفتم
تُفنگم نشانه رفتی ؛
تُفنگ برداشتم
مُسلسل در آوردی ؛
مُسلسل نشانه رفتم
تانک آوردی ؛
تانک راندم
موشک زدی ؛
کی میرسم ؟
به جنگِ ستاره گانِ تو .
فلزبان
۹۴/۶/۸

Advertisements

نظر شما

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s