چند شعر از فلزبان

بدنبال نام-
نیستیم؛
پر آوازه ترین نامِ جهان را داریم
کارگر
کار؛
نان؛
مسکن و آزادی را-
دنبال می کنیم!

فلزبان
۹۴/۸/۱۵

حرفِ اول مان-
دستمزد است؛

طفره می روی
حرفِ آخر را-
عمل می کنیم
اعتصاب!

فلزبان
۹۴/۸/۱۶

گرد وُ خاک است
وغبار
در همه جا!
اما
نه چندان که ندانم-
کجا؟
ایستاده ای؛
و علف های سبزی که تکان می دهی
در دستت نبینم؛
من درست روی پای خودم
شاغول به دست-
ایستاده ام؛
و هر روز آرزو هایم را
در خیابان-
به کودکی میدهم.

فلزبان
۹۴/۸/۱۴

اینک
همه می دانند!
ما بی کلامی-
با چشم هایمان
اعتصاب را شروع کردیم
بی نامی در جیب.

فلزبان
۹۴/۸/۱۰

مثلِ چینی بندزن
بندی زده ام-
بر دل؛
اما-
تمامِ سوراخ هایش پیداست

فلزبان
۹۴/۸/۱۴

Advertisements

نظر شما

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s