بن بست اعتصابات کارگران قرارداد موقت پارس جنوبی و خلاقیت های سرمایه داران اسلامی- وطنی

هر روز یکی از فاز های پارس جنوبی به وسیله کارگران بسته می شود. درب های پروژه را با قدرت و خشم می بندند، از هر رفت و آمدی جلوگیری می کنند. این در حالی است که فاز های دیگر بی تفاوت به کار خود ادامه می دهند. کارفرما،پیمانکار و حراست روزهای اول نمی توانند کاری از پیش ببرند،ولی در عمل، در روزهای بعد انسجام را در هم می شکنند. یک عده را با وعده های دروغ، عده ی دیگر را با تهدید به بلک لیست و بقیه را با تهدید به محاکم شرع وشلاق و زندان وادار به عقب نشینی می کنند. در نهایت کارگران فعال و سخن گو، قربانی می شوند و بقیه به کار برمی گردند. حلقه ی گمشده ی پیروزی در اعتصاب ها، هنوز به وسیله کارگران کشف نشده است.

آنها از تجربه های تشکیلاتی، نسل های پیشین کارگران ایران بی خبرند. حتا نمیدانند همین تامین اجتماعی،بازنشستگی وقانون کار در سال های 25 – 26 با اعتصابهای سراسری کارگران که دارای سندیکاها کارگری بودند از مناطق نفت خیز خوزستان تا ریسندگی های اصفهان و آمل، راه آهن تهران و تبریز و…، دولت سرکوب گر شاه را وادار به عقب نشینی کرد، تا این امتیازها را به کارگران بدهد. اتحادیه ها و سندیکا های کارگران در آن سالها یک دفتر مرکزی داشتند بنام شورای متحده ی مرکزی که می توانست در یک روز همه ی صنایع دولت دیکتاتوری را در سراسر ایران تعطیل کند.این توانایی یک استثنا نیست بلکه یک علت ساده دارد و آن اتحاد کارگران در سازمان های کارگری مستقل از نهاد های دولتی بود. وضعیت نا بسامان امروز کارگران و اعتصاب های خود جوش آنها، در حالی است که این اعتصاب ها ریشه در تقاضا های صنفی هم ندارد. بلکه چون کارفرما به قرارداد فی مابین با کارگران عمل نمی کند و از پرداخت حقوق کارگران خود داری می کند این دشواری ها وچالش ها پیش می آید. به طور معمول در هر قراردادی که یکی از طرفین آنرا نقض کند قرارداد خود به خود از اعتبار می افتد و اعتصاب کارگران در این شرایط یک امر کاملا طبیعی و قانونی است، زیرا کارمزد خود را مطالبه می کنند. با توجه به این واقعیت که اعتصاب یا دست از کار کشیدن در هر شرایط دیگر نیز، یکی از حقوق کارگران است که همه ی کشور های عضو سازمان ملل باید این حق را در حکومت های خود به رسمیت بشناسند.

هیچ کارگری در این حاکمیت دلال پرور ایران، برای افزایش حقوق جهت همآهنگی با تورم وگرانی اقدام به اعتصاب نمی کند، در حالی که این حق اوست. این ساختار سرمایه داری مالی – دلالی ضد کارگری، طبقه تولید کننده را چنان سر کوب و به تباهی کشانده است که مهندسان فنی آن آرزوی پیدا کردن یک کار کارگری ساده را دارند و کارگرانش پس از ماه ها عدم دریافت حقوقش در وحشت این واقعیت هستند که آیا پیمانکار حقوقشان را می دهد یا باید طبق معمول این روزهای حاکمیت؛ از قید این چند غاز هم بگذرند؟ که تحمل بیکاری و تورم و گرانی یک سوی آن است ولی از همه بدتر، شلاق و زندان است که بر سرشان سنگینی می کند چون تقاضای دریافت حقوق توسط کارگران از نظر این حاکمیت، مترادف با یک عملیات جنایت کارانه است والی چرا باید کارگران معترض را به قوه قضاییه حواله کنند؟؟! از این رو خانواده های کارگری در این نظام، مجبور شده اند با این درآمدهای نا پایدار در اولویت بندی های زندگی محقرشان؛ آموزش و پرورش و بهداشت کودکانشان را حذف کنند و آنها را روانه خیابان ها کنند، زیرا امروزه افراد بیسواد ولمپنی که تیشه به ریشه خود می زنند برای این ساختار ضروری ترند و خانواده هم از کار، این کودکان خیابانی بهره می برد. از سوی دیگرتربیت کودکان هم در همان خیابان کاربردی می شود و مادر و پدر درمانده از شرایط ناهنجار موجود، از سر و کله زدن با بچه ها برای تربیت شان راحت می شوند.

به هر حال این روند هم چنان ادامه دارد، روز دیگر نوبت فاز دیگر می شود،آنها هم درب های پالایشگاه را می بندنند ولی پس از کلی فراز و نشیب چند اخراجی می دهند چندبلک لیست و باز هم عقب نشینی. درب ها باز می شوند وکارگران شکست خورده به کار برمی گردنند. این چند ماه اخیر شاهد این برخوردهای تکراری امتحان پس داده می شویم ،در این شرایط بیکاری مزمن که دولت توانایی خارج شدن از این بحران اجتماعی را ندارد، بیشترین وحشت کارگران از شیوه مک کارتیسمی » برادران» . . . است، که گویی می باید همه ی روش های سرکوب گرایانه ی آمریکایی را در ایران کاربردی کنند. حتا مناسبات اقتصادی همان امریکایی راکه در نماز جمعه ها مرگ نثار می کنند، با شوق و ذوق پیاده می کنند(تعدیل ساختاری و خصوصی سازی) و وحشیانه ترین شیوه هایی که خود امریکاییان هم امروزه از آن شرم دارند و در موردآن یا سکوت می کنند و یا منکرش می شوند، در ایران باپیگیری عملی می کنند. بر اساس این مناسبات اجتماعی اقتصادی در ایران کارگر که تنها دارایی ش همین چندر غاز حقوق است حق ندارد در قبال کار انجام داده، آنهم پس از 5 ماه و در اکثر مواقع زمانی بیشتر کارمزدش را مطالبه کند و در صورت مطالبه حق ندارد دست از کار بکشد. این قوانین دلال ساخته؛ نقض کننده قانون اساسی کشور است. همان قانونی که مشروعیت این نظام ناشی از آن است.

با کمال تاسف حتا دانش آموختگان دانشگاهایی که در پروژه ها کار می کنند از قانون اساسی وحقوق مدنی و صنفی خود هیچ اطلاعی ندارند تا چه رسد به کارگران نسل اولی که از روستا های فقر زده به پروژه ها آمده اند. زمانی که با آنها به گفتگو می نشینید وضرورت سندیکا را بیان می کنید با سکوتی مواجه می شوید که همراه با کج فهمی ونارضایتی است. مهندسان و فوق لیسانس ها هم در فکر کار وپس انداز هستند تا راهی به امریکا و کانادا یا استرالیا پیداکنند. برخی هم با هوشیاری در جستجوی روابطی هستند تا به یک پیمانکار بدل گردند و دراستثمار کارگران شریک شوند. کارگران جوشکار و لوله کشهای صنعتی آماده تشکیل سندیکا هستند ولی بیکاری شدید و از سوی دیگر ساعات کارهای موجود در پروژه ها که اجبارا تا 16 ساعت به درازا می کشد، هیچ اوقات فراغتی باقی نمی گذارد تا آنها فرصت یابند به این قبیل کارها بپردازند. از سوی دیگر تا چند کارگر اولین هسته را تشکیل می دهند مجورند برای نشان دادن صداقت خود پیش تاز حرکت کارگری شوند که بااخراج و بلک لیست مواجه می شوند و ساختار زندگی خانوادگی آنها با خطری جدی مواجه می شود و همین وضع در دل دیگر کارگران وحشتی ایجاد می کند که در نهایت سست می گردند وپیگیری مطالبه حقوقشان را رها می کنند. البته این نا هنجاری ها صورتی از واقعیت هستند، درون مایه و سرشت این پدیده؛ نفرت روز افزون از این مناسبات سرمایه داری مالی – دلالی است. نفرتی که چون زخمی عمیق وچرکین دارد به همه ی ساختار اجتماعی سرایت می کند و عاقبت آن، یک قانقاریای لاعلاج است که تنها با قطع اعضاء ساختار، منجر می گردد. ولی با وجود این دشواری ها باز فعالین کارگری با به خطر انداختن هستی خانواده اشان درمیان کارگران می کوشند تا حداقل های حقوق کارگری را پاس بدارند. همین امروز درفاز 20- 21 پارس جنوبی همه ی کارگران شرکت البرز نوین از کار اخراج شدند(حدود 400 نفر) و برخی از آنها برای کار به شرکت های دیگر مراجعه کردند متوجه شدند بوسیله کارفرمای، شرکت (او، یک) همه بلک لیست شده اند. شرکت البرز نوین زیر مجموعه شرکت (او،آی،ای،دی) است همچنین شرکت های متین گستر و پیمانکاری زمانی که پس از اخراج کردن کارگران شروع کرده اند به استخدام کارگران جدید. این شیوه عمل کرد یک معما نیست بلکه یک خلاقیت است!! خلاقیت سرمایه داران اسلامی – وطنی ، از یک سو اعلام می کنند اعتصاب کارگران، یک پروژه ملی را هدف قرار داده است و مدیران شرکت های با ماسک دفاع از این پروژه های به اصطلاح ملی با به دست کردن چند انگشتر عقیق و یک تسبیح یک متری حکام شرع را هم بدنبال خود می کشند در حالی که هر ماه از برآیند کار کارگران صورت وضعیت های میلیاردی را به حساب هایش می ریزند ولی آنچه دست کارگران را می گیرد شلاق و زندان و تهدید و اخراج است. خلاقیت سرمایه داران اسلامی – وطنی بسیار فراتر از این ترفند های بی شرمانه است. آنها پس از اخراج و بلک لیست کردن کارگران شروع به استخدام کارگر نمودند طبق معیارهای دولت های پس از جنگ کارگران تا 4 یا 5 ویا بیشتر باید کار کنند و حقوق دریافت نکنند بعد از 4 یا 5 ماه که کارد به استخوانشان می رسد و از ناچاری دست به اعتصاب می زنند، این دور باطل آغاز می شود کارگران گرسنه و درمانده می شوند ضد انقلاب و دلال های حبیب حاکمیت! می شوند پاسدار پروژه های ملی و باز اخراج بدون پرداخت حقوق و . . . و بدین صور ت پیمانکاران با این ترفند هر 4 ماه صد ها کارگر را تا 16 ساعت به اجبار وادار بکار می کند و پولش را صاحب می شوند بدون این که یک ریال به کارگران پرداخت کنند.

مدتی پیش در نشریه ضد ملی و نولیبرالیستی مهرنامه مشاوران ارشد وغیر ارشد این دولت های پس ازجنگ (نیلی،غنی نژاد و زیباکلام ،دادخواه و حواریون) اعلام کردند حزب… با سالهای طولانی تبلیغات علنی و زیر زمینی کاری کرده است که در میان مردم سرمایه دار مترادف با توهین است. آقایان سر سپرده ی صندوق بین المللی پول این عمل کرد سرمایه داران وطنی است که این مدال افتخارمافیایی را به سینه ی شما زده است آن حزب تنها یک آشنا زدایی کرده است و ماسک ریا کارانه شما را کنار زده است. چرا همه ی شما و به خصوص غنی نژاد که با ادعای رعایت حقوق مدنی وارد عرصه سیاسی کشور شدند و مدعی بودند در ایران مدنیت وجود ندارد حتا یک بار نسبت به عدم پرداخت حقوق کارگران حرفی نزده اند؟ آیا شما این خلاقیت سرمایه داران اسلامی – وطنی را تایید می کنید؟ آیا سکوت شما حواریون بانک جهانی معنایی غیر از تایید می باشد؟ البته شما همه هایکیسم هستید ودر این مکتب اتریشی مانند آن اتریشی نازیسم همگی اعتقاد به سرکوب خونین کارگران دارید. ولی فکر می کنید، هنوز به همه ی هدف هایتان نرسیده اید.

اتحادیه نیروی کار پروژه ای ایران
ناصر آقاجری
20 دیماه 94

Advertisements

نظر شما

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s