هشت مارس روز جهانی زن را گرامی می داریم.

«چگونگی زیست زنان، تابلوی گویایی از وضعیت دموکراسی در هر جامعه است.»

زنان نیمی از جمعیت جهان هستند. نقش تعیین کننده شان در تولید و باز تولید هر آنچه مورد نیاز زیست اجتماعی آدمی ست انکار ناپذیر است. با این وصف، حقوق پامال شده ی زنان در طول تاریخ، به رسمیت شناخته نشد مگر با مبارزه ی پیگیر جمعی و متشکل. روز جهانی زن یکی از نقطه عطف های این مبارزه ی پیگیر زنان در باز پس گیری حقوق انسانی شان است.

١۵٩سال پیش یعنی در ٨ مارس ١٨۵٧ اعتراض کارگران زن به بهره کشی وحشیانه در کارخانه های نیویورک آغاز شد. کارگران زن نسبت به دستمزد کم خود دست به اعتراض زدند. این اعتراض با ددمنشی پلیس سرمایه داری به خاک و خون کشیده شد و اولین هسته ی خونین سازماندهی جنبش اجتماعی زنان کاشته شد. تلاش پیگیر فعالان کارگری و برابری خواهان و حمایت جدی آزادی خواهان جهان، باعث شد تا بالاخره در سال ١٩١١ روز ٨ مارس به عنوان روز جهانی زن تثبیت شد. فعالان کارگری در جهان برای تحقق اهداف برابری خواهانه و مطالبات آزادی خواهانه ی زنان، نقشی بی بدیل داشتند. چنان که زنان بزرگی چون کلارا زتکین، رزا لوکزامبورگ و کروپسکایا و… در تثبیت ارزش های برآمده از جنبش زنان و در به ثمر رساندن درخت این جنبش اجتماعی نقش سترگی ایفا کردند، به طوری که امروزه به حق، دموکراسی ادعایی در هر جامعه را با وضعیت زنان آن جامعه می سنجند. یعنی پذیرفته شده که بدون برابری کامل زنانِ جامعه، دموکراسی و آزادی دروغی بیش نیست.

به رغم فشارها و تنگناهایی که هنوز هم نسبت به زنان جهان روا داشته می شود اما، جنبش زنان در جهان پیروزی هایی هم کسب کرده است. حق داشتن تشکل های مستقل از قدرت، حق انتخاب کردن و انتخاب شدن، فراهم شدن امکانات آموزشی، لحاظ کردن حقوق برابر با مردان در قوانین کار برخی از کشورها و نیز به رسمیت شناخته شدن حق حضانت فرزندان و حق طلاق و نیز حذف مقررات و محدودیت های عرفی علیه زنان که توسط قدرت های حاکم در سراسر جهان بر زنان تحمیل شده بود، از جلوه های این پیروزی هاست.

در کشور ما نیز بیش از یک قرن است که زنان در یکی از پرتنش ترین جغرافیای جهان برای کسب برابری و رفع هر نوع تبعیض تلاش می کنند. زنان ایرانی به عنوان بخشی از جنبش جهانی زنان، راه پر فراز و فرودی را پیموده اند. در قرن اخیر بی تردید کمتر حادثه مهمی را می توان یافت که زنان جامعه ی ما در ایجاد و به نتیجه رساندن آن نقش فعال نداشته باشند، از جنبش انقلابی مشروطه تا جنبش ملی شدن نفت، در دوران مصدق و از حضور موثر در انقلاب ١٣۵٧ و حوادث بعدی تا امروز.

حضور غافل گیر کننده ی فرهنگی و اجتماعی زنان به ویژه در گستره ی مسابقه ورود به مراکز آموزش عالی نشان دهنده ی این واقعیت است که به رغم میل بسیاری از دولتمردان، دیگر نمی توان زنان را راهی آشپزخانه کرد. این مجموعه بزرگ انسانی را دیگر نمی توان با هیچ ابزاری از تاثیر گذاری حذف کرد و ناگزیر باید برایشان فضای امن کار ایجاد نمود.

زنان به رغم نقش برجسته شان در رشد و شکوفایی علمی و کوشش موثرشان در تولید کالا و خدمات، اما سهم شان از فقر بیش از دیگران است. جهت گیری نولیبرالیستی اقتصاد کشور، بیش ترین قربانیان خود را مثل همه جای جهان، از زنان می-گیرد. تن فروشی، قاچاق موادمخدر و شرکت در باندهای بزه کاری، گدایی، و دستفروشی انواع کالاها در معابر و درون ایستگاه ها و میادین و قطارهای مترو از جلوه های سیاست اقتصادی جاری علیه همه ی مردم و به ویژه زنان زحمتکش است.

زنان کارگر در این میان ستم چند لایه و چند باره ای را تحمل می کنند چرا که در گستره ی جامعه، ستمی را به مناسبت زن بودن تحمل می کنند، در محیط کار مانند سایر کارگران ناگزیر تن به استثمار می دهند و در محیط خانه باید گرانی موادغذایی آماده را با آشپزی، گرانی پوشاک را با خیاطی، گرانی آموزش را با کم خوابی و صرف نظر کردن از استراحت و پیگیری درس فرزندان، گرانی درمان را با پرستاری های بی حد و گرانی تفریح و مسافرت را با صورتک هایی که هیچ سنخیتی با درون رنج دیده شان ندارد، برای خانواده جبران کنند.

ازدواج دخترانِ جوانِ خانواده های محروم با سالمندان صاحب ثروت که تبدیل به امری رایج شده نیز یکی از موضوعاتی است که نمی توان در این روز بدان نپرداخت، زیرا این دختران جوان که به صورت غیر رسمی فروخته می شوند همان برده-های عصرنوین هستند که با نامی دیگر به اسارت در می آیند و آینده ی تباه شان را هیچ کس فریاد نمی زند. این قربانیان فقر در پستوهای اندرونی صاحبان ثروت حتی اگر صدای اعتراضی هم داشته باشند هرگز شنیده نمی شود.
نابرابری در جلوه های مختلف، زیست زنان زحمت کش را آن چنان دردناک کرده که تحمل آن برای هر شخصی سخت و توان فرساست. مثلا گروهی از زنان تنها به دلیل ازدواج با یک کارگر مهاجر، حتی از داشتن شناسنامه برای فرزندان خویش نیز محرومند.
شاغلان کارگاه های کوچک بیشتر زنان هستند. این کارگاه ها که کمتر از ده کارگر دارند در دوران اصلاحات، توسط نمایندگان مجلس اصلاح طلب از اجرای مقررات و قوانین کار مستثنی شده اند و حتی ملزم به رعایت حداقل حقوق اعلام شده از طرف شورای عالی کار نیستند. بنابراین، شاغلان در این کارگاه ها علاوه بر این که از مزایای بیمه ی درمان و بازنشستگی، مرخصی قانونی سالانه و عیدی و سنوات بی بهره اند، برای حفظ کار خود ناچار اضافه کاری های اجباری را نیز باید بپذیرند.
کارگران زن و زنان طبقه ی کارگر باید با درک نیازهای واقعی و حیاتی، برنامه های عملی و قابل پیگیری داشته باشند و برای تاثیرگذاری در مبارزه مشترک علیه سرمایه داری و تبعیض، استعدادهای درخشان زنان را به جامعه ی کارگری معرفی نمایند. در حال حاضر مبرم ترین وظیفه ی زنانِ آگاه طبقه ی کارگر این است که به تشکل و سازماندهی کارگران زن بپردازند و با ایجاد پیوند طبقاتی میان کارگران، زمینه های مادی رشد اجتماعی خود را به وجود آورند.
همانطور که سرمایه داران اعم از مرد و زن تنها به سود بیشتر از طریق بهره کشی بیشتر می اندیشند، ما نیز باید صرف نظر از جنسیت در صفی واحد علیه سرمایه داری و بهره کشی کوشا باشیم، چرا که پیشبرد امر زنان زحمت کش، بدون حضور فعال کارگران مرد و مبارزه ی طبقاتی بدون دخالت زنان برابری خواه حتی در صورت پیروزی، با دوام نخواهد بود.
ما همچنان معتقدیم که برای رفع تبعیض از زنان پیش نیازهایی وجود دارد که به چند نمونه از آن به اختصار اشاره می کنیم:

1- تاسیس شیرخوارگاه و مهد کودک در همه ی بنگاه های تولیدی و خدماتی و محلات برای زنان شاغل.
2- ایجاد آشپزخانه های عمومی در همه ی محلات برای تهیه غذای با کیفیت و با قیمتی متناسب با دستمزدهای رایج و حداقلی.
3- ایجاد رخت شوی خانه های عمومی برای نجات زنان از کار خانگی.
4- الزامی شدن دستمزد برابر با مردان در مقابل کار مساوی
5- تا ایجاد شرایط فوق، دستمزد کار خانگی زنان باید توسط دولت و کارفرمایان محاسبه شده و به حساب ویژه ی آنان واریز شود.
6- سرپرستی مادر، برابر با پدر بر فرزندان، چه در دوران زیست مشترک و چه در موارد جدایی یا مرگ همسر به رسمیت شناخته شود و تامین معاش و حمایت قانونی از زنانی که اجبارا به تنهایی سرپرستی خانواری را عهده دارند در قوانین لحاظ گردد.
7- بیمه ی کامل و امکان استفاده از خدمات درمانی و مستمری بازنشستگی برای همه ی زنان
8- رفع تبعیض در اشتغال و تحصیل در همه ی سطوح و آزادی در انتخاب مشاغل و حرفه ها و حذف ممنوعیت های قانونی که ریشه در تبعیض جنسیتی دارد.
9- حق داشتن تشکل های مستقل برای فعالیت های اجتماعی و مشارکت در تدوین قوانین به طور عام و حضور تعیین کننده در موارد مربوط به حقوق زنان از طریق نمایندگان واقعی تشکل های مستقل زنان
10- به رسمیت شناخته شدن حق زنان بر بدن خویش من جمله حق سقط جنین در بارداری هاری ناخواسته
11- ممانعت قانونی از ازدواج های اجباری و ازدواج های زیر سن قانونی (18 سال) و برابری با مردان در استفاده از حقوق تابعیت و شهروندی و به رسمیت شناختن حق طلاق زنان
12- حمایت های قانونی و عملی مقابل خشونت های خانوادگی و بردگی جنسی

کانون متحد کارگری «کمک»
18/12/94

Advertisements

نظر شما

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s