دو شعر از فلزبان

،، چهارشنبه سوری ،،

از آتشِ دلم –
بپَر !
زآن پیشتر –
که از سرکوبِ دستمزد ،
شعله ور شویم .
سُرخیِ آتشینِ تو –
از من
زردیِ تشکُل های من –
از تو .

فلزبان
۹۴/۱۲/۲۵

تا –
من ، چکُش پنهان می کنم
دانشجو قلم ،
تو که بیکاری ، مُشت !
با سرکوبِ دستمزد
ما را –
خواهند کُشت .

فلزبان
۹۴/۱۲/۲۴

Advertisements

نظر شما

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s