سه شعر از فلزبان

،، خود شکن! آيینه شکستن؛ خطاست. ،،

میدانم نو روز است ؛ امٓا–
پنهان شده ام و دست–
به دعا ؛ تا مهمانی–
آيینه ی دستمزد را روبرویم نگیرد.
فلزبان
۹۵/۱/۳

،، هفت سین ،،

سینِ سیری ناپذیری ها
ز سود
سینِ این دستمزدِ اندک –
هم ربود
سیب وسکه بُرد :
که من سرمایه ام ؛
در غیابِ موجِ رقصِ دستِ ما
مانده بر این سفره ی
هفت سین –
سماق .
فلزبان
۹۵/۱/۲

تا –
با دستانِ کار
ننشانیم –
روی پا ؛
بد جوری راه می رود
روی سر !
دنیا .

فلزبان
۹۵/۱/۱

Advertisements

نظر شما

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s