مبارزات انتخاباتی با شعار های پوپولیستی

کاندیدادهای انتخابات ریاست جمهوری به دو دسته عمده تقسیم شده اند. گروه حاکم که هنوز اهرم های اجرایی را در اختیار دارند و با ژستی لیبرالی و در شکلی به ظاهر قابل انطباق بر منطقی واقع گرایانه از برنامه های نو لیبرالی (تعدیل ساختاری و خصوصی سازی ) دفاع می کنند و اشک تمساح برای معیشت مردم فقیر شده می ریزنند، بدون آن که این پدیده را علت یابی کنند. ولی با ادعای چند برابر کردن دریافتی محقرانه ی صدقه بگیران صندوق های خیریه، کار دولت را به عنوان توجه به مردمان زحمت کش توجیه می کنند. ولی در مورد حداقل حقوق کارگران که با تولید اجتماعی چرخهای صنعت و اقتصاد کشور می گردانند با سخت گیری وبه کمک آمار «مهندسی شده» اجازه یک رشد منطبق با تورم بالای اجتماعی را نمی دهند و قدرت خرید کارگران را با ترفندهای مالی – لیبرالی در حداقل ممکنه پایین نگه می دارند. ولی با مالیات های غیر مستقیم و گران کردن سالانه آب و برق و گاز و . . این قدرت خرید نا چیز را بازهر چه بیشتر بی ارزش می کنند.
از سوی دیگر این آقایان حداقل دانش و درک را از مسایل اقتصادی ندارند که بدانند با بالا رفتن قدرت خرید کارگران بازار خرید کالا رونق می گیرد و با بالا رفتن تقاضای کالا رکود شکسته می شود و چرخ های صنعت و اقتصاد شکوفا می گردد. این جماعت گوش به فرمان اقتصاد دانان وطنی صندوق بین المللی پول (فراماسیونرها) ؛هم چنان بی خبر از علت های اصلی بحرانهای اقتصادی – اجتماعی بر طبل برنامه های صندوق بین المللی پول امریکایی می کوبند. و مانند کوری که عصایش را گم کرده، خود را به در و دیوار می کوبند تا به مردم بقبولاند هیچ راه دیگری از نظر اقتصادی برای بیرون رفتن از این شرایط نا هنجار وجود ندارد!!! {همان گونه که در سال 95 اعلام نمودیم اتحادیه نیروی کار پروژه ای ایران آماده است در برنامه ای زنده مشاوران ارشد رییس جمهور در امور اقتصادی را در مقابل مردم ایران به چالش بگیرند تا درون مایه ضد بشری این راه رشد اقتصادی را افشا نمایند.}
گروه دوم اصول گرا ها هستند که با انگشت گذاشتن بر کاستی های اجتماعی دولت فعلی را به زیر شلاق نقد می کشند ولی شعار هایی که در این زمینه مطرح می کنند سطحی و پوپولیستی است. این شیوه آقایان بیان گر این واقعیت است که برنامه ای برای این ادعای خود ندارند. زیرا متکی بر بالابردن یارانه تا مبلغ 250 هزارتومان شده اند که با قدرت اقتصادی و هزینه های جاری و ثابت حاکمیت در تضادی آشتی ناپذیر است. ادعایی است بدون درون مایه و سرشت، که قابلیت کاربردی شدن را ندارد. تنها شعاری برای جمع آوری آرای مردم است. مشابه کیسه های سیب زمینی دولت اصول گرای پیشین. کاندیدای دیگر اصول گرا انگشت بر وام ازدواج و بالا بردن آن گذاشته است بدون توجه به واقعیت های موجود زندگی جوانان؛ جوانی که کار ندارد واگر کاری هم گیر بیاورد امنیت شغلی ندارد زیرا پیمانکاران می توانند هر آن آنها را از کار اخراج کنند زیرا همین اصول مورد تایید اصول گراها تعدیل ساختاری و خصوصی سازی متکی براصل اختیار تام قوانین بازار است که در عمل کارفرما را در موقعیت قدرتی فرا تر از قانون برای اخراج کارگران قرارمی دهد. به مقررات مناطق آزاد و تجاری – صنعتی مراجعه گردد.آری نبود امنیت شغلی یکی از اصول تعدیل ساختاری و خصوصی سازی است که هم اصول گراها وهم به اصطلاح «اصلاح طلب ها» بدان باور دارند و خود را متعهد به کاربردی کردن آن می دانند.
چنین جوانی که کار ندارد و اگر هم این مفقود اثر را بیابد قادر به حفظ آن نیست، در این صورت این جوان چگونه باید اقساط وام ش را پرداخت کند؟! خانه را با کدام پول اجاره کند؟ تازه بر فرض محال اگر بتواند این شغل را با پاچه خواری و حقیر کردن شخصیت خود حفظ کند طبق سنت های مرسوم جمهوری اسلامی پس از 6 الی 7 ماه باید یک حقوق دریافت کند در این مدت زمان خانواده اش با این شرایط چگونه باید زندگی کند؟! و . . .واقعیت سیلی سختی است بر چهره ی افرادی که قصد عوام فریبی ندارند و صادق هستند. از سوی دیگر معلوم نیست این آقایان این پول ها را از کدام منبع مالی پرداخت خواهند کرد؟ از مالیات غیر مستقیم که باز هم بارش بر دوش مردم فقیر است، مالیات مستقیم که که خدا پدرش را بیامرزد زیرا آقایان برای» بهبود شرایط » سرمایه گذاری » کارآفرین» های وطنی و خارجی قیدش را زده اند. می ماند دلارهای نفتی که پس از برداشتهای رانت خوران آنچه باقی می ماند برای صنایع نظامی هزینه می شود. از این رو این کاسه خیالی آقایان ؛ هم چنان برای مردم ایران تهی خواهد بود. لذا این ادعای آقایان بی پایه و غیر واقعی است.

امروز 11 اردیبهشت روز کارگر روزی که در زیر خاکستر ستم طبقاتی پنهان شده است، در این روز آقای رییس جمهور فرمودند: » بدترین نا امنی نا امنی شغلی است » آدم بیاد آن ضرب المثال معروف می آفتد: با این مضمون،» از کرامات شیخ ما چه عجب، شیره خورد و گفت شیرین است» شما رییس قوه اجراییه هستید و هنوز لایحه اصلاح قانون کار را که این امنیت شغلی را از میان برده و بقیه کارگران را هدف قرار داده و دست پخت وزرای شماست از مجلس پس نگرفته اید آن هم پس از آن همه اعتراضات کارگری ولی در عوض هر روز یک ترفند جدیدی را وزرای شما برای مسخ قانون کار پیاده می کنند و شما از ناامنی اشتغال می نالید!!!!
به طور حتم کارگران ایران مقصرند که دولت شما و دولت های پیشین پس از جنگ، قانون اساسی را دور زده اند و قانون کار را برای برای 90 درصد کارگران ایران بی اثر و خنثی کرده اند و در حال حذف کامل آن از بازارکار ایران هستند. جناب رییس جمهور شما که شعار تدبیر می دادید چرا برای این خود کرده (لایحه اصلاح قانون کار) تدبیری نمی اندشید ولی از دست آن، می نالید!!! یکی از کاندیدادهای اصول گرا مدعی شده برخی از مردم زندگیشان را با همان یارانه 45 هزار تومانی اداره می کنند. معنای دیگر این ادعا این واقعیت است که این خانواده های در مانده با این مبلغ در یک ماه تنها حداکثر می توانند 35 عدد نان سنگک(1300 تومانی ) برای زندگی خود خرید کنند!! همان نانی که در ابتدای سال 94 مبلغ 600 تومان بود ودر سال 95 تا نرخ 1300 تومان رشد کرد ولی آمار «مهندسی » شده ی شما آن را تک نرخی اعلام نموده است. رشد بیش از صد درصد تک نرخی شده است آیا این نیز از کرامات شیخ ماست؟ آن کاندیدا سپس اعلام نمودند باید این یارانه بیشتر شود.
این جناب مردم ایران مشتی صدقه بگیر تصور می کنند که باید برای رضای خدا چِندر غاز بیشتر جلوی آنها انداخت. آقایان این ثروتها ودلارهای نفتی که خودی های شما دراختیار گرفته اند مال همین مردم له شده ومسخ شده است که قراربود دولتهایی که خود را زیر پرچم دین پنهان کرده اند به جای منافع دلالان (کار آفرینان) با سرمایه گذاری در صنایع مادر، کار تولید کنند وجامعه را از نظر اشتغال و توسعه صنعتی شکوفا نمایند ولی این سرزمین را به دیار خود فروش ها معتادها بیکارها و گورخوابها و کارتن خوابها و کودکان بیسواد خیابانی بدل کرده اند. کشوری که به اعتراف سازمان ملل پنجمین کشور ثروتمند جهان است به علت منابع کانی و دانش آموختگان آن که بزرگترین موسسات تحقیقاتی آمریکا و اروپا و کانادا و . . . را پُر کرده اند. ولی شما با اتکا به اقلیتی متظاهر به نام «خودی» باز به اعتراف خودتان شاهد بزرگترین دزدی های تاریخ هستید!!
برخی دیگر مدعی شدند می توانند تعداد زیادی شغل ایجاد کنند و یا سطح اشتغال را بالا خواهند بُرد، این ادعا این پرسش را مطرح می کند، آیا دولت های پس از جنگ که یک طیف رنگارنگ از انواع خودی ها بودند چرا طی 28 سال جاری نا توان از کاربردی کردن این ادعا فعلی شما بوده اند؟ آیا همه آنها بی لیلقت بوده ویا ، خیانت کرده اند؟! حالا شما آمده اید و می خواهید جبران مافات کنید؟! یا آنها و شما به دلیل یک علت اصلی و عمده ناتوان از کاربردی کردن این ادعا هستید؟! شما بر خلاف ادعاهایتان راه رشد اقتصادی را در پیش گرفته اید( سرمایه داری مالی یا تعدیل ساختاری و خصوصی سازی ) که به ناچار باید این عوارض را به جامعه تحمیل کنید وتا زمانی که در این مسیر راه می پیمایید، گریزی از هرچه بیشتر فاصله طبقاتی وجود ندارد و از روند ژرف تر شدن بحران های اجتماعی گریز نخواهد بود.

ما تصور می کنیم که کارگران ایران به فردی رای خواهند داد که مناسبات اقتصادی نولیبرالی را نفی نماید و به اصل 44 قانون اساسی ایران که دستآورد انقلاب بزرگ مردم ایران است باز گردند و اصلاح قانون کار را در جهت بالا بردن قدرت خرید کارگران و تعمیم این قانون به گونه ای که، هر نیروی کار حتی یک فرد را شامل گردد.

اتحادیه نیروی کار پروژه ای ایران
سخن گو ناصر آقاجری

اول ماه مه روز کارگر 11 اردیبهشت 96 برهمه کارگران وزحمت کشان ایران فرخنده باد.

Advertisements

نظر شما

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s