بحران اجتماعی- اقتصادی، پس از فروکشی آن

22 دیماه 96
بحران و درگیری های اجتماعی؛ فروکش شده، ناشی از مناسباتی ضد انسانی است که نحت نام تعدیل ساخناری و خصوصی سازی مرده ریگ دولت رفسنجانی، از سه دهه پس از جنگ هر روز بیشتر ایران را به پرتگاه نیستی نزدیک تر می کند. مناسباتی که امپریالیسم جهانی برای بقای ساختار سرمایه داری، به کشور های وابسته به این نظامِ که مبتنی براستثمار انسان از انسان هستند، تدارک دیده است. برخی آگاهانه و برخی ناخواسته و به دلیل بی خبری ازسرشت واقعیت های اجتماعی این مناسبات ددمنشانه را، به جای برخی اصول قانون اساسی در ایران کاربردی کرده اند. در چنین مناسبات اجتماعی منافع اکثریت مردم فدای برنامه های اعلام شده ی نهاد مالی – امپریالیستی صندوق بین المللی پول می گردد.

سیاست هایی که تنها در جهت منافع سرمایه داری جهانی و یک اقلیت دلال صفت بی خبر از درون مایه مدنیت وطنی، قرار می گیرد. زمانی که نوع انتخابات استصوابی را برای تایید چنین ساختاری در جامعه عملی می نمایید و آزادی های اندیشه را به بند می کشید، خیزش های اجتماعی غیر قابل اجتناب می گردد. جامعه را تنها با دمکراسی و مناسباتی که استقلال اقتصادی کشور را تضمین می نماید می نوان به سوی توسعه صنعتی – اجتماعی پیش برد و به گونه ای انسانی اداره کرد. ولی با دیکتاتوری تنها با تکیه به قدرت اسلحه و کشتارِ د د منشانه تنها برای مدت کوتاهی می توان مدیریت نمود. ایران دارای دیرینه ترین خیزش های اجتماعی – اقتصادی در تاریخ باستان و معاصر جهان است. مردم این سرزمین در برابروحشیانه ترین حاکمیت های عشیره ای که برای دگر اندیش هیچ حقوق قانونی قایل نبوده، هرگز تسلیم نشده است. اگر به صورت موقت عقب نشسته ولی پس از مدتی توانسته آن مناسبات ضد انسانی را با فرهنگ و تمدن آشنا کنند و هویت داد خواهانه ایرانی را باز تولید نمایند.
این اعتراضات در سطح و ظاهر اجتماع فرو کش نموده است. ولی با شدت ویرانگری به ژرفای اجتماع فرو رفته است. با تظاهرت بی خطر ولی آب ونان دار دولتی پس از فروکشی خیزش های اجتماعی نمی توان علت های اقتصادی – اجتماعی را که این انفجار را ایجاد کرده بود از میان بردارد. علت اصلی هم چنان با همه ویژگی هایش در ژرفای جامعه باقی مانده و انفجار بزرگتری را در آستین دارد. آقایان فراموش نکنید دهه هفتاد را، زمانی که زحمت کشان شهری در اسلام شهر در مقابل کاربردی شدن مناسبات نولیبرالی که آنهارا با فقر و بیکاری و گرانی جان به لب کرده بود و به چالش گرفته بود، چگونه مردم را وادار به پاسخی کم نظیر به حاکمیت سرمایه داری دلالی – دولت سازندگی کرد. مردم اسلام شهر با یک خیزش توده ای حاکمیت نولیبرال » سردار سازندگی» را به چالش گرفتند. دولت وقت که خود این مناسبات ضد انسانی را به ایران آورده بود. در سال74 با سرکوب خونین صدای اعتراض مردم را خفه کرد. در شکل دولت پیروز این تحولات شد. ولی آن مناسبات نو لیبرالی به وسیله دولت های بعدی ادامه یافت. چون دولت های پس از دولت رفسنجانی هم درکی از سیر تحولات اجتماعی نداشتند همان مناسبات را به گونه ای وسیع تر توسعه دادند و 14 سال بعد در سال 88 خیزش میلیونی مردم در تهران را دیدیم که ساختار تعدیل ساختاری و خصوصی سازی را به شدت لرزاند. ولی باز درنهایت حیرت مردم تنها سرکوب خونین را شاهد بودند و چسباندن برچسب های ناشایست به خیزش مردم را. از آن پس دولتی روی کار نیامد که دارای آن ضریب هوشی باشد که بتواند به علت واقعی بحران اجتماعی – اقتصادی بپردازد و ریشه بحران را کاوش نماید. اکثر مردم تصور می کردند، دولت های پس از جنگ کورهایی بودند که در باتلاق مناسبات خود ساخته فرو می رفتند و از آن فاجعه اطلاعی نداشتند. هشت سال بعد در دی ماه 96 این بار خیزش مردم در یک یا دو منطقه باقی نماند و بیش از 80 شهر و روستا را در خود فرو برد. ابعادی استثنایی که درون مایه آن نیز با خیزش های پیشین که خواهان تنها مشتی اصلاحات در مناسبات بودند، به کلی متفاوت بود و کلیت حاکمیت را نفی می نمودند. این واقعیت بیان گر این حقیقت است که دیگر دولت ها با ترفند و » آمار مهندسی شده» قادر نیستند مردم را فریب بدهند و راه امریکایی تعدیل ساختاری و خصوصی سازی را بروند. آیا این دولت مردان از خود می پرسند این همان مردمی بوده اند که پدرانشان با نزدیک به 98 در صد شان به جمهوری اسلامی رای داده بودند؟! ولی اینک در انتصابات حکومتی نزدیک به 50 درصد آنها به کلی در انتخابات شرکت نمی کنند. و درهمین وقایع اخیر، در دی ماه 96 با یک انفجار اجتماعی، نفی آن را فریاد کشیدند. آیا از خود پرسیده اید چه کسانی سرشت قانون اساسی را به مرور وارونه نموده اند؟ شما اقلیت حاکمیت، درون مایه قانون اساسی را نفی کرده اید یا این مردم؟ شما قانون کار را سترون نموده اید یا این مردم ؟ مناسباتی که شما کاربردی کردید بیکاری و فقر و گرانی را گسترش داده یا این مردم؟ 30 سال دوره تعدیل ساختار و خصوصی سازی که شما به جامعه تحمیل کرده اید همه صنایع کوچک وبزرگ تولید کالایی را به رکود کشانده و همه کارگرانش را بیکار نموده است، تا چند آقازاده با » ژن برتر» در دلالی بین المللی ثروتمند گردند. از سوی دیگر با واگذاری منابع طبیعی به برخی دیگر وغارت جنگل های شمال و عدم نظارت دولت بر حفر چاه های عمیق، ایران را به یک کویر بزرگ غیر قابل زیست تبدیل نموده اید. آنچه از زندگی در این سرزمین باقی مانده به سرعت در حال طی کردن روند نیستی است. بیکاری و فقر و سقوط قدرت خرید مردمبه ارقام فاجعه باری رسیده است. همه این پدیده ها برآیند این 30 سال حاکمیت نولیبرالی شماست. حتی با گزارشات » مهندسی » شده ی دولتی شما هم این روند فاجعه بار، حیرت آور است. در آماری که در تیرماه 96 از سوی وزارت راه و شهرسازی منتشر شد، اعلام گردید: » 32 درصد مردم ایران زیر خط فقر هستند.» و باز طبق همین گونه آمار» قدرت خرید مردم 15 درصد سقوط کرده است.»
ما به عنوان کارگرانی که با تولید صنایع مادر کشور، در ژرفای واقعیت های اجتماعی بسر می بریم و مناسبات اقتصادی و سیاست های در عمل امریکایی – مک کارتیسمی شما دولت مردان، زندگی اجتماعی ما را به شدت به تباهی رانده است. لازم دیدیم باز به شما یاد آوری کنیم. به جای سرکوب مردم جان به لب رسیده، در مناسبات اقتصادی نو لیبرالی تجدید نظر کنید. و این وصله امپریالیستی را از تن جامعه دور نمایید. کلیه زندانیان سیاسی در حوادث اخیر را و فعالین کارگران و فرهنگیان در بند را آزاد نمایید. به جای بی اعتمادی به مردم و به راه انداختن انتخابات استصوابی آزادی را به جامعه بر گردانید. آزادی اندیشه فرصت طلبانی را که زیر پوشش عبا وعمامه و مهر پیشانی، فساد اجتماعی را ترویج می کنند، از میان می برد. کارگران ایران می توانند با کمک شوراها کارگری مدیریت کارخانه های تولیدی را با کیفت بالا و دور ریز کمتر باز تولید نمایند. می باید در پروژه ها به جای حراست و نیروهای سرکوب، سندیکا ها و شورا های کارگری اداره امور تولید را در کنار مدیریت صنعتی دانش آموخته به دست بگیرند. اصل 44 – 45 قانون اساسی کشور می باید با نظارت مردمی کاربردی گردد. در ایران کسی با مذهب مردم مشکلی ندارد. مشکل سیاست هایی است که حقوق قانونی مردم را پایمال نموده است و تا زمانی که به این واقعیت ها نپردازید، خطر خیزش بعدی یا بعدیِ بعدی، شما را با خود جارو خواهد کرد. در این واقعیت تاریخی هیچ تردیدی نیست.
پیام ما برای کارگران و فعالین کارگری ایران شعار همیشگی کارگران جهان است. اتحاد. اتحاد بدون وحشت از باور های متفاوتِ دیگر کارگران. ما باید یکدیگر را با اختلاف نظر هایمان بپذیریم و اگر در یک سازمان صنفی یا سیاسی نمی توانیم در کنار هم باشیم، می باید جیهه ای با حفظ باورهایمان برای آزادی و عدالت اجتماعی تشکیل دهیم. تنها روشنفکران طبقه متوسط و تکنوکرات های فرصت طلب، از شرکت در چنین جبهه ای گریزانند.
اتحادیه نیروی کار پروژه ای ایران
سخن گو ناصر آقاجری
22 دیماه 96

Advertisements

نظر شما

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s