سه نما از زندگی کارگران ایران در حاکمیت نولیبرالی

17 بهمن ماه 1396
با توجه به تلاش دولت های پس از جنگ که در عمل تنها وظیفه ای که برای خود قایل شده اند پاسداری از منافع سرمایه داران به خصوص سرمایه داران «خودی» است. ولی در گفتار همان واژه های مندرس و رنگ و رو رفته اوایل انقلاب را نجویده، به خورد مردم می دهند. واژه هایی کلی که هیچ پشتوانه اجرایی ندارند. بنای 40 ساله ای بر کلمات، که با کاربردی نشدن حتی یکی از آن وعده ها، به بزرگترین دروغ های تاریخی ایران تبدیل گردیده اند. زمانی که این بنای بی پایه را در کنار عمل کرد حاکمیت قرار می دهیم که از قانون اساسی آن اصولی را کاربردی می کنند که حاکمیت اقلیت خاصی را تایید می نمایند، و اصولی را که به حقوق مردم پرداخته است ( اصل 45 و . . .) در عمل حذف نموده اند، ابعاد این دروغ بزرگ بنام تداوم هدف ها و برنامه های انقلاب مردمی 22 بهمن افشا می شود. از سوی دیگر برای ممانعت از افشای این عملکرد خلافِ هدف های انقلاب مردم داد خواه وآزاد اندیش و نفی اکثر اصول قانون اساسی به ویژه با عدم کاربردی کردن اصل آزادی اندیشه و باز گشت به مناسبات قرون وسطایی، آقا و بنده یا همان نگرش مراد و مریدی، شرایطی را فراهم نموده اند که جز انقلابی دیگر راهی برای مردم باقی نگذاشته اند.

این ستم نسبت به اکثریت زحمت کشان به ویژه کارگران ایران نمود عینی و چشم گیربیشتری دارد. در این ساختار وا مانده در هزاره های عشیره ای در مقابل کارِ گارگران؛ سرمایه داری هار و د د منش نولیبرال حق دارند ماه ها حقوق کارگران را پرداخت نکند( به اعتراف روزانه ی رسانه های حاکمیت) و در قبال اعتراض آنها با شلاق و زندان به آنها پاسخی به اصطلاح قانونی می دهند. کارگران را مانند جنایت کاران به محاکم شرعی می برند. در حالی که آنها حقوق توافق شده اشان را مطالبه می کنند؟؟!! (مزد در مقابل کار انجام شده) در تاریخ جهان این چنین ساختاری را با کدامین واژه ها می باید تعریف کرد؟!
اتحادیه نیروی کار پروژه ای ایران برای روشنگری کارگران ایران و همه حقوق بگیران که با طرح های اصلاح قانون کار و کارورزی به مرور از شمول قانون کار خارج می شوند و مساوات در فقر و بی قانونی به تدریج دامان همه از جمله کارگران و حقوق بگیران دولتی را هم خواهد گرفت. برخی اطلاعات از چگونگی کوتاه شدن ساعات کار در کشور های صنعتی پیشرفته را اعلام می دارد.
در قرنهای 18 و 19 ساعات کار در کارخانه های تولیدی کشورهای صنعتی غربی مانند انگلیس هم چون امروز اردوگاه های اجباری کار در ایران 16،12،10، ساعت کار شدید بود. ولی با این امتیاز نسبت به کارگران پروژه ای ایران، که آنها حداقل چند ساعت خواب را، در میان خانواده اشان بودند. کار طولانی و بی وقفه و به کار گیری کار زنان و کودکان نسلی در انگلیس به وجود آورد با ناهنجاریهای جسمی و روحی شدید که دیگر قادر نبود، منافع اقتصادی استثمارگر را تامین کند. لیبرال ها و رسانه های سرمایه داری شروع کردند به تحقیق تا علت این ناهنجاری چسمی _ روحی کارگران وخانواده آنها را در یابند. ( به کاپیتال اثر مارکس ترجمه ایرج اسکندری جلد یک مراجعه گردد). محققان علت را، در طولانی بودن ساعات کار و عوارض روانی آن تشخیص دادند. ولی تولید کالایی با تنهاهدف ش کسب سود، مانع جدی بود که نمی پذیرفت ساعات کار را که در دراز مدت منافع آنها را تضمین می کرد، تعدیل کنند. در این میان رشد جنبش های کارگری با کمک اتحادیه ها و سندیکا های متشکل؛ عاقبت توانستند سرمایه داری را وادار به عقب نشینی بنمایند. پس از مبارزات طولانی کارگران؛ با این ساختار بیمار و بدون منطق علمی به کمک ایجاد و تشکل اتحادیه و سندیکاهای بزرگ در سراسر اروپا به مرور8 ساعت کار را تثبیت کردند. ولی در برخی کشورهای سرمایه داری به قیمت مبارزات خیابانی با ارتش های سرمایه داری. ( در کشوری مانند فرانسه) سرمایه داری در نهایت مجبور شد برای کارگران حق درصدی رفاه و اوقات فراغت را قایل شود. همین پروسه هم در ایران پس از مشروطه عملی شد. ( کشتار کارگران اعتصابی پالایشگاه آبادان در زمان زضاخان مسلسل چی و در دهه 20 توسط پسرش) ولی امروز در حکومت به اصطلاح «مستضعفان» همه دستارآوردهای یک صد ساله کارگران ایران زیر پرچم حکومت دینی به چالش گرفته شده است. حتی تامین اجتماعی که با پس اندازهای میلیون ها کارگر از سال 1326 تا به امروز ایجاد شده است، با برنامه های این دولت های نولیبرالی در حال به باد رفتن و تقسیم شدن بین نوکیسه های «خودی» است.
نمای اول: اردوگاه های کار:
ساعت کار در صنایع بزرگ تولیدی ساخت صنایع مادر ایران، بدون استثنا وبا در نظر گرفتن زمان رفت و آمد کارگران از خوابگاه ها به محل کارگاه 12 ساعت است که پیمانکاران 10 ساعت آن را محاسبه می کنند. ساعت ناهار محاسبه نمی شود. عوارض ساعات طولانی کار بر روح و جسم کارگران مورد توجه این حاکمیت نیست. به خصوص زمان اضافه کاری های اجباری. به دین علت بیشتر روز ها مدت کار تا 16 ساعت ادامه می یابد. خوابگاه ها غیر بهداشتی و غذا ها بدون کیفیت و محقر است و کارگران برای جبران کمبودها غذایی، می باید خود هزینه کنند. در غیر این صورت قوای از دست رفته اشان جبران نمی شود. البته اگر پولی داشته باشند. عرف کار پروژه ای در همه دنیا دوهفته کار و دوهفته » رست» است. ولی پس از انقلاب به دلیل جنگ و این واقعیت که کارگران برای نجات ایران از این تچاوز از حق قانونی خود گذشتند و شبانه روز در خدمت بازسازی صنایع و تولید بودند، و در این 8 سال جنگ بدون توجه به حق قانونی 8 ساعت کار روزانه و یا، دو هفته کار و دو هفته رست؛ شبانه روز در خدمت صنایع کشور قرار می گرفتند و صنایع صدمه دیده را باز سازی می نمودند. وبدین گونه اجازه نمی دادند شرایط چنگی تولید را متوقف کند. آنها تصور نمی کردند اولین دولت پس از جنگ از بیکاری گسترده در کشور سوء استفاده کند، و این فداکاری کارگران را به صورت یک قانون برای کارگران قرارداد موقت یا پروژه ای به کارگران تحمیل بنماید. این عرف زمان جنگ، پس از 8 سال جنگ به اصلی برای استثمارشدیدتر از مضاعف، تبدیل گردید. کارگران با این تصور که این وضعیت یک وضعیت موقت است تا باز سازی خرابی های جنگ به پایان برسد. همه این فشار ها به جسم و جان خود را تحمل کردند. تا این که ماهیت مناسبات اقتصادی نو لیبرالی دولت های پس از جنگ افشا شد. ماهیتی که ریاکارانه زیر کلی گویی های سالانه پنهان شده بود. عوارض این شرایط غیر انسانی که حاکمیت بر خلاف اصل 45 و . . . قانون اساسی ایجاد کرد زندگی خانوادگی کارگران پروژه ای را متلاشی نمود. آمار بالای طلاق و اعتیاد به مواد مخدر در میان حتی دانش آموختگان دانشگاهی تیروی کار پروژه ای بیان گر این واقعیت دردناک است.
نمای دوم :عوارض کار پروژه ای بر همسران ومادران خانواده کارگران:
مادر می باید در شهر بدون داشتن امکانات مالی (حقوق کار خانواده) غذا، پوشاک، کرایه خانه، شهریه های مدارس به اصطلاح دولتی که در ظاهر نباید شهریه بگیرند ولی در عمل با نرخ های بالا خانواده های کارگران و حقوق بگیران را زیر فشار قرارمی دهند. دولت های نو لیبرال هم تنها وظیفه ای که برای خود قایل هستند نصیحت های پدرانه است، که » شهریه خلاف قانون است». ولی قانون کار را مناسبات تعدیل ساختاری و خصوصی سازی بلعیده است و اصول ش را به ذباله دانی ریخته است. دلال های سرسپرده عمو سام با این پیروزی تاریخی خود، به ریش مردمی که تصور می کنند در یک حاکمیت با قانون زندگی می کنند می خندند. (قانونی که در آن » حد» قطع دست دزد، برای یک آفتابه دزد، اجرا می شود. ولی خودی هایی که میلیاردی می برند، اختلاص می کنند و . . . حتی نامشان افشا نمی شود.) مادران و همسران کارگران با وجود این مقررات دلال ساخته که دولت و نهاد های وابسته پشتوانه کاربردی شدن آن است؛ (عدم پرداخت حقوق کارگران تا 6الی7 ماه) این هزینه ها را چگونه می توانند تهیه کنند؟! مگر این که تن به خود فروشی بدهند. این شرایط نا هنجار و ضد انسانی، عوارض مناسبات تعدیل ساختاری و خصوصی سازی است که حاکمیت به زندگی اجتماعی زحمت کشان شهر و روستای ایران تحمیل کرده است. مادرو همسر خانواده زیر این فشار های غیر معمول و تحمیلی به یک زن پرخاش گر، افسرده و بیمار بدل می شود. پدیده ای که در نهایت زن را مسخ می کند از این رو دیگر نمی تواند مادر ویا همسرباشد. سوء تغذیه هم مزید بر علت می گردد. از این رو همه شاهد عینی هستند که بیماری های بی شماری که خانواده کارگری توان اقتصادی مداوای آن را ندارد، دامان زن و فرزندانش را می گیرد. امروزه حتی رسانه های حاکمیت هم اعتراف می کنند که بیماری های قند، پوکی استخوان، کبد چرب، سرطان و . . . با آمار یالا همه خانواده های زحمتکشان را به چالش گرفته است. در واقع آن که تن به خود فروشی ندهد به یک بیمار روانی _ جسمی تبدیل می شود که دیگر نمی تواند مادر یا همسر باشد. این خانواده ها در صورتی که قادر به غلبه بر گرانی روز افزونی شوند؛ که دولت هر ساله به جامعه تحمیل می کند. تازه دسترسی به منابع غذایی سالم را ندارند، شیری که در اختیار آنها قرار می گیرد، به جای پاستوریزه » وایتکس ریزه است، ماست ش بیشترنشاسته می باشد، پروتین ش کالباس و سوسیسی است که چیزی فراتر از پی و آشغال روده و تفل های دور ریختنی نیست. عوارض چنین تغذیه ای همان بیماری های کشنده ای است که ذکر شد.
نمای سوم: وضعیت کودکان خانواده های کارگری.
برای رشد مغزی، روانی و جسمی کودکان وجود پروتین، اسید فولیک ومکمل های غذایی در رژیم غذایی کودکان حیاتی است. به ویژه برای خانواده های کارگری که قدرت خریدشان در اندازه خرید گوشت قرمز و سفید و لبنیات سالم نیست. در صورت عدم وجود این مواد غذایی؛ نسلی عقب مانده با نا هنجاری های روحی و جسمی به وجود خواهد آمد. که برای همیشه سر بار خانواده و جامعه خواهند بود. چنین فاجعه اقتصادی _ اجتماعی حتی در نظام » آریامهری» که نظام پس از انقلاب میراث خوارآن است.، کاربردی نشده بود. کودکان از تحصیل باز می مانند و آنهایی هم که با هزاران درماندگی امکان ادامه تحصیل می یابند، با وجود فقر و سوء تغذیه از آن ضریب هوشی محروم شده اند که درون مایه ای از درسها را دریافت کنند. این روند در نهایت از نسل آینده یک اکثریت بی دانش و عقب مانده خواهد ساخت که هر دیکتانوری بتواند مانند موم آنها را در دستان خود بچرخاند و با پنجره ای به باغ سبز، به راحتی از او یک چماق دار وفادار به نظام ضد مردمی خلق کند، تا مردمان معترض به بی داد و عدم آزادی اندیشه را، به مسلخ تجاوز و کشتار ببرند.
تنها در این میان یک ولی وجود دارد. ولی؛ مردم ایران فراتر از معادلات دلال های فراماسیونر، که ایران را به دام اقتصاد امریکایی تعدیل ساختاری و خصوصی سازی کشانده اند، می اندیشند. دیدیم مردمی که در دی ماه انفجاری به خیابان ریختند، لبه تیغ حمله خود را بر علیه این برنامه ریزان نو لیبرال گرفته بودند. وقایع دی ماه آذرخشی بود که این واقعیت را فریاد زد و در ژرفای قاعده جامعه جای گرفته است. آتشی زیر خاکستر بی داد سرمایه داران وابسته به امپریالیسم جهانی؛ که به زیر پرچم دین خزیده اند.
اتحادیه نیروی کار پروژه ای ایران
سخن گو ناصر آقاجری
17 بهمن ماه 1396

Advertisements

نظر شما

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s