انتخابات استصوابی

6 اسفند ماه 96
جناب رییس جمهوربا وجود یک تیم مجرب از استادان اقتصاد دانِ نولیبرال وطنی و آن سوی آبی، به رهبری جناب نیلی مشاور ارشد، برای بیرون رفت از بحران اجتماعی موجود که یکی از ویژگی های قابل بررسی ش، علاوه بر وجود دایمی کارگران در صحنه اعتراضات و اعتصابات، شرکت و پیوستن همه اقشار اجتماعی در آن ده روزه دیماه 96 بود. از جمله حرکت مستقل دختران خیابان انقلاب که در جمع شاید به خوبی دیده نمی شدند و دراویش گنابادی متشکل، که جدا از مردم به اعتراضات پیوستند. دگرگونی غیر منتظره و چالش اجتماعی که بویی طبقاتی می داد و ریشه حاکمیت را هدف گرفته بود، » انتخابات» را پیشنهاد می دهند. پیشنهادی که ژرفای بی خبری ایشان از بحران را ترسیم می کند.

شاید از نظر سردمداران حاکمیت در این بحران اجتماعی پیچیده و همه گیر، اقتصاد، هیچ نقش عمده ای ندارد. به خصوص اقتصادِ نوع تعدیل ساختاری و خصوصی سازی. این برداشت حاکمیت را اگردر کنار معنای نوع » انتخابات» در ایران قراربدهیم، به یک نتیجه تاریخی می رسیم: این مردم به جان آمده نیستند که به خیابان ها ریختند، فریاد زدند و حاکمیت را نفی نمودند. این ها همان » رنود» و » اوباش» و «اجامری» هستند که در دوران سلطان «محمود غزنوی اسلام پناه» بر علیه او قیام کردند و تاریخ نویس درباری «بیهقی » آنها را این گونه تعریف می نمود. که آن زمان هم به وسیله حاکمیت «اسلام پناه » سرکوب خونین شدند. حالا روح آن مردمان به جان آمده باز گشته اند تا باز هم «غوغا» به پا کنند. در تمامی سیر تحولات اجتماعی ایران از دوره ی باستان تا به امروز قیام زحمت کشان جان به لب رسیده علیه حاکمیت خود محور و بی توجه رعایت حقوق مردم را، این گونه در تاریخ، رقم زده اند.
در هر صورت به بررسی معنای استصواب و انتخابات استصوابی پیشنهادی رییس جمهور می پردازیم. استصواب در لغت به معنای: صواب جستن، صواب دیدن، راست داشتن، درست انگاشتن و صواب دید، می باشد. به لغت نامه استاد معین جلد یک مراجعه گردد. با توجه به معنای استصواب ، انتخابات از نوع استصوابی معنایی که می یابد همان نگرش دیکتاتوری پهلوی است که برای توجیه دیکتاتوری این خانواده فراماسیونر- امپریالیستی،به خبرنگار غربی گفتند:
» مردم ایران از نظر رشد فرهنگی برای دموکراسی آمادگی ندارند.»
ایشان با تداوم دیکتاتوری شاهنشاهی و مسخ توده های مردم، حاکمیت فعلی را آبستن شدند. تا مشتی نا آگاه امروز آمدن آنها را آرزو کنند. طبیعی است که جانشینان ساختار دیکتاتوری شاهی، همان استبداد قرون وسطایی را در شکل و فرم دیگری ادامه دهند. » انتخابات» در چنین ساختارهایی یک بار صورت می گیرد و آن هم برای همه نسل ها، نسل های بعدی طبق قانونی که نسل های پیشین تایید کرده اند، حق مخالفت با نگرش گذشتگان را ندارند. مخالفت با این نوع مناسبات واپس گرا را به امنیت ملی مربوط می کنند وباقی قضایا. . . از سوی دیگر برای توجیه ستم طبقاتی خود، پای آسمان ها را هم به این مناسبات اقتصادی – طبقاتی می کشانند تا با ایجاد رعب و وحشت از جهنم زمینی و آسمانی کسی به خود اجازه مخالفت را ندهد. ولی اینک ما در آن پیچ تاریخی قرار گرفته ایم که مردم خود را رو در روی همان حاکمیتی می بینند که با 98 درصد آرا با شکل گیری آن موافقت کرده بودند.
تفاوت و ویژیگی این ساختار با دیگر مناسبات سرمایه داری نولیبرالی در این واقعیت است که نظام نولیبرالی – اسلامی، طبقاتی بودن مناسبات به گونه کامل آمریکایی را، زیر پوشش یک مکتب ایدآلیستی – آسمانی پنهان می کند. تا خود را مجری فرمان های آسمانی نشان دهد و همه ستم و بیداد اجتماعی را یک حکم لاتغیر نشان دهد. این جماعت از تجربه تاریخی حاکمیت کاتولیک ها در اروپا درس نگرفته اند که چگونه مردم حاکمیت به ظاهر الهی » قدسین پاپ» را به چالشی خونین گرفتند و برای همیشه در یک شهر ایتالیا زندانی نمودند واجازه ندادند در امور اجتماعی- اقتصادی دخالت کنند.
بحرانهای اجتماعی پس از انقلاب به خصوص ده روزه دیماه 96 اثبات نمود علاوه بر طبقه کارگر که سالهاست به تنهایی و بدون تشکیلات می رزمد. دیگر اقشار اجتماعی هم وارد این روند و سیر تحولات اجتماعی شده اند و این بیان گر این واقعیت است که سکوت و آرامش اجتماعی تا دیروز، زیر فشارهای خُرد کننده نهادهای نظامی و اتهامات دروغین و مرگ آفرینی بوده است که به معترضین می زده اند. ولی اینک خشم و نفرت فرو خورده مردم سرریز شده است. در واقع، جامعه روی یک بشکه باروت نشسته است که هر لحظه امکان انفجار دارد. ولی رییس دولت با خیال راحت رفراندوم پیشنهاد می دهند. آیا این پیشنهاد توهین به شعور مردم جان به لب رسیده نیست؟ چه کسانی چنین راه حلی را برای برون رفت از بحران اقتصادی – اجتماعی با این ابعاد را، می پذیرند؟ انتخابات استصوابی و مهندسی شده ای که از همین اینک، می توان نتیجه آن را اعلام نمود. با توجه به این که در هر رفراندومی نزدیک به نیمی از جمعیتی که حق رای دارند در انتخابات شرکت نمی کنند. از این رو برای کشاندن بخشی از این مردمان به پای صندوق ها، وحشت ایجاد می کنند و با کاندید کردن امثال خلخالی ها، مردم وحشت زده را به حرکت در می آورند. البته این پیشنهاد رییس جمهوری یک درون مایه متفاوت با وعده های عملی نشده ایشان دارد. ایشان بازی با واژه ها و کلی گویی در باره توسعه و پیشرفت اقتصادی – صنعتی و رفاه خیالی و اشتغال برای جوانان و کارگران بیکار را به کناری نهاده اند و برای اثبات این که این پیشنهاد با وعده های پیشین متفاوت است، بازی را تغیر داده اند و بازی رفراندوم را پیش کشیده اند. انتخاباتی که با » مهندسی» آن می توانند چهل سال دیگر به نام » رای مردم » ساختار فردی یک اقلیت » خودی» را به نهادهای جهانی » بهترین دموکراسی ناب» و تمام عیارمعرفی کنند.
برخی از کارگران با حیرت پرسشی را مرتب در ذهن خود به چالش می گیرند: چرا در ایران که اولین کشور آسیایی بود که با یک انقلاب مردمی و مسلحانه و خونین برخی قوانین دموکراسی را به ایران آورد و الگویی شد برای دیگر کشور های آسیایی خودش هنوز در باتلاق دیکتاتوری دست و پا می زند و هر روز بیشتر در آن فرو می رود؟! پاسخ این پرسش را تاریخ مبارزات ایران از مشروطه به این سو، به روشنی داده است. ولی نظام های بسته اجازه دست رسی مردم به تجربیات مادران و پدران شان را نمی دهد. مشروطه اول با اتحاد مردم و بازار و تک و توکی روحانی مترقی و متجدد به پیروزی رسید، ولی در آن زمان » آر پی جی» وجود نداشت!! از این رو شاه مستبد برای سرکوب انقلاب مردم از توپ و ارتش قزاق تزاری سود برد و دیکتاتوری را باز گرداند. در این چرخش تاریخی نیروی عظیم سوسیال دموکرات ها که در تبریز خود را با کمک «سازمان غیبی علی موسیو» متشکل و مسلح کرده بودند، 18 ماه مسلحانه دیکتاتوری را به چالش گرفتند. (به کتاب انقلاب مشروطه اثر ماندگار احمد کسروی مراجعه گردد) سپاه برخی فیودال ها که در کشتار مردم تبریز شریک جرم دیکتاتوری محمد علی میرزا بودند، با نا امید شدن بر پیروزی بر سوسیال دموکرات ها، محاصره را ترک کردند وپس مدت زمانی آماده شدند تهران را به تصرف در بیاورند. فرصت طلب های انقلاب مانند سپهدار تنکابنی و اسعد بختیاری و یپرم خان داشناک، به دین صورت اهرم های قدرت را در دست گرفتند و به نام » قانون » سوسیال دموکرات ها را در تهران به نام خلع سلاح » دولت مشروطه» به گلوله بستند. کاری را که 18 ماه خونین دیکتاتوری نتوانست عملی کند. اتحاد خانهای فیودال بنام مشروطه در زمانی کوتاه کاربردی نمودند. و بدین گونه درو ن مایه مشروطه را به گور سپردند. نیرو های فرصت طلب بورژوازی ایران هم به جای اتحاد با سوسیال دموکرات ها با خان های فرصت طلب زمین داران بزرگ متحد شدند، تا منافع اقتصادی خود را پاس بدارند. بو رژوازی ایران نیروی اجتماعی که ترکیبی از بورژوازی صنعتی و تجاری بود، آماده نبود منافع مالی خود را به خطر بیندازد از این رو به جای ادامه مبارزه با نفوذ امپریالیسم و اتحاد با سوسیال دموکرات های ایران، به فرماسیونرهای فیودال پیوست و مناسبات اقتصادی وابسته به امپریالیسم را پذیرفت. با این چرخش سرمایه داری در ایران، و واردات کالا های سرمایه داری جهانی، بورژوازی ایران به جای سرمایه گذاری در صتعت و تکنولوژی به سوی تجارت و زمین داری چرخید و در عمل تن به واپس گرایی داد. تا به جای سرمایه گذاری وسیع در صنایع شرایط برای واردات تولید کالایی امپریالیسم آماده تر گردد. در واقع منافع ملی را فدای منافع فردی و سود جویانه خود نموده است. این گرایش ارتجاعی سرمایه داری وابسته به منافع امپریالیسم و دوری سرمایه داری ملی کوچک از نیروهای عدالت خواه وآزادی طلب چپ، یکی ازعوامل عمده پایداری دیکتاتوری در ایران بوده و هست. عدم وجود یک مناسبات اقتصادی مستقل در ایران مردم خشمگین در سال 57 را به سوی شعار استقلال، آزادی و جمهوری کشاند، که با مناسبات تعدیل ساختاری و خصوصی سازی استقلال به گور سپرده شد و آزادی را هم همان روزهای اول چماق داران از میان بردند و جمهوری هم با حاکمیت مطلقه به یک کاریکاتور تبدیل گردید.
یکی از پدیده های پیچیده در سیر تحولات اجتماعی امروزه ایران، نقشی است که روشنفکران طبقه متوسط ایفا می کنند. آنها در این شرایظ بحرانی که آخور پُر جوی خود را در حال از دست دادن می بینند، برخی چپ نما شده اند. و به نام چپ نو و مدرن فلسفه علمی را در تریبون های متعددی که حاکمیت در اختیارشان قرار داده به چالش گرفته اند. برخی اصول علمی مانند ماتریالیسم تاریخی را نفی می کنند و با انکار امپریالیسم، لنینیسم را هم کنار می گذارند. در سایه رسانه های حاکمیت با خیال راحت نظریه پردازی می کنند و چون نقدی بر نظریاتشان اجازه انتشار ندارد به توهم خود باوری رسیده و به دین صورت تفرقه را در جبهه چپ گسترش می دهند و در عمل به مانعی در ایجاد تشکل در میان دانشجویان وکارگران ایران تبدیل شده اند. آیا همین گرایش واپس گرای بورژوازی ایران از مشروطه تا به امروزکه برای اتحاد با نیروهای میرنده اجتماعی همیسه پیش قدم است و از نظر مناسبات اقتصادی هم با گرایش به زمین داری و حداکثر سرمایه گذاری در ساخت و ساز و تجارت ، با دور شدن از سرمایه داری صنعتی که شرایط بازار آزادِ تعدیل ساختاری و خصوصی سازی به آنها تحمیل می کند، یکی از دلایل وجود عینی امپریالیسم نیست؟ برخی دیگر از این جماعت که تا دیروز در جبهه کار بودند، امروز تواب و رفسنجان ایسم شده اند عدم شرکت نیروهای معترض در انتخابات استصوابی را یک حرکت ضد انقلابی می دانند، با این نگاه روشنفکران خرده سرمایه داری تصویب هر قانون طبقاتی به وسیله دولت های نولیبرالی و تصویب آن به وسیله نمایندگان مجلس که تنها نماینده اقلیت سرمایه داری ایران هستند، با عدالت اجتماعی و آزادی منافاتی ندارد. و یا شاید مانند برخی مذاهب ارتجاعی چون . . . نباید در سیاست دخالت کرد و مطیع حاکمیت های ستم گر بود. هم چون » سِر بهاء الله» که ستم شاهی ناصر الدین شاه قاجار را پذیرفته بود ( به کتاب از گات ها تا مشروطه استاد محمدرضا فشاهی رویه 234 مراجعه گردد)
برای یک انتخابات مردمی باید همه نیروهای اجتماعی فرصت داشته باشند نگرش های خود را آزادانه با مردم در میان بگذارند و نمایندگان آنها بر صندوق های آرا نظارت داشته باشند. آیا در ایران چنین شرایطی حاکم است؟ آیا به جز یک اقلیت خودی که به دو یا چند گروه تقسیم شده اند. حزب و یا سازمان دیگری می تواند فعالیت آزاد داشته باشد؟! با وجود این شرایط،، انتخابات بی معنا و تنها به یک ترفند دیگری برای انتخاب بین بد وبدتر تبدیل خواهد شد. تا زمانی که حاکمیت مناسبات تعدیل ساختاری و خصوصی سازی را به کناری نگذاشته وآزادی احزاب و سازمان های سیاسی را در ایران تضمین نکرده است، هیچ راه حلی برای تعدیل بحران وجود ندارد. فراموش نکنید که در زیر پای این ساختاراجتماعی یک بشکه باروت اماده انفجارف قرار دارد.
اتحادیه نیروی کار پروژه ای ایران
سخن گو ناصر آقاجری
6 اسفند ماه 96

Advertisements

نظر شما

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s