به مناسبت اول ماه مه سال 97

1 اردیبهشت ماه 97
سالی پر چالشی را کارگران ایران پشت سر گذاشته اند. اعتصابات و درگیری های کارگری بیشماری را تجربه کردند ولی به صورت پراکنده که برآیندی قابل توجه نمی توانست داشته باشد. چون در میان سندیکا های مستقل کارگری، جبهه متحدی علیه لگدمال کردن حقوق آنها ایجاد نشده و حتی گروه های سیاسی که بنام دفاع از حقوق کارگران ایجاد شده اند ( روشن فکران طبقه کارگری) یک انسجام فارق از گرایشات گروهی – سیاسی ایجاد نگردیده است.

گویی همه ما در روزه های دهه 50 متوقف شده ایم. از سوی دیگر در درون حاکمیت بدون تردید مناسبات نو لیبرالیسم آن هم از نوع هایکی آن، با قدرت کاربردی می شود. نوع » هایکی» نولیبرالی که جناب نیلی و غنی نژاد ایدیولوگ وبرنامه نویس آن برای ایران هستند، این مناسبات تعدیل ساختاری و خصوصی سازی » هایکی»، باور دارد: » دولت های نو لیبرال می باید همراه با عملی نمودن این مناسبات به سرکوب سندیکا های کارگری اقدام نمایند، » مانند دوران طلایی نولیبرالی در زمانداری خانم تاچر در انگلیس و برادر» ریگان » در آمریکا از این روقانون کار، قانون اساسی، قضایی و حدود شرع، تنها در یک مورد همیشه و طی حاکیت دولت های پس از جنگ کور، کر و صد در صد بی واکنش بوده اند و آن، زمانی بود که به بررسی چند و چون و موضوع پرداخت حقوق ماهانه کارگران به خصوص کارگران قرارداد موقت مربوط می شد. منافع اقتصادی و اجتماعی مشترک بین این نهاد های به اصطلاح قانونی و دولت هایی که با انتخابات استصوابی قدرت اداره امور رابه دست گرفته و یا می گیرند، باعث شده است که برخلاف قاعده و عرف قوانین اساسی و کار و حدود شرعی که آقایان مدعی هستند به آن پایبند هستند و توافق فی مابین، کارگر و سرمایه دار، منافع کارگران ایران به گونه یک استثنا به کناری نهاده می شود و از کلیه مناسبات مدنی جامعه خارج می گردد. کارگر نه حقوق شهروندی دارد ونه هیچ حق دیگری. او ابزاری است زنده برای تولید، که درصد استحلاک آن نیز نباید محاسبه گردد. تنها به عنوان وسیله ای یک بار مصرف می باید تا صفر شدن حیات ش به تولید بپردازد تا انگل های اجتماعی فربه شوند. در صورت اعتراض به این روند فرا انسانی، آقایان نو سرمایه دارخواست ونگرش خود را با عبای روحانی، با شلاق و زندان و احکامی که مدعی ند از آسمانها آمده است، کارگران را محکوم می کنند. تا دیگران درک کنند در ساختار موجود، قوانین نولیبرالی امری الهی است که از آستین » مقدس» صندوق بین ال مللی پول بیرون آمده و به وسیله دولت های پس از جنگ در ایران کاربردی می شود. با این نگرش معترضین تنها مشتی کافر، ملحد و عامل بیگانه هستند، که تنها می باید تولید کنند و بمیرند. والی اگر پای رسیدگی » حدود شرعی» پیش بیاید احکام شان چوبه دار است.این نهایت لطف و رحمت الهی این دولت هاست، که تنها به شلاق و زندان وگاهی اوقات هم به خودکشی معترضین منجر می شود. از سوی دیگر یکی از شیوه های نا درستی که در سال گذشته مبارزان کارگری را به دام خود گرفتار کرده بود، گرایش به مبارزات فردی و قهرمانه بود که در زندان ها با اعتصاب غذای فردی آغاز می شد. در حالی که مبارزات فردی شیوه نگرش لیبرالی است نه جنبش کارگری، این شیوه استقبال از مرگ و معلولیت است که تنها مقداری خوراک تبلیغاتی برای برخی گروه های سیاسی فراهم می کند. ولی جنبش کارگری را به راهی می کشاند که جدایی و پراکندگی در میان کارگران را تشدید می کند. البته این نظر ماست. از سوی دیگر چپ های مدرن که هواداران بی شماری در میان طبقه متوسط و تکنوکراتهای لیبرال دارند (به گونه ای که زمانی از این نگرش انتقاد می شود حتی رسانه » آخبار روز» که مدعی تریبون چپ است، از انتشار مقاله اتحادیه کارگری خود داری می کند. به خصوص اگر از سوسیالیسم علمی هم در آن، دفاع کرده باشد.) بدون آن که به گذر حوادث در اطرافشان (شرایط عینی و ذهنی) توجه کنند از برج عاج نا آگاهی فریاد می کشند:
» این چپ های سنتی و ارتدوکس نمی فهمند که اگرنولیبرالی واقعا در ایران کاربردی گردد، تکنولوژی و توسعه صنعتی به ایران می آید، و با تولید انبوه، اشتغال همه کارگران و حقوق بگیران امری حتمی است که رفاه را نیز، با خود می آورد!! ( می بینیم که در اندونزی پس از کودتای آمریکایی » سوهارتو» و قتل عام یک میلیون کمونیست، نو لیبرالی را کاربردی کردند واینک کارگران اندونزیایی در حصیرآبادهایی بدون حداقل امکانات زندگی انسانی، در کثافت های نولیبرالی در هم میلولند.) از سوی دیگر این جماعت چپ سنتی و سندیکالیست ها هم، در نظام نولیبرالی می نوانند سندیکا های خود را ایجاد کنند و هر چه می خواهند کار سندیکایی انجام دهند و با توسعه صنعتی در آزادی پارلمانی البته از نوع استصوابی آن بهترین » دموکراسی» دنیا را تجربه کنند و . . . »
این مارکسیست های جوان و پیرو یاد داشت های فلسفی دوران جوانی مارکس، که مارکس را هم، چون ایدآلیسم عینی هگل را نفی نموده و ماتریالیسم تاریخی را به عنوان روند علمی سیر تحولات اجتماعی – تاریخی کشف کرده است. سنتی و ارتدوکس می دانند. بادی در گلوی خرده سرمایه داری خود می اندازند و اعلام می کنند: (نقل به مضمون)
» سرمایه داری می تواند دشواری های روند گذر از بحران ها را، خود ترمیم بنماید و از پس بحران های اقتصادی – اجتماعی ایجاد شده برمی آید. لذا فلسفه علمی و نگرش مارکسیسم لنینیسم باید دور ریخته شود. و با اصلاحات از نوع وطنی هم می توان به عدالت اجتماعی و آزادی رسید.» البته به شیوه » حضرت رفسنجانی» به صورت پنهان، خزنده و نرم.
در واقع این جماعت، سرمایه داری را، همان مارمولکی تصور می کنند، که هنگامی که در باتلاق خود ساخته گرفتار می شود، با ترفندهای ماکیاولیستی با جدا کردن بخشی از وجودش ( دم ش) خود را آزاد می سازد و سپس با ترمیم دم از دست داده شده، باز به زندگی پایان تاریخی ش، برمی گردد. ولی چگونگی این ترمیم را که ایجاد جنگ های جهانی و کشتار میلیونی انسان هایی است که مانند ربات مکانیکی به این نظام خدمت کرده اند چیزی نمی گویند!!!
ما در این شرایط پیچیده و دشوار به استقبال چشن اول ماه مه می رویم.
در این شرایط قهر ضد کارگری، کارگران گرفتار در این متاسبات ویران گر، بدون مبارزه برای درآمد بیشتر، بلکه برای توافق فی مابین انجام شده و دریافت همان چندر غاز تایید شده به وسیله » کار آفرین » های نظام نو لیبرالی – آمریکایی پس از کودتای ضد قانون اساسی و مسخ برخی از اصول آن، اعتصاب و اعتراض می کنند. پاسخ آنها را که همه از رسانه ها شنیده و می بینند چیزی کمتر از سرکوب و . . . نیست. از سوی دیگر، برخی برادران اتحادیه های . . . و کمیته ها و اتحادیه ها یرای ایجاد . . . با مشتی پول هایی که سرچشمه آن نامشخص است راهی ارتباط با سندیکا های مستقل و درگیر با کارفرما ها می شوند تا از برادان کارگر اخراج و زندانی شده حمایت کنند!! و بدین گونه خبر و عکس از اعتراضات را به گونه ای منتشر می کنند که گویی این فعالین کارگری تنها چند سیاسی از نوع چپ مدرن بیشتر نیستند و یک عالمه کارگر آنها را پشتیبانی می کنند. بدین گونه این فعالین سیاسی – کارگری، از میان سردمداران سندیکاها آنهایی را انتخاب می کنند که شعار های تندی می دهند و خواستار مصادره کارخانه به وسیله کارگران می شوند. بعد شرایط مهاجرت آنها راهم آماده می کنند تا به آن سوی آب بروند و چند روزی بعد سر از کانال های ماهواره ای سر برآورند. با این روش ها، یک قربانی در سندیکای شرکت واحد داشتیم، یکی هم تازگیها در سندیکای هفت تپه داریم. که در آن سوی آب با های و هوی دفاع از حقوق کارگران ایران، از جایی که خطری برای داد و فریادشان ایجاد نمی کند. ولی در عوض آب و نان چرب تری را هم برایشان به ارمغان می اورد، به فعالیت می پردازند. این شیوه مبارزه درنهایت این کارگران را به ضد خود، به یک عامل امپریالیسم بدل می کند. از این رو می بینیم دو سندیکای معروف که با زحمات زیاد برخی مبارزین کارگری ایجاد شده اند هم رهبران واقعی خود را از دست می دهند، چون یا در زندان هستند و یا از فعالیت با سندیکایی محروم شده اند. و خود سندیکا هم دچار چند دستگی شده است. وافراد هییت مدیره آنها بین برخی فعالین کارگری ( بخوانید بین برخی فعالین سیاسی اصلاح طلبِ چپ نما) تقسیم شده اند و انسجام اولیه خود را از دست داده اند.
در بخش کارگران قرارداد موقت، وضع فاجعه بار، شکل دیگری دارد. چون کارهای توسعه صنایع نفت به دلیل تحریم ها متوقف شده اند و بیش از دوسالی است که پروژه های نفتی به صورت بسیار محدود کار می کنند، خیل بزرگی از کارگران بیکار شده اند. در شرایط کمی اشتغال، تنها آنهایی به کار گرفته می شوند که از هر اندیشه ای پاک شده باشند و با اعتراض و چند و چون مناسبات بازار کاربیگانه باشند. «آقایان کارآفرین» هم به سبک دوران مک کارتیسم آمریکا » با نگاه به لیست بلک لیست ها، برخی را به کار می گیرند. از این رو کارگران پروژه ای هم که همه بیکار شده اند و هر کدام در یک شهر به سر می برند درآمدی ندارند که هزینه زندگی خانواده اشان را پرداخت کنند تا چه رسد که بخواهند دور هم جمع شوند واعتراضی کنند. اگر چه بخشی از معترضین دی ماه سال گذشته را این کارگران تشکیل داده بودند و بدین گونه خشم و نفرت خود را از نظام آمریکایی – نولیبرالی تخلیه کردند. کارگران کارخانه های ثابت دولتی و خصوصی هم که همگی زیر پوشش انجمن های اسلامی – صنفی، تنها به کسانی می توانند رای بدهند که اداره حراست شرکت آنها را تایید کرده باشد( البته از میان این نمایندگان برخی کارگران فعال و مدافع واقعی حقوق کارگران بیرون آمده که شایستگی آنها جای تردیدی ندارد) دیدیم که این جماعت استصوابی هم در قبال خارج شدن کارگاه های زیر ده نفر از شمول قانون کار که میلیون ها خانوار کارگری را به زیر حداقل حقوق راند و انها را برای همیشه از سنوات و خدمات درمانی و بازنشستگی خارج کرد، تنها سکوت کردند. و در مورد ایجاد مناطق آزاد تجاری – صنعتی که همه ی کارگران صنعتی قرارداد موقت ایران را هم از شمول قانون کار خارج نمود، باز هم سکوت کردن را بر هر امر دیگری ترجیح دادند. تنها وقتی روند نولیبرالیسم شرایط کار آنها را با طرح اصلاح قانون کار و طرح کار آموزی و با بند » ز» بودجه دولت، به خطر انداخت به اعتراض پرداختند. اعتراضی که دیگر نمی توانست پشتوانه همه کارگران را با خود داشته باشد.
امسال هم مانند هر سال پیشین، پیش از پایان سال، نمایندگان دولت که در واقع نماینده سرمایه داری دولتی و ضد منافع کارگران هستند و نماینده کارفرمایان که نیازی به معرفی آنها نیست و نماینده کارگران انجمن های اسلامی – صنفی که تایید شده ادارات حراست دولتی هستند، برای تعین حداقل حقوق به نمایش خیمه شب بازی چانه زنی پرداختند. این چانه زنی زمانی شکل واقعی به خود می گیرد که فراتر از اصل 43 و 44 قانون اساسی باشد و کارگران فراتر از آن چه قانون تعین کرده به دلیل تغیر شرایط اقتصادی و تورم، مطالبات بیشتری داشته باشند. نه در این شرایط که دولت های پس از جنگ برخی اصول قانون اساسی را که به حقوق مردم پرداخته نفی می کنند، و در شرایطی که حداقل حقوق برخلاف اصول قانون اساسی زیر خط فقر است. لذا این چانه زنی از درون مایه تهی شده و نمایشی فرمایشی برای فریب کارگران و حقوق بگیران ایران است. باز هم تاکید می کتیم آن چند نفر نمایندگان محدود که در این کارزار دولتی به صورت واقعی از حقوق خود و کارگران دفاع کرده اند مستثنی هستند و از زحمات آنها سپاس گذاریم.
ما در این شرایط به استقبال جشن اول ماه مه می رویم.
کارگران ایران همان گیوتینی بودند که تنها عمل کرد آنها توانست با حمایت از چنبش مردمی 22 بهمن 57 با قطع کردن گردن نظام سرمایه داری وابسته به امپریالیسم جهانی، باعث پیروزی انقلاب بشود. ولی اینک خوشه چینان انقلاب آن را مصادره کرده اند و خود را صاحب انقلاب و انقلابی معرفی می کنند. آنهایی که رهبرانشان بیش از دو سه ماهی زندان های شاهی را تجربه نکرده بودند، اینک میلیارد ها تومان سرمایه های چند نسل کارگری را بنام بند » ز» بودجه دولت، مالک می شوند همان گونه که دولت پوپولیست قیلی بخش بزرگی از این اموال کارگران را بین «خودی های» خودشان تقسیم نمودند که یکی از نمایندگان مجلس این غارتگری را افشا نمود( محجوب). تلاش آن چند کارگر شورا های اسلامی کار همراه با شوک وقایع دیماه 96 باعث شد تا حداقل حقوق امسال حدود 20 درصد تایید شود البته بدون تاثیر روی بقیه حقوق های کارگران. ولی دولت نولیبرالی که همه ابزارهای اقتصادی را در دستان خود دارد، با بازی با نرخ » ارز» بیش از 30 درصد قدرت خرید کارگران و همه حقوق بگیران را پایین آورد. به چند سند توجه کنید، مشاور ارشد رییس جمهور و ایدیولوگ نو لیبرالی در ایران چناب نیلی در مقاله ای که توسط موسسه نیاوران آماده انتشار بود اعللام نمودند:
» ثبات در قیمت ارز به نغع تولید کنندگان خارجی است، و رسما خواستار افزایش قیمت دلار شد.» 19 فروردین 97
نیلی، طراح سیاستی اقتصادی » روحانی» رییس جمهور:
» افزایش نرخ دلار، درآمد دولت را زیاد می کند.»
چناب مشاور ارشد به این واقعیت توجه نمی کند، که تولید کننده خارجی مانند آقازادگان ژن برتر نمی اندیشند. آنها با چنان قرارداد هایی به تولید خواهند پرداخت که فراتر از بازی های ارزی جناب نیلی منافع شان را تضمین می کند و تنها در این صورت به ایران خواهند آمد.
بر اساس گفته رییس کمیسیون اقتصادی مجلس در دوشنبه 20 فروردین 97
» در پنج سال اخیر کم سابقه بوده » ریال» در یک روز 8 درصد ارزش خود را در مقابل دلاراز دست بدهد آن هم پس از تعطیلات نوروزی. »
دولت بدون توجه به این واقعیت هایی که کشور را به ورطه بی ثباتی کشانده است و هم چنان مناسبات اقتصادی تعدیل ساختاری و خصوصی سازی را، که سه دهه کاربردی کردن آن، نتوانسته چیزی فراتر از بحران اجتماعی – اقتصادی در کشور ایجاد نماید، کور کورانه دنبال می کند. از این رو کارگران نمی توانند امیدی به تغیری در زندگی برده گونه خود داشته باشند. یکی از امکانات باقی مانده برای تاثیر گذاری بر روند این همه نا به هنجاریهای اقتصادی – اجتماعی نقش سازنده ای است که روشن اندیشان طبقه کارگر ایران می توانند کاربردی نمایند و آن، حداقل اتحاد عمل در میان خود فعالین کارگری است که دچار نوعی فرد گرایی نشوند تا حداقل بتوانند اتحاد همه کارگران ایران را تبلیغ کنند و عمل کردشان نمی باید به گونه ای باشد که در میان سندیکا های موجود تفرقه ایجاد کند.
از نگاه ما، تا زمانی که این در بر این پایه می چرخد، هیچ امکان امیدوار کننده ای وجود نخواهد داشت، تصور می کنیم این یک واقعیت عینی است که جنبش کارگری ایران می باید در آن تجدید نظر کند.
اتحادیه نیروی کار پروژه ای ایران
سخن گو ناصر آقاجری
1 اردیبهشت ماه 97

Advertisements

نظر شما

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s