حمایت از تولید ملی و تهدید به جنگ با «مناسبات تعدیل ساختاری و خصوصی سازی»

16 تیر ماه 97
بحران های اجتماعی – اقتصادی و بحران چدی تری در وضعیت محیط زیست و آب در ایران ، نتوانسته دولت را از راه و مناسبات اقتصادی امریکایی، تعدیل ساختاری و خصوصی سازی این مرده ریگ جناب » سردار سازندگی» به تردیدی بیندازد. این حاکمیت مطلقه هم چنان با پیگیری همه دست اندرکاران اجرایی، با وفا داری به این مناسبات امپریالیستی و بر خلاف شعار های روزهای اول انقلاب » نه شرقی نه غربی، . . . . » هم چنان خود را یک دنباله ی گوش به فرمان راه نو لیبرالی امپریالیسم جهانی معرفی می کند، آنهم به قیمت پایمال کردن حقوق کارگران و همه زحمتگشان شهر و روستای درایران، گویی کشور ما مستعمره کشورهای دیگر است و دولت های پس از جنگ وظیفه ای در قبال مردم ایران ندارند. پس از ناتوانایی و(یا یک شوک درمانی دیگرِ) دولت در کنترل منابع ارزی و فاجعه سقوط آزاد قدرت خرید ناچیز مردم و صعود درآمد دلالان (بخوانید انگل های اجتماعی) که در این حاکمیت مردم نامیده می شوند. مسیولان این فاجعه اقتصادی، در کنار کلی هو و جنجال تو خالی در باره دفاع از تولید ملی وحمایت از زحمت کشان، این گونه واکنش نشان داده اند.دعوت رییس جمهور از بخش خصوصی برای همکاری با دولت برای خصوصی سازی. تا باقی مانده منابع ملی ایران به تاراج برود. البته به زعم ایشان، با این شیوه عمل کرد، می توان بحران را مهار کرد. گویی این سی سال این دولت های پس از جنگ نبوده اند که هر کدام بخشی از آقا زاده ها و تکنو کرات های خودی را مالک بخشی از منابع ملی کشور که متعلق به همه مردم ایران بوده وهست، نکرده اند. خصوصی سازی این سی سال پس از جنگ یکی از علل وضعیت رقت بار امروز ماست.
26 اردیبهشت 97 اخبار ساعت 6 و 30 دقیقه شبکه 5 تلویزیون: افزایش 30 درصدی عوارض راه های کشور را اعلام نمود. که این باج گیری باعث گرانی همه کالاها در سطح کشور خواهد شد که گلوی مردم را خواهد فشرد.
اعلام افزایش 7 درصدی عوارض آب و فاضل آب.همان منبع خبری. پیش ازاین نرخ مترو، اتوبوس و تاکسی گران شده بود. دولتی که در این شرایط با گرانی در گرانی حتی غبار جیب زحمت کشان را هم به تاراج می برد.
14 خرداد ماه 97 برای مقابله با تحریم های آمریکا به نقل از . . . » فشار های اقتصادی را خنثی کنید» یک جمله کلی که هر کس می تواند بر اساس نیازهای خود به گونه ای آن را تفسیر کند. تفسیر دولت: دنباله روی از مناسبات اقتصادی آمریکایی نو لیبرالی است تا آن را در جهت منافع دلالان و واسطه های کار و تجارت ادامه دهد. از این رو فشار اقتصادی به کارگران و همه زحمت کشان شهر و روستا را در عمل کاربردی می کنند تا صندوق بین المللی پول با رضایت از این عمل کرد های ضد مردمی مانند دوران احمدی نژاد این دولت را هم تایید کند.این سردمداران از سویی ژرست تهدید آمیزی به امپریالیسم می گیرند و از سوی دیگر، تاییدیه نهاد های امپریالیستی را گدایی می کنند.
جناب نو بخت : » کسانی که ارز و طلا در خانه دارند، تزریق کنند تا به تولید کمک شود.» اگر مردم این منابع مالی را دراختیار داشتند که کارد به استخوان شان نمی رسید تا حماسه تیر 96 را ایجاد کنند. و شما هم به جای گدایی از سرمایه داران دلال منش(مالی) ، که دستآورد و برآیند این نظام هستند، بر آنها مالیت ببندید و بار این فجایع اقتصادی را به دوش مردم نیندازید و تجارت خارجی را ملی اعلام نمایید. تا مانع ورود کالاهای غیر ضرور به کشور شوید. طبق معمولِ این دوران حاکمیت الیگارشی دلالی؛ علت های اصلی را رها کرده اید وهم چنان با حرافی آدرس نا درست به جامعه می دهید. این جماعت نمی خواهند ببینند چگونه بخشی از سرمایه داران آمریکایی، تعرفه بر کالا های وارداتی بسته اند؟! این حرکت ناشی از دیوانگی یک رییس جمهور نیست. بلکه، واقعیتی است در پاسخ گویی به یک نیاز و یک ضرورت اقتصادی سرمایه داری داخلی آمریکا . اولین اقتصاد جهان، که خود بنیان گذار این مناسبات نولیبرالی بوده است، این گونه بدان پاسخ می دهد. ضرورت هایی که تداوم مناسبات ویران گرتعدیل ساختاری و خصوصی سازی آن را در دستور کار جهانی قرارداده است. یا در واقع نفی عملی این مناسبات ضد منافع ملی و مردمی است که شما پس از این همه تحولات جهانی نتوانسته اید آن را درک کنید. لذا شیفته وار، آن را پاس می دارید. در این میان واکنش برخی مشاوران اقتصادی دولت های پس از جنگ هم چون غنی نژادِ سر سپرده صندوق بین امللی پول و بانک جهانی، قابل توجه است.ایشان به جای جستجوی راهی برای برون رفت از بحران موچود، بحران مناسبات نولیبرالی که مغز مسخ شده ی و سرمایه زده ی آنها، به جامعه تحمیل کرده است و آن را تنها راه رهایی از عقب افتادگی قلمدار نموده است، در این شرایط خاص و بحرانی، به نفی تنها رییس دولت بعد از مشروطه ایران که گرایش ضد استعماری واقعی داشته اند نه در حرف بلکه در عمل ( دکتر مصدق ) پرداخته اند. به زعم این جماعت انگل منش با این روش ها » آزادی اقتصادی بازار » را پاس می دارند، ایشان بدین گونه تلاش مشاور ارشد رییس جمهور» نیلی» و اعلام برجام دوم ش را نفی نمودند. شکاف ایدیولوژیکی بین سر سپردگان صندوق بین المللی پول در ایران. از سوی دیگر برخی وزرا هم خود راموظف دیدند علت بحران را به زعم خود موشکافی کنند: و بدین گونه چپ رادیکال ایران را ( توده ای ها) به زیر فحاشی گرفتند: که » افشای حقوق های نجومی، کاراین ها است.» این آقا زاده ها کاری به نا درستی این گونه غارت ملت، ندارند چون آن را حق قانونی خود می دانند. وشاید آن را عملی ابوذر گونه و . . . وار می پندارند. بلکه در جستحوی راهی برای بی گناهی خود هستند. برخی دیگر با توجه به دزدی های عیان شده در میان برخی » خودی ها» سوسیالیسم را ارتجاعی می نامند. زیرا پس از بیش از سی سال تبلیغات نولیبرالی با چنان بن بستی گرفتار شده اند که راه پس و پی شان بسته شده است، از این رو باید آنهایی را به زیر ضربه ببرند که در مدت این سی سال اعلام کرده اند که این مناسبات ویران گر است و . . . .
اظهارات یک نماینده مجلس ایران :
– جناب سید جواد ساداتی نژاد نماینده استصوابی مردم کاشان:
» فضای کارگری کاشان اورژانسی شده است.اگربه وضع آنهارسیدگی نشودهمه در آستانه تعطیلی پیش می رود. شش هزار کارگر کاشان و دوهزارتولید کننده ریسندگی و بافندگی در این منطقه درانتظار رسیدگی به مشکلات شان و رفع تعطیلی کارخانجات خود هستند.»
در کنار این واقعیت های دردناک، یک وزیر دیگر علت مشکلات اجتماعی را: رسوبات افکار سوسیالیستی می دانند و وزیر دیگر کمی دیرتر اعلام کرده بودند: » مگه دولت قیم مردم است»
فرآیند نولیبرالیستی در ایران، وجود چنین افرادی است که از حداقل های اجتماعی هم بی خبرند ولی اهرم های قدرت را در دست دارند و لجام گسیخته مردم و کشور را به سوی تجزیه و نیستی می کشانند. برخی دیگر فکر می کنند سر گذر درواز غار نشسته اند و راحت جهان را تهدید به جنگ می کنند. فراموش کرده اند برای آمریکا قتل وعام میلیون ها نفر در جنگ های مختلف نیاز به هیچ توجیهی قانونی ندارد، بلکه بستگی به نیازهای اقنصاد بحران زده اش دارد. شاید این جماعت از بمب باران های اتمی آمریکا پس از تسلیم ژاپن بی خبرند ویا از بمب بارانها با بمب های ناپالم و شمیایی در ویتنام اطلاعی ندارند، آیا این همه بی خبری، واقعیت دارد ؟!! عملیاتی که در سطح جهان مرتب تکرار می شود و معنایش جنگ نبوده، بلکه نسل کشی در اندونزی، شیلی ،عراق، سوریه،افعانستان، کره و . . . ملتها بوده است. اگر جنگی صورت بگیرد همه جزایر خلیج پارس را از دست می دهیم و برای آزادی تنگه هرمز تا چند صد کیلومتری پس از سواحل را با بمب افکن های مستقر در عربستان و کویت وامارات وترکیه و افغانستان شخم خواهند زد و چند قایق تند رو شما تنها به درد چند قاچاقچی می خورد نه یک جنگ واقعی. در این صورت بیشترین صدمات را فقط مردم دیکتاتور زده ایران خواهند دید. و شما بعد از این ویرانی اگر بیشتر ادامه نیابد، یک جام دیگر زهر را نوش خواهید کرد و مدعی پیروزی خواهید در نبرد با » استکبار» خواهید شد. و مرتب فیلم سینمایی در این رابطه خواهید ساخت. وخواهید گفت: مردم اسلام را می خواستند که آن را دارند!! بقیه مسایل را «بازار آزاد» حل خواهد کرد البته با کمک چماق.
هر سال دولت طبق اصول نگرش تعدیل ساختاری و خصوصی سازی دولت های پس از جنگ، قیمت همه خدمات و کالا های اصلی را بالا می برد، وبرای توسعه بنیاد های مالی «شوک درمانی » نولیبرالی را با بازی با نرخ ارز کاربردی می کند تا قدرت خرید مردم را پایین بیاورد. و بحران های اجتماعی را به سوی انفجار بکشاند، گویی این جماعت از ارباب امریکایی خود دستور دارند تا مردم ایران را برای نفی سلطنت و ژاندارم منطقه ایش شاه، مجازات کنند. از سوی دیگر با سیاست های ضد آب خیز داری از محیط زیست هم تنها بیابانهای شوره زار به جای گذاشته اند تا ریشه آبادانی در ایران را بخشکانند تا حتی قادر به تولید گندم و نان خود هم نباشند. و با همه امکانات مالی – نظامی به سپری مدافع الیگارشی دلالانی تبدیل شده اند که جامعه را آن چنان غارت کنند که این مردمی که با قدرت سلطنت را منهدم کردند، اینک آرزوی آن را داشته باشند. هیچ جای تردیدی وجود ندارد که در این جنگ آن سوی آب هم صدمه خواهند دید، ولی آقایان نمی دانند کسانی گه در این کشور،ها صدمه می بینند مردم همین منطقه ما هستند نه امپریالیست ها، و این تنها آرزوی این کشورهای صنعتی بزرگ است، زیرا در این صورت برای باز سازی این کشور ها نیاز به سرمایه گذاری و صدور کالاهای امپریالیستی در دستور کار قرار می گیرد و اقتصاد بحران زده آنها به رونق می افتد. این همان ساز و کاز خود درمانی سرمایه داری است، که ایدیولوگ های پارلمان تاریسم تنها «ره رهایی» پس از شکست جبهه کار به خورد روشنفکران مراد و مریدی خود داده اند. ازاین رو امریکا شاید اجازه دهد موشک های شما به اندازه کافی هم ویرانی به بار بیاورند تا یک توجیه لیبرالی پسند برای نابودی ایران وتجزیه آن داشته باشند و همه منطقه مورد نظر خود را به تلی از خاک تبدیل کنند و شما هم در نهایت گمراهی وبی خبری جاده صاف کن این هدف های آنها شده اید. این که بر سر مردم چه خواهد امد برایتان به کلی مهم نیست مهم ایستادگی بر باورهای واپس گرایی است که نمی توانید آن را با واقعیت ها امروز جهان همآهنگ نمایید.
کارگران واندیشمندان طبقه کارگر ایران راه برون رفت از بحران رابه خوبی می دانند ولی تریبونی برای آگاه کردن واطلاع رسانی به مردم ایران ندارند. 50 سال دیکتاتوری پدر و پسر پهلوی و 40 سال نوع مطلقه شما، از مردم ایران پس از 90 سال اختناق مشتی از خود بیگانه ومسخ ساخته که خود را با یک کیسه سیب زمینی طاق می زنند. این درماندگان زمانی متوجه فاجعه می شوند که گیوتین امپریالیسم با دستان شما در حال قطع کردن گردن آنهاست.
اتحادیه نیروی کار پروژه ای ایران
سخن گو ناصرآقاجری
16 تیر ماه 97

Advertisements

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.