های و هوی برای . . . !

26 مردادماه 97
در یک سایت کارگری تلگرام در تاریخ 25 امردادماه97 با نظرات انتقادی یک اقتصاد دان آشنا شدم که این گونه معرفی شده بود، حسین راغفراقتصاد دان و پژوهشگر حوزه فقر و عدالت اقتصادی که از اثرات مخرب نا برابری اقتصادی و رانت بر مردم و اقشارآسیب پذیرجامعه سخن به میان آورد و گفته است:
» هزینه زندگی به شدت افزایش پیدا کرده است و قطعا پیامدهای خیلی جدی برای مردم و رفاه عمومی خواهد داشت و این امرکاملا مسلم است.»
همان گونه که یکی از مسیولین حاکمیت مدتی پیش اعلام کرده بودند: » مگه دولت قیم مردم است» !!!! با این جمله یکی از مسیولین حکومتی، پاسخ این جناب اقتصاد دان داده شده است» گور بابای مردم». این گونه پرداختن به مشکلات اجتماعی نوعی پنهان کردن واقعیت هایی است که مردم هرگز نمی باید از درون مایه آن اطلاعی بدست بیاورند. ولی همه شهامت ابراز آن را ندارند ویا منافع فردی شان اجازه نمی دهد که بگویند:

مردم حق رفاه را با انقلاب 22 بهمن و با قدرت به دست آوردند و شما آقایان در حاکمیت، آن را با ماده 44 و 45 قانون اساسی تایید کردید. ولی زمانی که بر قدرت سوار شدید از دولت رفسنجانی به بعد، نرم نرمک آن قوانین را به ذباله دان تاریخ انداختید. چگونگی آن را، شما جناب راغفر اقتصاددان» فقر و عدالت» باید بهتر از هرکس دیگری از میان اقتصاددان های نولیبرال بیشتر بدانید، که می دانید. ولی به زبان نمی آورید و هرگز به عنوان اقتصاد دان به عوارض مخرب این مناسبات به خصوص بر زندگی کارگران وزحمت کشان شهر و روستا اعتراض نکردید. منظور من همان مناسبات اقتصادی وارداتی است که به پیشنهاد امپریالیسم جهانی به وسیله نهاد هایش، صندوق بین المللی پول و بانک جهانی به حاکمیت ایران داده شد و به وسیله دولت شیخ رفسنجانی پذیرفته شد و کاربردی گردید. این مناسبات رفاه اجتماعی را در همه جهان به چالشی ویرانگر گرفته است و شما باید این را به خوبی بدانید چون به حوزه تخصوصی شما ارتباط دارد. همین طور شما می دانید که مردم ایران رفاه عمومی را از هیچ نظامی گدایی نکرده و نمی کنند. بلکه آن را از دست داده است. حق قانونی که با یک انقلاب خونین از یک نظام ستم پیشه به دست آورده بود، ولی باور مقدس دلالان در حاکمیت، آن را از مردم با قدرت . . . گرفته است. شما به جای پرداختن به دنیایی جزییات ویا کلی گویی انتزایی، به واقعیت بپردازید. یا به زبان ساده به بررسی اقتصاد خُرد در ارتباط با اقتصاد کلان توجه داشته باشید و اثرات متقابل آنها را در نظر داشته باشید. باید ظاهرا فراموش نکرده باشید که خُرد و کلان نام درسهای اقتصادی شماست که آموزش دیده اید و آموزش می دهید. آیا شما هم قصد دارید علت اصلی و عمده را به گوشه های تاریک و کور و تار و سراسر ابهام جامعه بفرستید تا اندیشمندان مردم به خصوص برخی کارگران ایران این تنها نیروهای مولد اجتماعی، بی خبر در کوره راه های بن بست هم چنان گرفتار باقی بمانند؟!
ایشان در ادامه فرموده اند:
«ریشه همه مصایب موجود در نا برابری های نا موجه خلاصه می شود.» . . . در ادامه » . . . ثروت عظیمی که از طریق رانت به دست می اید ازیک جایی باید تامین شود که آن محل جیب مردم است . . . که به ضرر و زیان بزرگی از جامعه منجر خواهد شد. . . . ظرفیت تولید را به شدت آسیب می زند و هزینه های تولید به خصوص تولید صنعتی را افزایش می دهد و این موضوع منجر به افزایش بیکاری در جامعه خواهد شد . . . بیکاری یکی از عوامل اصلی فقر در جامعه است.»
از کرامات شیخ ما چه عجب!! شیره خورد و گفت شیرین است. با این اظهارات و در فشانی ها در عمل » بازار» معیار همه ارزش های نولیبرالی بی گناه، از زیر تیغ اتهامات این چپ های بی . . . خارج می شود و پاک و مقدس کنارگذاشته می شود، البته با این اظهارات بعدی:
» دولت عملا تمام مسیولیت های اجتماعی خود را متوقف کرده و می خواهد همه مسایل را به دست بازار بسپارد که خودش با مشکلات جدی دست و پنجه نرم می کند.»
آقای اقتصاد دان که باورهایش چیزی فراتر از نولیبرالیسم نیست نقش اقتصاد وابسته به نفت را که به دلال ها این امکان را می دهد تا با اتکا به فروش خام آن، به دلالی بین المللی بپردازند نه دیده می گیرند و همین طور نقش باوری را که قصد دارند مانند حرکت خزنده ی دولت های پس از جنگ، که این مناسبات را خُرد خُرد و آرام به خورد مردم دادند، ایشان هم با پرداختن به معلول های این مناسبات، ذهن اندیشمندان جامعه را منحرف کنند. البته با نام، » پژوهشگر فقر و عدالت». در واقع با نقد دولت راه رشد اقتصادی او را تایید می کند. این دولت فعلی با شُک درمانی، به صندوق بین المللی پول نشان داد برغم تحریم های امپریالیسم و تردید های اروپاییان که در نهایت آنها هم به دهکده جهانی آمریکا تعلق دارند. لذا شرکت های بزرگ آنها هم اگر بخواهند قادر نیستند، از فرمان پدرخوانده مافیایی سرمایه داری سر باز بزنند، لذا بدون تردید به تحریم ها خواهند پیوست. ولی این دولت، هم چنان دنباله رو همان تعدیل ساختاری و خصوصی سازی باقی مانده است، تا صداقت خود در سرسپردگی به سیاست های اقتصادی نهادها و بازوی اقتصادی عمو سام صندوق بین المللی پول را، در عمل به اثبات برساند. حتی به قیمت نابودی اقتصاد ایران که بزعم شما در حال فرو پاشی است. شما به عنوان یک اقتصاد دان » پژوهشگر حوزه فقر و عدالت» باورهای سرمایه داری مالی تعدیل ساختاری وخصوصی سازی را بدون نقد به کناری می گذارید و هزاران معلول را به میان می کشید، بدون اعلام راهی برای برون رفت از این باطلاق حاکمیت ساخته. در حالی که مشکل آن مناسبات اقتصادی است که مرده ریگ جناب شیخ رفسنجانی است که آن را به صورت خزنده وبا تعدیل، همراه با کلی بدهی برای ملت ایران کار سازی نموده ودولت های بعدی هم با پیگیری آن را، کاربردی کرده اند. ولی دولت فعلی با شُک درمانی کار را به پایان برده و استقرار نهایی نولیبرالیسم را در پشت در های بسته جشن گرفته است و به ریش ملتی که فکر می کرد عمامه سیاه نشانه اولاد پیامبر است. و این جماعت بر اساس ادعا به دور از سرمایه و سرمایه داری هستند و تنها فکر وذکرشان عبادت و ارشاد است. نه اداره شرکت های بین المللی شکر، یا کارخانه های سنگبری و طایر و شیر و ماست و دوغ و . . . .
آقای اقتصاد دان محترم مردم را به دنبال نخود سیاه نفرستید. این ملت ِ بدون شناخت علمی – طبقاتی به اندازه کافی سرگردان این شبه مطالب علمی اقتصاد دان های نولیبرالی هستند. در ادامه فرمودند:
» فروپاشی اقتصادی در حال انجام است و بیشتر از این چه اتفاقی باید رخ دهد؛ اگر جلوی روند فعلی گرفته نشود شاهد فروپاشی کامل اقتصادی خواهیم بود.»
چنین اخطار بزرگی را مطرح می کنید، ولی به عنوان یک منتقد راه رشد اقتصادی این دولت، راه حلی پیشنهاد نمی دهید؟! آیا بدین گونه قصد ندارید همین مناسبات را از زیر ضربه خارج کنید و با کشاندن مردم در بی نهایت اقتصاد خُرد، اقتصاد کلان دولت های پس از جنگ و انحراف آنها از اصول اقتصادی اعلام شده ی در قانون اساسی را پنهان کنید؟! این دولت را نقد می کنید تا کاستیهای همه دولت هایی را که ما را به این روز انداخته اند از ذهن مردم پنهان کنید؟!
علت اصلی این روند » فروپاشی» ، مناسبات اقتصادی نولیبرالیستی است، که نه فقط ایران، کشورهای زیادی را به همین گونه دچار بحران نموده و ورشکسته کرده است. اعلام بازگشت به اصل 45 و44 قانون اساسی که شما و 90 درصد مردم بی خبر از باورهای پنهان شده در پشت برخی شعارهای مردمی، به آن رای داده اند برای شما چه قدر دشوار است؟! البته شما می دانید در پشت این جمله کوتاه؛ نفی سرمایه داری مالی موجود، نهفته است. آیا خط قرمز اصلاح طلبان حکومتی هم همان برخی اصول قانون اساسی است که به حقوق مردم واصول اقتصادی جامعه پرداخته است، می باشد؟ این در حالی است که ریشه و سرشت نا بسامانی و نا به هنجاری های اقتصادی – اجتماعی در اصلی است که می تواند بنیاد های دیگر اصول قانون اساسی را وارونه کند. ولی برای شما و بقیه اقتصاد دان های نولیبرال و دیگر روشنفکران اصلاح طلب مدعی مردمی بودن، امکان عبور از این خط قرمز و باور واپس گرای موجود در قانون اساسی و اصول اجتماعی – اقتصاد کلانِی که وارونه شده است، غیر ممکن است. از این رو غرق کردن مردم در هزاران معلولی که هرکدام علتی هستند برای هزاران معلول دیگر، تنها ره رهایی شما برای بیگناه نشان دادن این چرخش های بزرگ از هدف های انقلاب مسخ شده 22 بهمن می باشد.
شیوه نقد و عملکرد شما مانند چپ نو جهانی است، که برای خارج کردن نظام سرمایه از زیر نقد علمی؛ در هر شرایط اجتماعی با یک ترفند جدید تلاش می کند به گونه ای به ظاهر مدرنی به نفی فلسفه علمی بپردازد وعلت اصلی همه کاستی ها و بحرانهای اقتصادی – اجتماعی (ساختار سرمایه داری) را به گوشه های پنهانی، به سایه بکشاند و استثمار و مراحل رشد سرمایه امپریالیسم را، منکر می شود. در میان واریته چپ های مدرن وضد» آرتدکسی» نوع اروپایی و فرانکفورتی آن که زمانی میدان دار این واپس گرایی بود،(دوران جنگ سرد و مبارزه برعلیه جبهه کار)علت ناهنجاری های اجتماعی را ناشی از پیشرفت های تکنولوژی معرفی می کرد وبه واقعیت چهره ای مسخ شده می داد، تا چپ نوبا خاستگاه اقشار میانی در جهان تیشه ای باشد برای کوبیدن ریشه جهان بینی علمی. کهنه پرستانی در فرم های روز، اشکالی بدون درون مایه و سرشت.این گونه نقد نیز یک ترفند ساده ماکیاولیستی است، در زمانی که مردم از شدت ناچاری و درماندگی دارند حاکمیت شاهی را فریاد می زنند!! در واقع به آن ضرب المثل قدیمی که دور باطل جهل و گم شدن مردم را در معلول های بی نهایت نشان می دهد، رسیده اند. » خدا پدر مرده شوی قبلی را بیامرزد.» نوع نگرش شما شده است، خدا بیامرزی برای آن حاکمیت ستم پیشه پیشین. دیگر با نقد و های وهوی به عنوان یک اقتصاد دان اصلاح طلب یا حوزه » فقر و عدالت» نمی توان مردم جان به لب رسیده را آرام کرد. به شعارهای نوجوانانی که با ساختار نظام پیشین آشنا نیستند گوش بدهید و راه حلی علمی – اقتصادی پیشنهاد کنید و خط قرمز های جهل و نا اگاهی علمی در میان حاکمیت را اگر می شناسید و از فروپاشی وحشت دارید، با شجاعت از هم بگسلید.
کارگران ایران و روشن اندیشان این طبقه به خوبی از همه کاستی ها با خبرند و راه حل بنیادی را می شناسند ولی صدایشان به دلیل وجود» بهترین دموکراسی دنیا» تنها در دنیای مجازی کوره راهایی برای عرضه دارد. نه در آن سوی آب که در این سوی آب اندیشمندانی هم چون استاد ناصر زرافشان و استاد رییس دانا و . . . روشن اندیشان دیگر جنبش کارگری ایران هستند، که نظریه های علمی آنها امکان باز تاب اجتماعی ندارد و تریبونی برای اظهار نظراتشان وجود ندارد. ولی دستانی آماده است تا زندان را برای سال ها خفه کردن دیدگاه هایشان تدارک ببینند. و در کاربردی کردن این روند تردیدی به خود راه نمی دهند. البته شمای نوعی در این » بهترین دموکراسی جهان» اجازه تدریس کاپیتال را به وسیله » چپ های نو» که فلسفه علمی را باور ندارند و آن را تنها یک نظریه متروکه می دانند، ولی در زیرسایه مارکس، اندیشه های او را می کوبند، داده اید، و امکان ترجمه کاپیتال با نگرش این گونه چپ نما ها را. همین طور امکان سخنرانی های اقتصاد دان های جوان حوزه اقشار میانی با ورودی 30 هزار تومان را، که نوع اقتصاد خُرد و به ظاهر غیر سرمایه داری را ولی گریزان از بررسی و حتی اعلام وجود مناسباتی به نام امپریالیستی را آموزش می دهند، داده اید. البته با این بحران ارزی احتمالا نرخ این جماعت چپ نما هم تغیر خواهد کرد. مراتب جهت اطلاع علاقمندان به ژست روشنفکری و های و هوی بی خطر.
ناصرآقاجری
26 امردادماه 97

Advertisements

نظر شما

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s