سرمایه داران وحشت زده و خارج شدن کارگران از کارخانه ها

30 آبان ماه 97
بر گرفته از سایت کارگری » محرمی کو که فرستم به . . . » مجله ایران آینده : به نقل از یک سرمایه دار و یا هوادار نولیبرالیسم وطنی:
1- کارگران هفت تپه حق دارند دستمزد معوقه خود را طلب کنند و دولت به زور هم شده، کارفرما را موظف به پرداخت کند.
2- کارگران فقط طلبکار دستمزدشان هستند. نه دولت و نه کارگر حق نقض مالکیت خصوصی فرد را هرگز ندارد.
برخی از چپ های نگران ولی صادق، وحشت دارند سرنوشت جنبش کارگری در ایران به سرنوشت اتحادیه همبستگی لهستان دچار شود. ولی آنهایی که ریگی به کفش دارند، نگران چرخش اعتصابات به سوی مسیری است که با اهداف آنها در تضاد است، به خصوص هنگامی که همراهی مردم طبقه کارگر را حمایت می کند.
ابتدا به برادران سرمایه دار می پردازیم که از وحشت آمدن کارگران به خیابان ها و مخالفت با خصوصی سازی و شعار های شورایی، کک به تنبان شان افتاده است. طبق معمول همه آنهایی که معیار ارزششان تنها کسب سود است ولاغیر، به گونه معمول هیچ کدامشان دانش و توانایی گفتن یک جمله بدون ایرادی جدی را ندارند. ایشان گفتند:

1- در نیم جمله اول: کارگران حق دارند دستمزد معوقه خود را طلب کنند. پس تا به حال که کارگران برای این مطالبه زندان رفتند و شلاق خوردند کاری غیر قانونی عملی شده است که باید دولت و قوه قضاییه پاسخ گوی آن باشند؟! یا، منظور ایشان این است که بی تفاوتی دولت در موردعدم پرداخت حقوق معوقه کارگران عمل کردی است غیر قانونی و غیر مسیولانه؟ یا، اصولا چون قانونی وجود ندارد از این به بعد این گونه که این نولیبرال فرموده اند عمل گردد؟! این نولیبرال کُند ذهن تر از آن است که بداند در حاکمیت تعدیل ساختاری و خصوصی سازی دولت در این زمینه برای خود هیچ مسیولیتی قایل نیست. تا چه رسد که بخواهد وارد عمل گردد و از حقوق کارگر و فرهنگی دفاع کند. او تنها پاسدار منافع دلال هاست. و قانونی که باید به حل کاستی ها بپردازد عرضه و تقاضای بازار است نه قانون مدون ویا دولت.
» 2- . . . دولت به زور هم شده، کارفرما را موظف به پرداخت کند.»
در این نیم جمله کوتاه، دنیایی درون مایه پنهان است. ایشان می گویند : چون در مملکت قانون وجود ندارد پس دولت باید به زور متوسل گردد!! تا حقوقی را که حتی نولیبرالی و لیبرالیسم و همه امپریالیست ها و دیکتاتور ها و حتی مستبدین دوران قاجاریه هم معترف به پرداخت آن هستند، سرمایه دار وطنی که از بی قانونی در کشور سوء استفاده را می کند، مجبور به پرداخت گردد و چون تا به حال دولت این کار را نکرده و نمی کند متهم اصلی اوست؟ سوی دیگر همین نیم جمله اعلام می کند: ما در کشوری زندگی می کنیم که دلال و واسطه با عدم وجود قانون به یک سلطان و مستبدی بدل شده که هرگونه که لازم می داند و منافع او را تامین می کند عمل می نماید. جهت دیگر این نیم جمله می گوید: دولت قانون کار و اساسی را برای این واقعیت دور ریخته تا به مرور قانون مقدس تر از همه مقدسات » بازار» و اصول ش عرضه و تقاضا را در جامعه کاربردی گرداند. ویکی دیگر از معانی پنهان آن، این واقعیت است: تا نباشد چوب تر فرمان نبرد گاو وخر. ( که منظور از گاو و خر کارآفرین های وزارت کار یا به زبان ساده مردم، دلال ها و واسطه های کارند، که خود را از ژن برتر می دانند.) این نولیبرال وحشت زده از آمدن کارگران ایران به خیابلن ها که ابتدا به وسیله کارگران هفت تپه و هپکو و در اهوار به وسیله کارگران گروه ملی فولاد عملی شده است و اعلام همبستگی برخی دانشجویان و وکلا از کارگران هفت تپه و دیگر کارگران وحمایت مردم شوش و اهواز از آمدن کارگران به خیابان ها وحمایت عملی ازاین حرکت کارگران. این نولیبرال به وحشت افتاده و با همه وجود اعلام می کنند: کارگران فقط طلبکار دستمزدشان هستند. نه دولت و نه کارگرحق نقض مالکیت خصوصی فرد را، هرگز ندارد. این مالکیت از کجا ناشی شده است؟ کدام یک از مالکین با سند ماکیت به دنیا آمده اند؟ یا خودشان دزدند ویا پدرشان. ریشه مالکیت در تصاحب ارزش اضافی است که به وسیله کارگران تولید می شود و پیش از این هم درزمین ومعادنی وجود داشته که متعلق به همه مردم این دیار است که پدران شما با جنایت و کشتار مردم، صاحب شده اند. ما اینک به این موضوع نمی پردازیم. و جای آن در گفتاری دیگری است.
عمل کرد امروز دولت های تعدیل ساختاری و خصوصی سازی تداوم ستم طبقاتی نظام شاهی است. با این تفاوت کوچک که آن نظام حداقل در شرکت نفت 14 روزی یک بار حقوق کارگران را پرداخت می کرد و در دیگر صنایع و نهادهای دولتی هر ماه این حقوق را پرداخت می نمود. ولی حاکمیت امروز برای خدا بیامرزی کفن دزد پیشین از پرداخت حقوق کارگران خود داری می کند و به دلال ها اجازه می دهد به اختیار عمل کنند. و قوانین این حاکمیت در شرایط فعلی، دلال ها را مورد پرسش قرار نمی دهد و کارگران را به زندان وشلاق محکوم می کند. ولی جناب نولیبرال، از وحشت شدت گرفتن این اعتراضات به مخالفت با این عمل کرد دولت پرداخته است.
از سوی دیگر جپ های نو و مدرن همدوش با دارو دسته ی حکمتیسم و حزب کمونیست کارگری که سر نخ آنها مانند برخی رهبران سازمان های مبارز دوران شاه به محافل و نهاد های امپریالیستی در حال گره خوردن است، زیرا دیگر به خود باور ندارند و به این توهم رسیده اند و تصور می کنند منافع آنها با امپریالیسم یگانه شده است. شعار های چپ چپ را به فراموشی سپرده اند ودر این شرایط جهانی دست در دست وزیر امور خارجه امریکا برای خلق کرد نوید دلار های آمریکایی را می دهند. ( البته می بخشید من از واژه امپریالیسم استفاده می کنم همان واژه » چپ های سنتی»شاید حق با چپ نو، مدرن و اقوام عشیره ای در شکل کمونیست باشد و چنین پدیده ای وچود خارجی ندارد و این همه جنگ ها و جنایت ها برآیند مبارزه برای تحقق حقوق بشری است که سرمایه داران بی گناه مجبور به تن دادن به آن شده اند.) از این رو به دلیل این منافع مشترک اتحاد با محافل نظامی امپریالیستی و نهادهای مالی صندوق بین المللی پول و بانک جهانی را برای این نوع کمونیست قومی، نو ومدرن غیر قابل اجتناب کرده والی شما مانند همان دوران پیش از انقلاب » مستقل» هستید و ما » سنتی» ها برغم عدم وجود جبهه کار جهانی در قدرت دولتی، هم چنان وابسته!!!هستیم. از این رو تعجب آور نیست که تلاش می کنید که کارگران با شعار مصادره کارخانه ها و این گونه حرکات که تنها در سطح شعار می تواند خودی نشان دهد، نه واقعیت. همان گونه که در عمل حتی کوچک ترین اقدامی در این زمینه صورت نگرفته است، ولی محافل شما آن را در بوق و کرنا فریاد زدند. بدین شیوه قصد دارید مسیر تظاهرات را به سوی اهدافی بکشانید که بهانه ای برای سرکوب کارگران فراهم شود. از سوی دیگر و با دامان زدن به تفرقه در سندیکاهای موجود کشور، گرایشاتی را پیش پای کارگران قرار می دهید که این ساختارهای کارگری کوچک وضعیف باقی بمانند.
اعتصاب و اعتراضات کارگران از کارخانه خارج شده است تا مردم را وادار به قضاوت در باره وضع موجود کنند و آنها را دعوت به همیاری در قبال حاکمیتی نموده اند که توانایی ایجاد یک شرایط حداقلی کار و تولید را ندارد. امروزه کارگران و همه زحمتکشان شهر و روستا رو در روی دولتی ایستاده اند که نه در زمینه حفظ محیط زیست که منابع آبی وخاک های حاصلخیز کشور را نابود می کند احساس مسیولیت عملی ( ولی در حرف کم نمی آورد) می کند و نه در برابر کارگران، که تولید کنندگان نعمات مادی کشور هستند و می باید سهم بیشتری از این سرمایه های تولید شده داشته باشند(توزیع). سرمایه های که با دستان آنها خلق می شوند ولی حتی کارمزد آنها را هم پرداخت نمی کنند. روزی در تاریخ برای دانش آموزان خواهند نوشت حکومت روحانیون حتی از پردخت کارمزد کارگران خود داری می کردند و دست دلال ها را برای سوء استفاده از منابع کشور و حتی چپاول وغارت کارمزد کارگران باز گذاشته بودند. آیا این حکومت ابوذر گونه و علی وار شماست؟ که بر منبر ادعا می کردید و به مردم نوید می دهید؟! پذیرش نولیبرالی یا همان تعدیل ساختاری و خصوصی سازی پذیرش مناسبات اقتصادی امپریالیستی است که هر روز جمعه با شعار مرگ بر آمریکا در شکل با آن مخالفت می کنید ولی در عمل آن را کاربردی می نمایید این دوگانگی حرف و عمل شما روز به روز عریان تر خود را به مردم نشان می دهد. درون مایه شما با پذیرفتن مناسبات اقتصادی آمریکایی نولیبرالیستی و عدم پذیرش هیچ مسیولیتی در عمل نسبت به منافع مردم و خلاصه کردن این واژه در چند دلال کار، برای مردم روشن شده است و مردم با اعتراضات شان در دیماه سال پیش و طرح شعارهای شان، این شناخت و درک شان را به رخ شما کشیدند.
بی تدبیری حاکمیت و عدم درک فاجعه بار شرایط روز جامعه، باعث شده » آقایان » در قبال مردم یمن وفلسطین احساس مسیولیت کنند ولی درقبال مردم ایران، در قبال تولید کنندگان نعمات مادی جامعه در ایران چنین احساس مسیولیتی را ندارید. این رها کردن بوی استعماری را می پراکند. آیا ملت ایران مسعمره فلسطین و یمن و سوریه وعراق است؟ و منابع ایران و حتی کارمزد کارگران ما به آن دیگران تعلق دارند؟ در عمل کرد مجریان دولتی این چنین بوده است واین شرایط نمی تواند پایدار باقی بماند وتداومی داشته باشد.
اتحادیه نیروی کار پروژه ای ایران، کارگران قرارداد موقت صنایع نفت وگاز و نیروگاه ها و پروژه های بزرگ صنایع مادر در ایران، که اینک 99 درصد آنها بیکار شده اند و خانه نشین، با کارگران هفت تپه و گروه ملی فولاد اهواز و هپکو اراک اعلام همبستگی می کنند و این راحق کارگران می دانند که از تظاهرات مسالمت آمیز برای اعتراض به بی قانونی در کشور ومناسبات تعدیل ساختاری و خصوصی سازی آمریکایی که به وسیله حاکمیت موجود کاربردی می شود اعتراض کنند. و بدین وسیله دستگیری مبارزان کارگر وفرهنگی را که برای دفاع از منافع صنفی خود به زندان افتاده اند محکوم می کند و اعلام می دارد که قضاوت در مورد مبارزان صنفی طبق قانون کار و مقاوله نامه های بین المللی که دولت ها در نهاد های بین المللی پذیرفته اند و می باید بدان عمل نمایند در حوزه قوه قضاییه نیست وکلیه محکومیت ها کارگران وفرهنگیان غیر قانونی است.
اتحادیه نیروی کار پروژه ای ایران
سخنگو ناصر آقاجری
30 آبان ماه 97

Advertisements

نظر شما

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s