به مناسبت فرا رسیدن اول ماه مه

26 فروردین ماه 98
اتحادیه نیروی کار پروژه ای ایران
برغم بحران جدی با ابعاد نجومی که زندگی کارگران و کلیه حقوق بگیران در ایران را به چالش گرفته است، برغم برآیند این شرایط که فقر و بیکاری و خودفروشی و فساد و اختلاس را به صورت یک اپیدمی همگانی، به مردم ایران تحمیل کرده است. می خواهم از پیروزی و آینده ای درخشان گفتگو کنم. بسیاری از کشورهای صنعتی و ثروتمند امروزی جهان حتی یک چندم ازمنابع وسیع وگسترده کشور ما را ندارند ( ژاپن نه زمین کافی برای کشاورزی دارد ونه معادن کانی و انرژی.کشورهای اسکاندیناوی بیشتر به چوب جنگل هایشان متکی یند) ولی جزو بزرگترین کشور های پیشرفته جهان هستند. این کشورها با کمک آن امکانی که تا پیش از جهانی شدن نولیبرالی سرمایه ملی اعلام می شد، توانستند به این جایگاه برسند. این سرمایه ارزشمند ملی، نیروی کار مولد است. سرمایه اصلی و عمده ای که نه در منابع کانی و نه ارزش طلا و الماس قابل سنجش با آن است.

لذا برغم غارت گری و اختلاس های نجومی وبرغم حاکمیتی که انگل گونه هستی ملت را به باد فنا می دهد ما پیروز این مبارزه طبقاتی هستیم.ما ایران را با دستان توانای نیروی کار می سازیم وانگل ها را موظف به تولید می کنیم. برخی نمونه های تاریخی را اشاره می کنم.از واقعیت های تاریخی چون بیش از یک صد سال حکومت مساوات طلبان سر بدار در خراسان نمی گویم ویک صد سال حکومت مساوات طلبان قرامطه در لحسا حرفی نمی زنم از بیش از همین مدت مبارزه اسماعیلیه و بابک ها، مازیار ها و. . . و. . . چیزی نمی گویم، نگرش انقلابی وانسانی خرم دینان را مطرح نمی کنم. به تاریخ معاصر و نقش کلیدی طبقه کارگر می پردازم و تاثیری که فراتر از ایران در آسیا وجهان به جا گذاشته اند.
کارگران ایران در جنبش کارگری ایران و جهان نقشی سازنده و ژرف از خود به جای گذاشته اند از این رو کینه و اتحاد سرمایه داری وطنی و دلالان پیرامونش و جهان امپریالیسم نسبت به این طبقه پویا، و سرکوب خونین آن یا با دستان استعمار و امپریالیسم روسیه تزاری، یا استعما گران انگلیس و امروزه توسط امپریالیسم جهانی به رهبری آمریکا، در همه دوران های تاریخی مبارزات مردم ایران از مشروطه به این سو، امری غیر قابل اجتناب برای استثمارگران شده است. برای دولت های امپریالیستی و عوامل داخلی آنها، که یک روز با کت و کراوات و روز دیگر با چکمه و پوتین نظامی، ودر بهار کوتاه انقلابی مردمی ایران، در پوشش سده های میانه به قتل گاه کارگران و روشن اندیشان می آیند، یک وظیفه حیاتیِ طبقاتی است. به برخی از این موارد سرکوب خونین می پردازیم. در ایران دوران قاجاریه با اصلاحات قایم مقام فراهانی و عباس میرزا، ولیعهدِ شاهِ زن باره ی قاجار، فتحعلی شاه، گرایش به صنایع تولیدی در کشور روندی منطقی یافت و هسته طبقه کارگرایرانی در آن دوران بسته شد، اگر چه به کندی و محدود. در دوران » نوکر خانه زاد» ناصر الدین شاه بزعم خود او، امیر کبیر، این روند بر شدت ش افزوده گشت ولی هنوز از نظر کمی و کیفی کارگران دارای آن شرایطی نبودند که بتواند نقشی سازنده در سیر تحولات اجتماعی ایران بازی کنند. نظام خون آشام و عشیره ای قاجاریه، ابعاد استثمار مردم رنجبر ایران را به چنان شدت وحدتی رساند که قیام های دهقانی سراسر ایران از جنوب، نی ریز و شیراز ودر شمال آمل، و در آذربایجان تبریز و زنجان را، فرا گرفت ( به کتاب واپسین جنبش دهقانی . . .اثر استاد فشاهی مراجعه گردد). مبارزه ای خونین نظام عشیره ای را به چالش گرفت. ولی چون جنبش با نگرشی مذهبی به میدان نبرد آمده بود آن هم با برخی شعارهایش » ظهور امام زمان در کنار مساوات طلبی» برغم مبارزات خونین مردم و پیروزی های اولیه اشان، شکست خورد. وامیر کبیر اصلاح طلبِ نظام فیودالی، برای تثبیت نظام شاهی، دستانش را تا آرنج به خون کشاورزان و صنعت گران سنتی ایران آغشته کرد. فقر و ستم طبقاتی مانند امروز ایران، ابعادی نجومی یافت. کشاورزان و صنعتگران سنتی با مهاجرتی بزرگ برای کار، به کشور های همسایه، به خصوص روسیه تزاری مهاجرت کردند. ( به کتاب انقلاب مشروطه ایرانی اثر ژانت آفاری و ایران بین دو انقلاب آبراهامیان و کتاب اتحادیه های کارگری و خود کامگی در ایران اثر حبیب لاجوردی مراجعه گردد، که بهترین وعلمی ترین آمار این مهاجرت بزرگ را ثبت کرده اند.) در صنایع نفت روسیه تزاری و دیگر صنایع این کشورِ استعماری، کشاورزان و صنعتگران مهاجر و سنتی ایرانی با سوسیال دموکراسی بلشویکی آشنا شدند، و برخی از آنها به انقلابیون سوسیال دموکرات که رهبری آنها در آن مقطع تاریخی با استالینِ یکی از رهبران سوسیال دموکراسی روسیه بود، پیوستند. با کمک سوسیال دموکراسی مبارز آموزش طبقاتی را به دست آوردند. از این رو توانستند، در انقلاب مشروطه ایران و انقلاب اکتبرنقشی سازنده را رقم بزنند.( به کتاب فرقه عدالت ایران اثر محمد حسن خسرو پناه و الیور باست، مراجعه گردد.) در شرایطی که در ایران از صنایع بزرگ خبری نبود، یک طبقه کارگر صنعتی در روسیه تزاری با ابعاد چند صد هزاری به وجود آمد، تا نقش کلیدی پیروزی مشروطه دوم ایران را قطعی کند و آزادی و مشروطه را به ایران بیاورد. که این پیروزی اثرات ژرفی در آسیا و روسیه تزاری به جا گذاشت.اتحاد شوم بزرگ مالکان زمین، مانند سپهدار تنکابنی و اسعد بختیاری و نیروهای داشناک به رهبری یپرم خان و دموکرات های تهرانی، با حمله نظامی به سوسیال دموکرات هایی که مجبور شده بودند بعد از پیروزی بر سپاه نظامی دولت قاجاریه و ایلات و عشایر زیر فشار استعمار تزاری به تهران مهاجرت کنند، به خلع سلاح و سرکوب آنها منجر شد. وآنها راخلع سلاحِ کردند، تا اتحاد شوم لیبرال های نو پای ایرانی و فیودال ها ورهبران ایلات بزرگ، انقلاب مشروطه را بدون مدافع گرداند. از این رو رضا خان میر پنج، مسلسل چی ضد مشروطه توانست با کمک استعمار انگلیس کودتا کند و سر کار بیاید وبا ماده ده خود ( در 22 خرداد1310) آزادی های سیاسی که ارمغان مبارزه خونین زحمت کشان سوسیال دموکرات و روشن اندشان انقلاب مشروطه به مردم ایران بود، از میان بردارد. و برای مبارزه با انقلاب اکتبر و نیروهای پیشگام ایرانی به پیشنهاد استعمار انگلیس دست به اصلاحات نیم بندی بزند، تا جلوی رشد افکار مساوات طلبانه (سوسیالیستی) در ایران را بگیرد. ( تلاشی مذبوحانه که اگر درشکل پیروز شده بود وباعث قتل عام کمونیست های ایرانی گشت. ولی در نهایت این انقلابیون بودند که حزب پیش رو خود را ساختند واثرات ژرفی در تاریخ معاصر ایران به جا گذاشتند.) بدین گونه رضا خان با حفظ نظام فیودالی و استبداد قرون وسطایی ش، مانع رشد جنبش کارگری ایران شد. ولی کارگران برغم سرکوب در اتحادیه های مخفی که ایجاد کرده بودند، آماده تهاجم بعدی برای احقاق حقوق شان شدند.پس از پادشاه شدن رضاخان، در سال 1308 دوهزار کارگراول ماه مه را در باغی خارج از شهر جشن گرفتند. که پلیس رضا خانی به دستگیری رهبران کارگری دست زد و پنجاه نفر را دستگیر کرد. ( به کتاب اتحادیه کارگری وخود کامگی در ایران، رویه 35 – 37 اثرحبیب لاجوردی ترجمه ضیاء صدقی مراجعه گردد. که یک نویسنده لیبرال است. من عمدا از چنین منابعی استفاده می کنم تا چپ مدرن هم شهامت مطالعه این مطلب را داشته باشد.) ادامه سند در همان منبع » در همان ماه که به نظر می رسید دولت همه مخالفان بالقوه خود را زیر کنترل دارد، ناگهان نه هزار کارگرصنعت نفت در آبادان دست به اعتصاب زدند . . . سربازان ایرانی (رضا خانی) با کمک تفنگداران دریایی انگلستان که از عراق آمده بودند، با شمشیرهای آخته به کارگران حمله کردند. کارگران با چوب و سنگ پاسخ دادند. . . اعتصاب سه روز ادامه داشت. . . . دویست کارگردستگیر و در خرم آباد ( قلعه فلک الافلاک) زندانی شدند و رهبرانشان در تهران.» امروز کارگرانی که ریشه در ایلات ایران و روستا ها دارند و با تاریخ مبارزات کارگران ایران بیگانه اند، و چپ های به اصطلاح مدرن تصور نمی کنند نسل های پیشین کارگران ایران با چه مبارزات خونینی تامین اجتماعی و سنوات و بازنشستگی را برای امروز آنها، به دولت های رضا خان وپسرش تحمیل کرده بودند. از این رو کودکانه نظام شاهی را از ساختار نولیبرال امروزی برتر می دانند. در حالی که این نظام نو لیبرالی، مرده ریگ ، دست پروده و ادامه دهنده ی همان گونه سرکوب کارگران و حقوق بگیران ایران در نظام پادشاهی است. پس از اشغال ایران و تبعید پهلوی پدر، کارگران ایران به باز سازی تشکل سیاسی و صنفی خود پرداختند. و زندان ها از کارگران و روشن اندیشان میارز خالی شد. مبارزه برای ایجاد قانون کار و تامین حقوق کار با شدت پی گیری شد. در این نوشته برای کوتاه شدن مطلب تنها به چند مورد از این مبارزات کارگران می پردازم.در 23 تیرماه 1325 کارگران پلایشگاه آبادان، شهر بزرگ کارگری ایران. اعتصاب بزرگی را آغاز کردند که سه روزادامه داشت و 50 کشته و 165 زخمی به جای گذاشت. و تعداد زیادی بازداشت و زندانی برای کارگران داشت. اتحاد دولت شاهنشاهی و شرکت نفت انگلیس این فاجعه را به وجود آورد به کتاب اتحادیه های کارگری و خود . . . رویه 227- 232 مراجعه گردد. این بار انگلیسی ها از نیروی دریایی استفاده نکردند بلکه برخی شیوخ عشایرعرب را با خود همراه کردند. رویه 234 همان منبع » . . . سرهنگ آندروود و دستیارش جیکاک موفق شدند که شیخ های عرب درون و پیرامون آبادان را وا دارند تا » اتحادیه عرب» را مرکب از پنجهزار مرد مسلح برای ( بزعم استعماگران تحریکات حزب توده ایران) تشکیل دهند.» در واقع برای سرکوب کارگران اعتصابی آبادان تشکیل دادند. رویه 236 همان منبع » میان چند صد تن از اعراب مسلح به هفت تیر و تفنگ و چندین هزار اعضای شورای متحده خوزستان مسلح به چوبدستی و چاقو . . . نبردی در گرفت، و به سرعت به سایر نقاط آبادان کشیده شد. . . . سربازان به کمک دویست تن اعراب عراقی که از آن سوی مرز آورده بودند، به انبوه مردم تیر اندازی کردند. . . . » خواسته کارگران همان قانون کار و تامین اجتماعی و . . . بود که امروزه با شوک های دولت های پس از جنگ یکی یکی از کارگران پس می گرفته شده است. قرار داد موقتی ها و کارگاه های زیر ده نفر به کلی از شمول قانون کار خارج شده اند و هر روز دولتِ نولیبرالی برای خارج کردن بقیه حقوق بگیران برنامه ریزی تازه ای را مطرح می کند. تا نشان دهد سرمایه داری با لباس روحانیت با چکمه های شاهی هیچ تفاوتی ندارد. رویه 237 همان منبع، پس از آتش بس و پایان نبرد کارگران » . . .رهبران شورای متحده خوزستان، از جمله. . . بعنوان اقدامی آشتی جویانه تعدادی از سلاحهای آتش زا را که طی ستیز از اعراب گرفته شده بود جمع آوری کرده به دفتر فرمانداری نظامی بردند و تحویل دادند و رسید دریافت کردند و زندانی شدند.» نویسنده در رویه 228 نتیجه اعتصاب و درگیری کارگران آبادان را این گونه برآورد می کند.» با این همه، اعتصاب مزبور در نهایت برای شورای متحده خوزستان ویرانگربود:زیرا باز داشت دسته جمعی رهبران اعتصاب و نابودی کامل شورای متحده خوزستان و حزب توده در خوزستان را به دنبال داشت.» نویسنده لیبرال نمی داند که برغم سرکوب هر گز مبارزه متوقف نمی شود وتنها شکل آن تغیر می کند و به اعماق جامعه می رود و پنهان ریشه می دواند. رویه 254 – 255 «شورای متحده خوزستان و رهبرانش، در نتیجه تلاشهای مشترک انگلیسها و دولت ایران (دولت شاهنشاهی) و » شرکت نفت ایران و انگلیس» دچار شکست قطعی شد. با این همه روحیه مبارزه طلبی همچنان زنده ماند و در جلسه ای پنهان در سخن کَل فرج (کربلایی فرج) یکی از کارگران (شرکت نفت ایران و انگلیس) انعکاس یافت:
» رفقا ما تنها حقوق حقه خود را می خواهیم تا شاید در وضع بهتری زندگی کنیم . . . نه بمنظور شرارت یا آشوب بلکه از روی حقیقتی فریاد می کشیم . . . آنان بهتر است به خاطر بسپارند که ما نیز در انتظار زمان مناسبی هستیم و آنگاه انتقام خود را جزء به جزء از آنان خواهیم گرفت.»
قدرت نیروی کار عاقبت در سال 1326 قانون کاررا پس از تصویب مجلس در ایران کاربردی نمود. هیچ مبارزه ای برغم شکست ها نابود شدنی نیست و این مبارزان هستند که جام پیروزی را سر می کشند. کارگران ایران انتقام جنایت های رژیم شاه را در سال 57 با مشت اهنین خود از جنایت کاران گرفتند و تیر خلاص را به این نظام سر سپرده امپریالیسم با اعتصابات صنعت نفت و دیگر اعتصاب ها در سراسر ایران زدند. ولی امروزه، برغم شکست انقلاب 22 بهمن و پیروزی موقت کودتای ضد دموکراسی، ضد مناسبات اقتصادی اصل 44 – 45 قانون اساسی که با دستان آلوده ی نولیبرالیسم وطنی و قانون زدایی فعلی، عملی گردیده است. این باز کارگران ایران هستند که در صورت اتحاد و یک صدایی و ایجاد تشکل سراسری خود؛ به پیروزی بر مناسبات سرمایه داری خواهند رسید.
بزرگترین دستآورد مبارزات کارگران در شرایط امروزی ایران و جهان درک این واقعیت است که ریشه ستم طبقاتی را شناخته اند و آن را هدف خود قرار داده اند. مبارزه برای نفی خصوصی سازی یا در واقع نفی نولیبرالی. یک درک تجربی کارگران است، که بدون یک آموزش علمی – طبقاتی خود به آن پی برده اند و در شعار های خود مطرح می کنند.
اتحادیه نیروی کار پروژه ای ایران
سخنگو ناصر آقاجری
26 فروردین ماه 98

نظر شما

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s