در حاشیه تظاهرات 28 خردادماه 98 در مقابل مجلس استصوابی

30 خرداد ماه 98
پس از سرکوب تظاهرات اول ماه مه، انتظار استقبال از این دعوت بازنشستگان نمی رفت، ولی با این وجود این دعوت مورد استقبال محدودی قرار گرفت. تریبون در اختیار آن گروهی از بازنشستگان بود که از وزارت کشور مجوز تظاهرات را گرفته بودند. بدین جهت این چند مجری با پشتوانه حمایت نیروی انتظامی انحصار طلبانه مانند همه دیکتاتورمنشان به دیگرتشکل های بازنشستگان اجازه طرح مشکلات شان را ندادند. در حالی که اکثر شرکت کنندگان را تشکل های غیر دولتی تشکیل داده بودند. یکی از دلایل این ادعا طرح شعار هایی خارج برنامه هییت برگزار کننده بود. مانند شعار مخالفت با زندانی و انفصال از خدمت فرهنگیان که تلاش مجریان برای جلوگیری از طرح این شعارها ناکام ماند و همه حاظران از آن استقبال کردند. اگر چه برخی شعارها مانند» دشمن ما همین جاست دروغ میگن امریکاست. شعار مخالفینی بود که از روی کینه و نفرت نسبت به حاکمیتی است که گام به گام به سوی جنگ پیش می رود، آن هم در حالی که با بیکاری و گرانی و تورم زندگی مردم را فلج کرده است ومدعی توسعه و رفاه هم می باشد.

دولت هایی که با سیاست های اقتصادی وارداتی شان منافع کارگران وحقوق بگیران را فدای نگرش دگم خود کرده اند. با این وجود بازنشستگان نباید از روی خشم به شعاری بپردازند که سرکرده جهانی امپریالیسمی را که جای پای جنایت ش را در همه گوشه و کنار دنیا می توان دید، ندیده بگیرند. از سوی دیگر این شعار یک واقعیت را هم با خود حمل می کرد و آن اشاره ای پنهان به برخی ازروحانیون مانند سردار به اصطلاح سازندگی بود که سیاست های اقتصادی دیکته شده ی آمریکایی را در ایران کاربردی کرده ودیگران چه اصلاح طلب و چه اصول گرا آن را ادامه می دهند و تا به امروزبه این مناسبات آمریکایی هم چنان وفا دارند. آن هم زمانی که مدت سی سال از کاربردی شدن فاجعه بار این مناسبات می گذرد و ازخود این همه بحران اقتصادی و بیکاری و فقربه جا گذاشته است، ولی هنوز آقایان با قاطعیت از این مناسبات نولیبرالی، بدون تردیدی دفاع می کنند. در واقع بخشی ازهواداران عبا پوش آمریکا همین جا در کنار ما دارند تیشه به ریشه ما می زنند. که مردم آن را به خوبی درک کرده اند، به خصوص پس از حراج صنایع دولتی به نام خصوصی سازی و رسیدن نوبت به صندوق های بازنشستگان که آنها را هم، ورشکسته کرده اند. صندوق هایی که پیش از این دولت ها کسری موازنه سالانه اشان را با وام گرفتن از صندوق تامین اجتماعی جبران می کردند و هنوز بدهکار آن هستند. امروزه به دلیل اختلاس های نجومی دولت های پس از جنگ، پس انداز چند نسل کارگران و حقوق بگیران را به صفر رسانده اند. مردم چون به ژرفای فاجعه بارِمناسبات سرمایه داری و سرمایه داری دلالی در ایران پی برده اند به خود حق می دهند دشمن طبقاتی خود را که این بار، از آستین ملا بیرون زده است ودر پوشش مذهب بزرگترین اختلاس های تاریخ را انجام می دهد، بدین گونه افشا کنند. آری دشمن ما هم سرمایه داری انحصاری، متجاوزو د د منش جهانی به سرکردگی آمریکااست و هم سرمایه داری دلالی وطنی است که در زیر پرچم دین همه بنیادهای انقلاب 22 بهمن را نابود کرده است و ایران را به بهشت دلالان تبدیل نموده است، آن هم بنام مستضعفان وحکومت الهی!!!!، دولت هایی که پای بیدادشان را بر گلوی کارگران و همه حقوق بگیران می فشارند، ولی فریاد عدالت خواهی هم می زنند. از این رو نمی توان این شعار را یک طرفه محکوم کرد و آن را به سلطنت طلبان نسبت داد اگرچه به نادرستی آمریکای جنایت پیشه را از زیر ضربه خارج می کند، ولی درون مایه این شعار، اشاره به مناسبات تعدیل ساختاری و خصوصی سازی دارد که با کمک عوامل امریکایی، در ایران در حال اجرا شدن است. باید این شعار را اصلاح و تغیر داد تا هم دشمن داخلی و هم دشمن خارجی زحمت کشان ایران افشا شوند. در شعار دیگری که جنگ طلبی محکوم شده و تقاضای رسیدگی به حال خود را دارند، در واقع بازنشستگان آن حقوق مدنی – اقتصادی که با حذف اصول مردمی قانون اساسی 30،31، ،43 و 44به دور ریخته شده اند، مطالبه می کنند. نسبت دادن این شعار های بخشی از بازنشستگان، به این و آن گروه سیاسی ، نوعی برچسب زدن است که شایسته این زحمتکشان نیست. دلیل بعدی که بیانگر این واقعیت بود که تظاهر کنندگان بیشتر مستقل و غیر دولتی بودند، ندیده گرفتن تقاضای مجریان دولتی تظاهرات بود. مجریان پس از خواندن قطعنامه انحصاری خود ازبازنشستگان تقاضا کردند راهپیمایی صورت ندهند. ولی دیدیم که اکثر قاطع تظاهر کنندگان با دادن شعارهای خود به راهپیمایی تا جلوی سازمان برنامه و بودجه ادامه دادند. وبدین گونه به مجریان تظاهرات، یادآوری کردند که سیاست های یک بام و دو هوای آنها دیگر نمی تواند کسی را فریب بدهد. این مجریان تظاهرات ازدولتی که مجری تعدیل ساختاری و خصوصی سازی است تقاضای اجرای فلان قانون تصویب شده سالهای پیش را دارند آیا این جماعتی که سالها مجری دستگاه های دولتی بودند امروز معنای تعدیل ساختاری را نمی دانند؟! و درک نمی کنند که تعدیل ساختاری یعنی اجرای تنها یک قانون، وآن هم قانون خود به خودی بازار (عرضه وتقاضا ) است.با این همه بی خبری می خواهند بازنشستگان را هم نمایندگی کنند.
در مورد طرح شعاری که آمریکا را ندیده می گیرد باید یاد آوری کنیم این سر سپردگان امپریالیسم در ایران هستند که هوشیارانه این گونه شعارهای را مطرح می کنند. و مردم نا آگاهانه برای اعلام نفرت خود از دروغ هایی که مانند قطرات رگباری باران هر روز برسرشان فرو می ریزد از آن پشتیبانی می کنند. دروغ هایی هم چون گفتگو از حکومت به اصطلاح مستضعفان که هنوز مدعی آن هستند ولی در عمل پشتیبان دزدی های دلال ها و سرمایه داران ند. شرکت های سرمایه داری حقوق کارگران را ماه ها مصادره می کنند وپرداخت نمی نمایند ولی محاکم شرع کارگران را به شلاق و زندان محکوم می کنند. شاید این جماعت باور دارند آن کسانی کار می کنند پس از ماه ها کار حق ندارند حقوق شان را مطالبه کنند!! از سوی دیگردولتیان برای این که سرمایه دار را شریک کارگر معرفی کنند و مانع رسیدن کارگران به حقوق قانونیشان بشوند موارد قانونی را وارونه به خورد مردم می دهند، به صورت نمونه موضوع تامین اجتماعی کارگران که در سال های 25 و 26 پس از اعتصابات بزرگ و سراسری در ایران دولت شاه را وادار به پذیرفتن بازنشستگی و سنوات کارگران و حقوق بگیران نمود، قرار شد، 20 درصد از حقوق کارگر را سرمایه دار بدون پرداخت به کارگر و حقوق بگیر، مستقیم به حساب بیمه تامین اجتماعی بریزد و یاز 7 درصد دیگر هم از حقوق کارگر کم می کنند تا امکان یک پس انداز برای چند روز باقی مانده از زندگی بازنشستگی ش پس از 30 سال کار فرسایش کننده جسم و جان ش فراهم گردد. ولی دولت های پس از جنگ برای حمایت از سرمایه داری اعلام می کنند این 20 درصد از جیب سرمایه دار به حساب کارگر ریخته می شود!! در حالی که حقیقت این است که آن چه که به نام سود سرمایه اعلام می گردد ارزش اضافی است که کارگر تولید کرده و سرمایه داری به پشتوانه دولت های سرمایه داری آن را تصاحب می کند. بر اساس این استدلال ریاکارانه می گویند: پس سرمایدار باید در تصمیم گیری سالانه برای حداقل حقوق حضور داشته باشد و نظر بدهد. این جماعت رانت خوار و استثمار گر نمی گویند این 20 درصد آن بخش دیگر حقوق کارگر است که پیمانکار موظف است و باید مستقیم به حساب تامین اجتماعی بریزد که امروزه اکثر سرمایه داران و پیمانکاران این وظیفه را انجام نمی دهند چون درمناطق آزاد تجاری – صنعتی کشورکه روز به روز بیشتر توسعه می یابد و همه کشور را شامل می گردد، قرارداد موقتی ها بر اساس مقررات مناطق آزاد وتجاری – صنعتی که در دوران رفسنجانی به مجلس برده شد وتصویب گردید، سرمایه داران و پیمانکاران دیگرموظف به بیمه کردن کارگران نیستند. یعنی پس از 30 سال کار و در دوران بازنشستگی و ناتوانی باید کاسه گدایی را به دست بگیرند. آیا عدالت دینی که مدعی آن هستید این واقعیت است؟! در شرایط بحرانی کنونی و فشار تحریم ها باعث شده دلال ها حرف از حمایت از تولید داخلی بزنند، آنهم در حالی که تجارت خارجی هم چنان در دست چند بازاری سوداگرقرار دارد تا هر زمان که اراده کنند، حتی ملت را از پیاز و سیب زمینی با صادرات خود محروم بنمایند، تا چه رسد به حمایت از تولید ملی. باید اعتراف کرد ایران اسیر چند واسطه بازاری قرار گرفته و هر عمل کرد در این کشور بدون واسطه یک دلال عملی نمی شود.شاید در جنگ هم، منافع پشت پرده ای وجود دارد که برخی می خواهند آن را هم توسعه بدهند. باید به هوش دلال ها اعتراف کرد که چه زیرکانه همه هدف های سوداگرانه خود را به نام دین به مردم تحمیل می کنند. تا وحشت از اتهام کفر، صدایی از مردم در نیاید. ولی تکرار این گونه شعارها یک جنبه سومی هم دارد وآن این است که مردم تا ژرفای ریا کاری برخی را در حاکمیت، درک کرده اند وبا تکرار این شعار ها دست دروغ و ریا را افشا می کنند. جنبه دیگر این لغزش این واقعیت است که، آنهایی که مخالف این لغزش ها هستند خود شعار افشاگرانه مطرح نمی کردند وتابع بلندگوی تریبون بودند.در مرتبه اول شامل حال خود نویسنده مطلب هم می شود.
امپریالیسم در هیچ برهه ای از تاریخ مبارزات مردمی ایران نتوانسته مستقیم وارد مناسبات مردمی ایران بشود یا خود را پشت قزاق بیسواد و مستبدی مانند رضا خان مسلسل چی ضد مشروطه پنهان کرده ویا در پشت شاهک ابلهِ » به سوی تمدن بزرگ» ویا در پشت عبا و عمامه سردار سازندگی و «گفتگوی تمدنها» پنهان گردیده که هر بار دست آن ها رو شده است. از این رو باید از زاویه دیگر هم این شعارها را بررسی کرد و با برنامه ریزی آن را تغیر داد چون مردم ایران در طول تاریخ مبارزاتی خود نشان داده اند، دوست و دشمن خود را به خوبی می شناسند، و به همین دلیل سرمایه داری جهانی هر بارخود را در پشت یک چهره تازه مخفی می کند و با ماسک مردم پسند جدیدی وارد مبارزه ای پنهان برای حفظ سرمایه داری آن هم از نوع دلالی می شود. ولی این بار دین مردم را هم به سیاست های لیبرالی – ماکیاولیستی خود آلوده کرده است. از سوی دیگر مردم بی دفاع یند و سرمایه داری مسلح، از این رو سینه های بی دفاع مردم و سلاح گرم دشمن طبقاتی، آنها را به پشت انواع ماسک ها کشانده است. ماسک هایی که روزی بدور ریخته می شوند. همان گونه که در انقلاب مشروطه وملی شدن صنعت نفت وانقلاب 22 بهمن ماسک ها را، به دور ریختند و چهره انسانی، آزادی خواهانه و دادجوی خود را، نشان داده بودند.
بزعم برخی از بازنشستگان مبارزه صنفی بازنشستگان تا تغیر مناسبات اقتصادی تعدیل ساختاری و خصوصی سازی در ایران هم چنان ادامه دارد و دولت را هم می باید موظف کرد که کلیه صنایع و بنیاد های مالی بازنشستگان رابه صندوق آنها باز گرداند. و از این به بعد نمایندگان مستقل وانتخابی بازنشستگان می باید بر صندوق های بازنشستگی نظارت همه جانبه داشته باشند.
ناصر آقاجری
30 خرداد ماه 98

نظر شما

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s