بایگانی دسته‌ها: یادداشت، مقاله و گزارش

کارگر بلوچ در انتهای راه

14 مرداد 98
تخت های ما کنار هم قرار داشت و هر دو آماده یک عمل جراحی بودیم. زمانی که فهمید من هم جنوبیم و با مذهبش (تسنن) مشکلی ندارم و با احترام با او گفتگو می کنم با شادی درد دلش را گشود. هر دوی ما آن روز اول بدون ملاقاتی بودیم و تنها، از این رو توانستیم به گفتگویی دوستانه بپردازیم، وقتی از تنها پسرش حرف می زد رنگ تیره اش برق می افتاد و چشمانش مانند خورشید می درخشید و خطوط صورتش رنج و درد بیماری را فراموش می کرد. همه این واکنش ها نشان می داد که اوبا چه رشته های ناگستنی به زندگی و زیبایی های پنهانش وابسته است. از کودکی ش شروع کرد، در مدرسه راهنمایی درس می خواند و خانه اشان در حاشیه شهر چاه بهار در کپرهای حصیری بود. کپرهایی بدون آب و برق و بهداشت، با مادر و خواهران و برادرانش زندگی می کرد و هر ماه چشم انتظار رسیدن پولی از امارات بودند که پدر می فرستاد تا روزگار محقرانه اشان را بگذرانند. چند روزی بود که پول آن ماه دیرشده بود. به جای پول خبر دردناک ایست قلبی پدررا به آنها اعلام نمودند.
به خواندن ادامه دهید

استثمار مضاعف بازنشستگاِن پروژه ای، قرارداد موقتی ها

11 امرداد ماه 98
کارگران پروژه ای، کارگرانی صنعتی هستند که تولیدشان کارخانه های صنایع مادر مانند پالایشگاه ها، پتروشیمی ها، نیروگاه ها و دیگر صنایع تولیدی کشوراست. ولی تهاجم مناسبات تعدیل ساختاری و خصوصی سازی از سه دهه پیش تا کنون در ابتدا، تنها این گروه از کارگران را شامل می شد. برغم افشاگری های اتحادیه نیروی کار پروژه ای ایران و درگیری های قانونی با این مناسبات در تبریز، بوشهر، و کشتی سازی بندر عباس، به دلیل سکوت دیگر بخش های کارگری، مناطق آزاد تجاری – صنعتی توسعه یا فت و دولت اصلاح طلب (خاتمی) کارگاه های زیر ده نفر را هم از شمول قانون کار خارج کردند تا نشان دهند در عمل چیزی به نام اصول گرا یا اصلاح طلب وجود خازجی ندارد و همگی سر و ته یک کرباسند. مشتی دلال و غارت گرند که در سنگر عقیدتی که مردم به آن باور داشتند، منافع حریصانه خود را پاسداری می کنند.
به خواندن ادامه دهید

پرسش ها و باورهای مردم در زمان شدت گرفتن بحران های اقتصادی- اجتماعی

3 مرداد ماه 98
شدت بحران های اجتماعی – اقتصادی برای کارگران و دیگر زحمت کشان شهر و روستا و حتا طبقه متوسط جامعه به مرزهای غیر قابل تحملی رسیده ولی وجود انواع متنوع نهاد های امنیتی و سرکوب د د منشانه اعتراضات مردم، باعث اوج خفقان و درون ریزی اعتراضات مردم شده است. نفرت از شرایط موجود، در شرایط مسخ توده ی پراکنده وبدون تشکل، همراه با عدم شناختی علمی – طبقاتی از سیر تجولات اجتماعی، برخی ازمردم را به واکنشی منفی و ضد منافع خود تبدیل کرده است. اگر پس از حرکت بزرگ دیماه 96 اعتراضات وفریاد کوچکی در گوشه و کنار شنیده می شود هسته اصلی و همیشگی آن راهمان چند روشنفکر و فعال سیاسی باقی مانده از روزهای اول انقلاب تشکیل داده است که جان بر کف در میان مردم میدان را رها نمی کنند و برغم پراکندگی و شکاف ژرفی که در میان خود دارند، در کنار هم فریاد می زنند ولی حاظر نیستند با هم همآهنگ و متحد شوند، در حالی که در هر مناسبتی می بینند بیشتر آنها هستند که پر تلاش در کنارهم قراردارند و اجتماع اکثرا از آنها تشکیل شده است، برغم فاصله بعیدی که ازهم دارند. از سوی دیگر اکثرمردم تحت تاثیر رسانه های ماهواره ای، که امروزه بیشتر مورد استقبالل و اعتماد مردم است تا رسانه های داخلی، از این رو دروغ های آنها را باور دارند ودر این سمت اگر بر حسب اتفاق راستی هم بگویند تا رسانه های آن سوی آب آن را تایید نکنند!!
به خواندن ادامه دهید

اتحاد در سازمان های صنفی در شرایط فعلی

6 تیر ماه 98
در مقابل یک ساختار اجتماعی با نهاد های بیشماری که نه به مدنیت باور دارد ونه برای حقوق شهروندی ارزشی قایل است وتنها منافع یک اقلیت استثمارگر را حمایت می کند،هر تشکلی که قصد داشته باشد، منافع ش را پاس بدارد. می باید عللاوه برایجاد یک سیستم متمرکز ولی دموکرات به اتحاد با دیگر نیروهای اجتماعی که با آنها منافع مشترک دارند بیندیشد. زیرا همه سازمان های صنفی برای بقای و قدرت چانه زنی در مقابل حاکمیت خود محور به این اتحاد نیازمند هستند. معمولا در چنین ساختارِدرعمل انحصار طلب و متکی به نیروهای » خودی»، احزاب، گروه های سیاسی و آزادی اندیشه نمی توانند وجود خارجی داشته باشند از این رونمی تواند در این شرایط موضوع گفتگوی ما باشد. در این صورت اتحاد تنها در میان سازمان های صنفی مورد نظر ماست. لذا در سازمان های صنفی که به این ضرورت رسیده اند، پیش از هرچیز این مسیله مطرح می گردد که اتحاد با کی و برای کدامین برنامه و هدف؟
به خواندن ادامه دهید

در حاشیه تظاهرات 28 خردادماه 98 در مقابل مجلس استصوابی

30 خرداد ماه 98
پس از سرکوب تظاهرات اول ماه مه، انتظار استقبال از این دعوت بازنشستگان نمی رفت، ولی با این وجود این دعوت مورد استقبال محدودی قرار گرفت. تریبون در اختیار آن گروهی از بازنشستگان بود که از وزارت کشور مجوز تظاهرات را گرفته بودند. بدین جهت این چند مجری با پشتوانه حمایت نیروی انتظامی انحصار طلبانه مانند همه دیکتاتورمنشان به دیگرتشکل های بازنشستگان اجازه طرح مشکلات شان را ندادند. در حالی که اکثر شرکت کنندگان را تشکل های غیر دولتی تشکیل داده بودند. یکی از دلایل این ادعا طرح شعار هایی خارج برنامه هییت برگزار کننده بود. مانند شعار مخالفت با زندانی و انفصال از خدمت فرهنگیان که تلاش مجریان برای جلوگیری از طرح این شعارها ناکام ماند و همه حاظران از آن استقبال کردند. اگر چه برخی شعارها مانند» دشمن ما همین جاست دروغ میگن امریکاست. شعار مخالفینی بود که از روی کینه و نفرت نسبت به حاکمیتی است که گام به گام به سوی جنگ پیش می رود، آن هم در حالی که با بیکاری و گرانی و تورم زندگی مردم را فلج کرده است ومدعی توسعه و رفاه هم می باشد.
به خواندن ادامه دهید

شورا و اتحاد در نگرش فعالان کارگری – سیاسی

5 خرداد ماه 98
در ایران امروز، همه بدون استثنا بر اتحاد برای پیروزی بر استبداد و بیداد، عدالت اجتماعی و آزادی، تاکید می کنند. برخی حتی برای آن منشوری نیز برنامه ریزی و تدوین نموده اند واز آنهایی که آن منشور را باور دارند و پذیرفته اند، دعوت به همکاری می نمایند. منشوری برای یک سازمان صنفی – کارگری که خواه نا خواه علاوه بربازنشستگان کارگری، می تواند اتحادیه یا سندیکا ها را هم شامل گردد. پس از تلاش و زحمات جمعی داوطلبان، منشور آماده می گردد.ولی در پشت واقعیت ظاهری منشور، باوریِ ضد شورایی پنهان است، که درون مایه ارتباطات درون تشکل را به چالش می گیرد. باور به نگرشی انحصار طلبانه با تقاضای پنهان لیدری که تصور می کند هژمونی فردی یا گروهی، همان هژمونی طبقاتی است. و اطاعت کورکورانه از ایشان یا نظریه گروهش می باید کاربردی گردد. در حالی که طبقه کارگربا طیف نا همگون شناخت طبقاتی ش، امکان ندارد در یک حزب، گروه ویا در زیراراده ی یک فرد قرار بگیرد. بیش از نیم قرن مبارزه سکتاریستی گروه های مختلف در ایران آن را به دفعات به اثبات رسانده است.
به خواندن ادامه دهید

برخی نارسایی های بازنشستگی در دوران تعدیل ساختاری و خصوصی سازیِ حاکمیت دینی

30 اردیبهشت 98
در پروژه های ساخت صنایع مادر که پالایشگاه ها و پتروشیمی ها و نیروگاه ها و دیگر صنایع مادر مانند صنایع ذوب، سدها و . . . در بر می گیرد، به دلیل عدم وجود امنیت شغلی و یک قانون کار طبق ماده 30،31 ،43 و 44 قانون اساسی روزهای اول انقلاب، یک کارگر پروژه ای نمی تواند یک کار مستمرداشته باشد. در حالی که او یک کارگر صنعتی سازنده پروژه های بزرگ مادرِ کشور است. از این رو درحالی که سنش به 70 سالگی رسیده هنوز 30 سال بازنشستگی او کامل نشده است. با توجه به این واقعیت که پیمانکاران هم به صورت مرتب حق ثیمه کارگران را پرداخت نمی کنند ودر این موارد هم هیچ نهاد قانونی از حقوق پایمال شده ی کارگران حمایت نمی کند.حتی دیوان عدالت اداری، این شرایط ناهنجار قانون زدایی را که با پایان جنگ و آغاز دولت به اصطلاح سازندگی کلید زده شد، رسیدگی نمی کنند. این شرایط ضد کارگری ضد حقوق بگیران را، دولت رفسنجانی بنیان گذار تعدیل ساختاری و خصوصی سازی در ایران کاربردی کرده اند. با این امید که روایط و نزدیکی به کشورهای سرمایه داری انحصاری را بر خلاف ادعا های ضد سرمایه داریشان در شعار های اجتماعات مردمی عملی نمایند. در واقع کودتایی بر علیه انقلاب 22 بهمن وقانون اساسی آن را در ایران کاربردی نمودند که ما را به فاجعه بحران های اقتصادیِِ رکود، توارم، فساد همه گیر و بیکاری بزرگِ امروز کشانده است.
به خواندن ادامه دهید

تخته پرش نولیبرالیسم در ایران

15 اردیبهشت 98
برخی کارگران جوان می پرسند: چرا انقلاب کردید؟ وضع که بدتر از زمان آن دیکتاتور شده، اگر آن زمان حزب فقط رستاخیز بود، امروز هم حزب فقط حزب اله است. تازه دیکتاتوری به استبدادی بدون قانون برای کارگران و حقوق بگیران بدل شده است. کارگران این تولید کنندگان نعمات مادی برای دریافت حقوق توافق شده اشان ازهیچ قانونی نمی توانند با وجود تعدیل ساختاری و خصوصی سازی بهره گیری کنند. ولی در عوض زندان وشلاق را پیش روی هر اعتراض آرام خود دارند. ولی دلال ها که هیچ نقشی در تولید ندارند جز یک مدیریت به کلی رشوه ده و رشوه گیرِ فاسد ویا به نام مدیریت «جهادی» کیفیت را فدای کمیت وسرعت می کنند وفاجعه به وجود می آورند. مانند پروژه سد گتوند و انفجارهایی که در برخی پالایشگاه ها پس از به خط تولید رسیدن به وجود آمده و منابع ملی و کارگران را قربانی نموده اند. مدیریتی که معیارهای آن بر اساس ترفند های متعددی است تا از زیر بار یک کیفیت پذیرفته شده و استاندارد شانه خالی کنند.
به خواندن ادامه دهید

ظهور یک نابغه شش دانگ در خیل چپ های «مدرن» وطنی

22 فروردین 98
طبقه متوسط ایران افتخاردارد که در نبرد تاریخی سرمایه داری و طبقه کارگر مانند همه مقاطع تاریخی گذشته اش که استبداد سده های میانی پای بر گلوی پیشگامان جامعه گذاشته بود و گذاشته است، از یک ظهور رو نمایی کند. تا جهان سرمایه از کرامات این نابغه استثنایی برای اهداف «غیر انتفاعی «بهره جویی بهینه را تدارک ببیند. قشر میانی ایران مانند همه ی این قشر در همه دنیا به گونه ای مداوم در تدارک راه سومی است تا اثبات نماید، جهان بینی طبقه کارگر تنها یک توهم است وسرمایه داری پایان تاریخ است، وتلاش کارگران آگاه برای ایجاد یک جامعه بدون استثمار برخاسته از یک فرضیه به نام فلسفه علمی است. پس ازظهور نا موفق چپ های تواب و کتاب نویسی های متعدد آنها و حمایت رسانه های سرمایه داری – دلالی ایران از آنها، شاهد ظهور یک فیلسوف بعد از این، بودیم که نوشته های منتشر نشده مارکس را به عنوان » مارکسیسم مدرن» مطرح نمودند و ده ها کتاب مارکس را از روی ترجمه های پیشین، ترجمه کردند. ولی متاسفانه افشا شد، که این نوشته ها مربوط به دوران جوانی مارکس که هنوز تحت تاثیر هگل بوده و خود مارکس آن را به عنوان اثری کم ارزش و غیر قابل چاپ به کناری گذاشته بود.
به خواندن ادامه دهید

قانون زدایی و اقتصاد دان های لیبرال

14 فروردین ماه 98
» گزارش سیزدهم دکتر حسین راغفر و احسان سلطانی به مردم شریف ایران» بخوانید به برخی مسخ شدگان نگرشی لاتغیر، دگم و ایستا. مردمی که همه مردم ایران نیستند ولی تا مدنیت و تمدنی انسانی، بیش ازصدها سال دیگر، فاصله دارند.
» . . . سه برابر شدن نرخ ارز صدها هزار میلیارد تومان منافع نصیب بخشهای شبه دولتی و وابستگان به دولت و جناح های قدرت شده است.» البته همراه با بی ثباتی اقتصادی برای زندگی کارگران و دیگر حقوق بگیران ایران. این دو اقتصاد دان در ادامه می گویند: » افزایش نرخ ارز و بی ثباتی اقتصاد کلان در سال 97 در اصل گل آلود کردن جریان اقتصاد و چپاول عامه مردم توسط بخش های فاسد و رانتی اقتصاد در پوشش بخش خصوصی است. . . با افزایش سه برابری نرخ ارز مواد اولیه صنایع نیز سه برابر شده اند. . . با دستکاری قیمت ها و به واسطه اخذ مالیات تورمی(نامریی) همچنان عامه مردم فقیرتر و گروهی قلیل ثروتمندتر می شوند.. . . نرخ رشد اقتصادی بین منفی 3 – 5 درصداقتصادی کشور در سال 97، قدرت خرید مردم ( مخارج مصرف نهایی خانوارها) عملا 30 درصد کاهش یافته است.. . . آنچه از سفره مردم کم شده است به کجا رفته است؟ »
به خواندن ادامه دهید

تهاجم ددمنشانه دولت به حقوق کارگران و حقوق بگیران

25 بهمن ماه 1397
پس از اعلام خطر مشاور ارشد رییس جمهور جناب نیلی به شرایط بحرانی اقتصادی – اجتماعی به نام برجام دوم، سکوت دولتمردان مجری سیاست های صندوق بین المللی پول امریکایی، این اقتصاد دان را وادار به خارج شدن از دولت نمود. و دولت موجود، بدون توجه به واقعیت های اقتصادی – اجتماعی که کشور را دجار بحران نموده، با ایجاد بحران خود ساخته ی ارزی، چنگی خونین، بر زندگی محقر کارگران وحقوق بگیران کشید و قدرت خرید آنها را به شدت کاهش داد تا با سوء تغذیه خانواده های کارگری را به سوی کارتن خوابی و مرگ سوق دهد و هستی آنها ( کارخانه ها و منابع مالی تامین اجتماعی ) را به تاراج ببرد.
به خواندن ادامه دهید

مقدمه ای بر مبارزات طبقاتی کارگران ایران

8 بهمن ماه 97
بحران های اجتماعی ناشی از چرخش بنیادی مناسبات اقتصادی ایران پس از جنگ، در جهت کاربردی کردن دستورالعمل های صندوق بین المللی پول، روندی که در ادامه حذف فیزیکی دگر اندیشان ( که امکانی بودند، برای افشای چرخش به سوی سرمایه داری حاکمیت) در ایران کاربردی گردید، البته، به آرامی و پنهان از نگاه مردم و با ایجاد مناطق آزاد تجاری – صنعتی آغاز شد. ولی با روی کار آمدن دولت های احمدی نژاد و روحانی با شیوه » شُک درمانی»، جهش کرد و خیز برداشت، خیزی بلند برای تثبیت ساختار سرمایه داری مالی در ایران.( نولیبرالی) از این رو از همه آن شعار ها، ادعاها و اصولی که در قانون اساسیِ به عنوان دفاع از حقوق مردم گنجانده شده بود، و، بدان دلیل مردم آن قانون اساسی را تایید کرده و بدان رای داده و سمت و سوی مناسبات اقتصادی آینده ایران را ترسیم کرده بودند، مانند اصل های 45 ،43 و 44 قانون اساسی؛ به مرور دور شدند و درآن سوی شفافیت، آگاهی و باور مردم، همه ی آنها را به دور ریختند.
به خواندن ادامه دهید

نبرد آزاد اندیشی و خودکامگی مذهبی

یکم دیماه 97
کانون متحد کارگری
دوستان عزیزی به شیوه نگارش من ایراد گرفته اند واعلام داشته اند: » شما با بهره گیری از واژه هایی مانند رویه، درود، درون مایه، سرشت و به طور کلی واژه هایی که رنگ وبوی ایرانی دارد، در واقع » پان پارسی» را رواج می دهید و این نژاد پرستی است. » با احترام به نظر این عزیز یا عزیزان ، چون در مقالات پیش از این من، نژاد پرستی و قوم گرایی را نفی کرده ام وبا توجه به این که در مقالات من، جهان بینی من (باور به فلسفه علمی) برای همه قابل درک است و این جهان بینی، نژاد پرستی و قوم گرایی را نفی می کند و با آن در تضاد است. با توجه به همه ی این واقعیت ها،آیا برای من هم این حق می تواند وجود داشته باشد که از واژه های استفده کنم که ریشه در زبان مادریم دارند؟! از این رو من تصور می کنم، من هم برای خودم می باید این حق را قایل باشم که به زبان مادریم واژه هایی را به کار ببرم که از نظر معنا، زیبایی و رسایی ایرادی ندارند. باز از این عزیز منتقد سپاس گذارم که این یاد آوری را نموده اند.
به خواندن ادامه دهید

ترفندهای فریبنده سرمایه داری در نبرد طبقاتی

26 آذر ماه 97
کانون متحد کارگری
امروز در مبارزات طبقاتی کارگران ایران شاهد روندی هستیم که در عمل با واقعیت مبارزات چنش کارگری فاصله بعیدی دارد و بیشتر فرم و شکلی از ایدیولوژیِ دشمن طبقاتی کارگران را به خود گرفته است. در هر برهه از فراز و نشیب نبرد طبقاتی شاهد اوج گرفتن تبلیغات در اطراف یکی از رهبران کارگری می شویم. تبلیغاتی که به گونه ای سازمان دهی می گردد که با کمی دقت می توان چهره پلید سرمایه را در آن روند مشاهده کرد. واقعیت مبارزات جنبش کارگری در ایران و جهان مبارزه ای جمعی است، نه مبارزه فردی یک کارگر. بدون انکار شخصیت های مبارز و اثر گذار جنبش کارگری باید به این واقعیت توجه داشت که فرد بدون جمع، بدون تشکل سازمان یافته کارگران، ارزش هایش به سرعت به وسیله سیستم سرمایه خنثی می شود و به گونه ای فیزیکی از دور مبارزات ترد می گردد. متاسفانه برخی تبلیغات که در اطراف برخی از فعالان و یا نمایندگان کارگران صورت می گیرد دارای محتوای فرد گرایی است، که الگوی باورهای سرمایه داری است. درون مایه ای که به جای برجسته کردن نقش کلیدی مبارزات سندیکایی روی فرد متمرکز می شود و از او یک » مراد» می سازد که با نگرش قرون وسطی مبارزان مساوات طلب دوران فیودالیسم هم خوانی دارد. الگویی که یک کارگر مبارز باید بدان باور داشته باشد، تشکل جمعی کارگران است نه یک فرد.
به خواندن ادامه دهید

حاشیه های جنبش گارگری در ایران

2 آذر ماه 97
بی مسیولیتی های حاکمیت نولیبرالی در ایران در قبال ستم طبقاتی که به وسیله سرمایه داری وطنی کاربردی می شود و مزید بر آن، عوارض تحریم های امپریالیستی آن هم با وجود حاکمیت دولت هایی با مناسبات تعدیل ساختاری و خصوصی سازی دراین شرایط بحران چهانی، بار همه ی این شرایط نا به هنجار و درد ناک را به روی دوش کارگران و حقوق بگیران و کشاورزان ایرانی انباشت کرده است. در این وضعیت ضد انسانی، برغم سرکوب معترضین توسط نهاد های دولتی، چون کارد بی داد، به استخوان رنجبران رسیده است، باز مردم بدون وحشت از عواقب اعتراض شان هر بار از یک گوشه این سرزمین نولیبرال زده، به حمایت از کارگران و دیگر زحمتکشان ستم دیده، به خیابان ها می ریزند و هم صدا با کارگران، بیداد را به چالش می گیرند. این بار مردم در شوش و اهواز همراه کارگران هفت تپه و گروه ملی فولاد به خیابان ها آمده و ساختار نو لیبرالیستی را به چالش گرفتند.
به خواندن ادامه دهید

سرمایه داران وحشت زده و خارج شدن کارگران از کارخانه ها

30 آبان ماه 97
بر گرفته از سایت کارگری » محرمی کو که فرستم به . . . » مجله ایران آینده : به نقل از یک سرمایه دار و یا هوادار نولیبرالیسم وطنی:
1- کارگران هفت تپه حق دارند دستمزد معوقه خود را طلب کنند و دولت به زور هم شده، کارفرما را موظف به پرداخت کند.
2- کارگران فقط طلبکار دستمزدشان هستند. نه دولت و نه کارگر حق نقض مالکیت خصوصی فرد را هرگز ندارد.
برخی از چپ های نگران ولی صادق، وحشت دارند سرنوشت جنبش کارگری در ایران به سرنوشت اتحادیه همبستگی لهستان دچار شود. ولی آنهایی که ریگی به کفش دارند، نگران چرخش اعتصابات به سوی مسیری است که با اهداف آنها در تضاد است، به خصوص هنگامی که همراهی مردم طبقه کارگر را حمایت می کند.
ابتدا به برادران سرمایه دار می پردازیم که از وحشت آمدن کارگران به خیابان ها و مخالفت با خصوصی سازی و شعار های شورایی، کک به تنبان شان افتاده است. طبق معمول همه آنهایی که معیار ارزششان تنها کسب سود است ولاغیر، به گونه معمول هیچ کدامشان دانش و توانایی گفتن یک جمله بدون ایرادی جدی را ندارند. ایشان گفتند:
به خواندن ادامه دهید