بایگانی برچسب‌ها: اتحادیه نیروی کار پروژه ای

پیشنهاد اتحاد سراسری بازنشستگان ایران برای اتحاد

21 خرداد 1398
دوستی گرامی ولی ناشناس من را وارد سایتی کرد که توانستم بایک تشکل به نام اتحاد سراسری بازنشستگان ایران آشنا شوم و برخی مطالبم را در آنجا منتشر کنم. از این رو توانستم با منشور این تشکل آشنا شوم که پیشنهادی را در ذهنم متحول کرد.
همه تشکل ها در ایران باور دارند که در شرایط به شدت بحرانی کنونی، می خواهند به سوی اتحاد پیش بروند. از سوی دیگر حاکمیت، بدون توجه به عوارض 30 ساله تعدیل ساختاری و خصوصی سازی ناشی از این مناسبات ضد مردمی دلال پرور، با همه امکانات نظامی و اقتصادی که در اختیار دارد بر طبل سرمایه داری دلالی می کوبد. که درست بر خلاف اصول قانون اساسی که 90 در صد مردم ایران با رای خود آن را تایید کرده اند( اصول 30،31، 43 و 44 ) و در عمل، کودتای برخی از دولت مردان نولیبرالی را، برای انداختن مناسبات اقتصادی – اجتماعی پیشنهادی قانون اساسی روز های اول انقلاب، به دامان سرمایه داری جهانی امپریالیستی با همه امکانات کاربردی می کنند. حاکمیتی که بر اساس اصول تعدیل ساختاری، جامعه بدون نظارت را در اختیار دلال های غارت گری قرار داده اند تاهر روز با یک شک جدید، روند گرانی و بیکاری را توسعه دهند.
به خواندن ادامه دهید

تخته پرش نولیبرالیسم در ایران

15 اردیبهشت 98
برخی کارگران جوان می پرسند: چرا انقلاب کردید؟ وضع که بدتر از زمان آن دیکتاتور شده، اگر آن زمان حزب فقط رستاخیز بود، امروز هم حزب فقط حزب اله است. تازه دیکتاتوری به استبدادی بدون قانون برای کارگران و حقوق بگیران بدل شده است. کارگران این تولید کنندگان نعمات مادی برای دریافت حقوق توافق شده اشان ازهیچ قانونی نمی توانند با وجود تعدیل ساختاری و خصوصی سازی بهره گیری کنند. ولی در عوض زندان وشلاق را پیش روی هر اعتراض آرام خود دارند. ولی دلال ها که هیچ نقشی در تولید ندارند جز یک مدیریت به کلی رشوه ده و رشوه گیرِ فاسد ویا به نام مدیریت «جهادی» کیفیت را فدای کمیت وسرعت می کنند وفاجعه به وجود می آورند. مانند پروژه سد گتوند و انفجارهایی که در برخی پالایشگاه ها پس از به خط تولید رسیدن به وجود آمده و منابع ملی و کارگران را قربانی نموده اند. مدیریتی که معیارهای آن بر اساس ترفند های متعددی است تا از زیر بار یک کیفیت پذیرفته شده و استاندارد شانه خالی کنند.
به خواندن ادامه دهید

به مناسبت فرا رسیدن اول ماه مه

26 فروردین ماه 98
اتحادیه نیروی کار پروژه ای ایران
برغم بحران جدی با ابعاد نجومی که زندگی کارگران و کلیه حقوق بگیران در ایران را به چالش گرفته است، برغم برآیند این شرایط که فقر و بیکاری و خودفروشی و فساد و اختلاس را به صورت یک اپیدمی همگانی، به مردم ایران تحمیل کرده است. می خواهم از پیروزی و آینده ای درخشان گفتگو کنم. بسیاری از کشورهای صنعتی و ثروتمند امروزی جهان حتی یک چندم ازمنابع وسیع وگسترده کشور ما را ندارند ( ژاپن نه زمین کافی برای کشاورزی دارد ونه معادن کانی و انرژی.کشورهای اسکاندیناوی بیشتر به چوب جنگل هایشان متکی یند) ولی جزو بزرگترین کشور های پیشرفته جهان هستند. این کشورها با کمک آن امکانی که تا پیش از جهانی شدن نولیبرالی سرمایه ملی اعلام می شد، توانستند به این جایگاه برسند. این سرمایه ارزشمند ملی، نیروی کار مولد است. سرمایه اصلی و عمده ای که نه در منابع کانی و نه ارزش طلا و الماس قابل سنجش با آن است.
به خواندن ادامه دهید

تهاجم ددمنشانه دولت به حقوق کارگران و حقوق بگیران

25 بهمن ماه 1397
پس از اعلام خطر مشاور ارشد رییس جمهور جناب نیلی به شرایط بحرانی اقتصادی – اجتماعی به نام برجام دوم، سکوت دولتمردان مجری سیاست های صندوق بین المللی پول امریکایی، این اقتصاد دان را وادار به خارج شدن از دولت نمود. و دولت موجود، بدون توجه به واقعیت های اقتصادی – اجتماعی که کشور را دجار بحران نموده، با ایجاد بحران خود ساخته ی ارزی، چنگی خونین، بر زندگی محقر کارگران وحقوق بگیران کشید و قدرت خرید آنها را به شدت کاهش داد تا با سوء تغذیه خانواده های کارگری را به سوی کارتن خوابی و مرگ سوق دهد و هستی آنها ( کارخانه ها و منابع مالی تامین اجتماعی ) را به تاراج ببرد.
به خواندن ادامه دهید

مقدمه ای بر مبارزات طبقاتی کارگران ایران

8 بهمن ماه 97
بحران های اجتماعی ناشی از چرخش بنیادی مناسبات اقتصادی ایران پس از جنگ، در جهت کاربردی کردن دستورالعمل های صندوق بین المللی پول، روندی که در ادامه حذف فیزیکی دگر اندیشان ( که امکانی بودند، برای افشای چرخش به سوی سرمایه داری حاکمیت) در ایران کاربردی گردید، البته، به آرامی و پنهان از نگاه مردم و با ایجاد مناطق آزاد تجاری – صنعتی آغاز شد. ولی با روی کار آمدن دولت های احمدی نژاد و روحانی با شیوه » شُک درمانی»، جهش کرد و خیز برداشت، خیزی بلند برای تثبیت ساختار سرمایه داری مالی در ایران.( نولیبرالی) از این رو از همه آن شعار ها، ادعاها و اصولی که در قانون اساسیِ به عنوان دفاع از حقوق مردم گنجانده شده بود، و، بدان دلیل مردم آن قانون اساسی را تایید کرده و بدان رای داده و سمت و سوی مناسبات اقتصادی آینده ایران را ترسیم کرده بودند، مانند اصل های 45 ،43 و 44 قانون اساسی؛ به مرور دور شدند و درآن سوی شفافیت، آگاهی و باور مردم، همه ی آنها را به دور ریختند.
به خواندن ادامه دهید

خصوصی سازی و کارگران ایران

اطلاعیه
30 دیماه 97
خصوصی سازی و تعدیل ساختاری دو وجه از مناسبات نولیبرالیسمی است که در ایران پس از جنگ شاهد کاربردی شدن آن هستیم. بیش از سی سال از این روند می گذرد و دولت های مختلف از اصول گرا و اصلاح طلب و دو دولت اخیر با شُک درمانی های ویران گرشان، نشان داده اند که با تعصب و استبداد اندیشه به تداوم این روند ایران بر باد ده، باور دارند و برای کابردی کردن آن از هر امکانی بهره خواهند برد، برغم مخالفت کارگران وهمه حقوق بگیران، تا درعمل نشان دهند پیرو و مجری واپس گرا ترین مناسبات سرمایه داری در جهان هستند. مناسباتی که بر اساس دستور های صندوق بین المللی پول برای تداوم نظام امپریالیستی می باید همه کشور های پیرامون سرمایه داری را مانند دوران استعماری از تولید صنعتی تهی کنند، تا در بازار جهانی، فضای بیشتری برای فروش کالاهای کشورهای صنعتی پیش رفته غربی فراهم گردد.
به خواندن ادامه دهید

ترفندهای فریبنده سرمایه داری در نبرد طبقاتی

26 آذر ماه 97
کانون متحد کارگری
امروز در مبارزات طبقاتی کارگران ایران شاهد روندی هستیم که در عمل با واقعیت مبارزات چنش کارگری فاصله بعیدی دارد و بیشتر فرم و شکلی از ایدیولوژیِ دشمن طبقاتی کارگران را به خود گرفته است. در هر برهه از فراز و نشیب نبرد طبقاتی شاهد اوج گرفتن تبلیغات در اطراف یکی از رهبران کارگری می شویم. تبلیغاتی که به گونه ای سازمان دهی می گردد که با کمی دقت می توان چهره پلید سرمایه را در آن روند مشاهده کرد. واقعیت مبارزات جنبش کارگری در ایران و جهان مبارزه ای جمعی است، نه مبارزه فردی یک کارگر. بدون انکار شخصیت های مبارز و اثر گذار جنبش کارگری باید به این واقعیت توجه داشت که فرد بدون جمع، بدون تشکل سازمان یافته کارگران، ارزش هایش به سرعت به وسیله سیستم سرمایه خنثی می شود و به گونه ای فیزیکی از دور مبارزات ترد می گردد. متاسفانه برخی تبلیغات که در اطراف برخی از فعالان و یا نمایندگان کارگران صورت می گیرد دارای محتوای فرد گرایی است، که الگوی باورهای سرمایه داری است. درون مایه ای که به جای برجسته کردن نقش کلیدی مبارزات سندیکایی روی فرد متمرکز می شود و از او یک » مراد» می سازد که با نگرش قرون وسطی مبارزان مساوات طلب دوران فیودالیسم هم خوانی دارد. الگویی که یک کارگر مبارز باید بدان باور داشته باشد، تشکل جمعی کارگران است نه یک فرد.
به خواندن ادامه دهید

حاشیه های جنبش گارگری در ایران

2 آذر ماه 97
بی مسیولیتی های حاکمیت نولیبرالی در ایران در قبال ستم طبقاتی که به وسیله سرمایه داری وطنی کاربردی می شود و مزید بر آن، عوارض تحریم های امپریالیستی آن هم با وجود حاکمیت دولت هایی با مناسبات تعدیل ساختاری و خصوصی سازی دراین شرایط بحران چهانی، بار همه ی این شرایط نا به هنجار و درد ناک را به روی دوش کارگران و حقوق بگیران و کشاورزان ایرانی انباشت کرده است. در این وضعیت ضد انسانی، برغم سرکوب معترضین توسط نهاد های دولتی، چون کارد بی داد، به استخوان رنجبران رسیده است، باز مردم بدون وحشت از عواقب اعتراض شان هر بار از یک گوشه این سرزمین نولیبرال زده، به حمایت از کارگران و دیگر زحمتکشان ستم دیده، به خیابان ها می ریزند و هم صدا با کارگران، بیداد را به چالش می گیرند. این بار مردم در شوش و اهواز همراه کارگران هفت تپه و گروه ملی فولاد به خیابان ها آمده و ساختار نو لیبرالیستی را به چالش گرفتند.
به خواندن ادامه دهید

سرمایه داران وحشت زده و خارج شدن کارگران از کارخانه ها

30 آبان ماه 97
بر گرفته از سایت کارگری » محرمی کو که فرستم به . . . » مجله ایران آینده : به نقل از یک سرمایه دار و یا هوادار نولیبرالیسم وطنی:
1- کارگران هفت تپه حق دارند دستمزد معوقه خود را طلب کنند و دولت به زور هم شده، کارفرما را موظف به پرداخت کند.
2- کارگران فقط طلبکار دستمزدشان هستند. نه دولت و نه کارگر حق نقض مالکیت خصوصی فرد را هرگز ندارد.
برخی از چپ های نگران ولی صادق، وحشت دارند سرنوشت جنبش کارگری در ایران به سرنوشت اتحادیه همبستگی لهستان دچار شود. ولی آنهایی که ریگی به کفش دارند، نگران چرخش اعتصابات به سوی مسیری است که با اهداف آنها در تضاد است، به خصوص هنگامی که همراهی مردم طبقه کارگر را حمایت می کند.
ابتدا به برادران سرمایه دار می پردازیم که از وحشت آمدن کارگران به خیابان ها و مخالفت با خصوصی سازی و شعار های شورایی، کک به تنبان شان افتاده است. طبق معمول همه آنهایی که معیار ارزششان تنها کسب سود است ولاغیر، به گونه معمول هیچ کدامشان دانش و توانایی گفتن یک جمله بدون ایرادی جدی را ندارند. ایشان گفتند:
به خواندن ادامه دهید

پاسخ به انتقادات

6 مهرماه 1397
یک فعال سیاسی که در یک جامعه بسته امکان فعالیت سیاسی را از دست داده و با کوچک ترین اظهار عقیده ای خلاف باور حاکمیت، باید د د منشانه ترین سرکوب را تجربه کند، در جستجوی راهی برای طرح باور های سیاسی خود به جنبش کارگری ایران روی می آورد. جایی که نعمات مادی جامعه تولید می شود ولی در توزیع آن، به دستان مولد کارگران، حداقلی می رسد که تنها زنده بمانند تا باز هم افزون تر استثمار شوند. درشرایط موجود که کارگران نسل اول بدون هیچ آموزشی وارد بازار کار می شوند، به خصوص آنهایی که با منشاء روستایی – ایلیاتی که اکثریت قرارداد موقتی ها را تشکیل می دهند، با کندی و تردید با راهنمایی نسل قبلی کارگران، برای دفاع از حقوق پایمال شده ای که، مناسبات اقتصادی نولیبرالی با یک حاکمیت مستبد ضد کارگری که بر خلاف همه قوانین بین المللی وحتی عرف مورد تایید خود حاکمیت، برای کارگران هیچ حق قایل نیست و حتی دستمزد کارگران را به موقع پرداخت نمی کند و در اکثر موارد به کلی از پرداخت ماه ها حقوق آنها خود داری می کند.
به خواندن ادامه دهید

خیمه شب بازی برای . . . مردم

7 شهریور ماه 97
شعار ها رنگارنگ و در شکل در جهت بهبود شرایط موجود، هر روزه و هر ساله صادر می شود ومجریان بدون توجه به حتی توجیه آن ها، راهی را می روند که در پشت درهای بسته به توافق رسیده اند. توافقی کلان؛ فراتر از قانون اساسی که اصول آن در اصل، به آنها مشروعیت داده است و آنها به نام آن، اهرم های قدرت را در دست گرفته اند. توافقی دست پخت «سردار سازندگی» که همه بازیگران دانه درشت و دانه ریز به آن باوری کور ولاتغیر یافته اند. باوری که آینده نه ایران وخلق های آن را، که منافع بی پایانِ چند نودلال را پاس می دارد و تضمین می کند. مناسبات اقتصادی که کل جامعه را در باطلاق فقر و نیستی و ورشکستگی فرو برده است. حالا نمایندگان استصوابی که خود از باورمندان این توافق هستند واز آن بهره ها برده اند، می بینند با این کشتی به گل نشسته و در حال فروپاشی همه ی غارت کرده هایشان که قابل انتقال به آن سوی آب نیست در حال نابودی است، آستین ها را بالا زده اند و می خواهند مانع فروپاشی شوند!!!
به خواندن ادامه دهید

حاکمیت ولایت مطلقه در «تداوم راه نولیبرالیستی»

16 مرداد ماه 97
کاستی های قانون اساسیِ ( حاکمیت ولایت فقیه) پس از انقلاب بزرگ مردم ایران، در طرد ساختار حاکمیت مطلقه سلطنت و حزب فقط حزبش «رستاخیز» هم چون استخوانی لای زخم بهبودی را غیر ممکن ساخت و شرایط را برای یک حکومت مطلقه دیگر فراهم نمود. زخم و علتش با انقلاب از میان نرفت ولی با مسکن مذهب مردم را به خواب برد. و خود، روز به روز عفونی تر شد تا ما را به امروز برساند. با این شیوه مسخ انقلاب مردمی، سرمایه داری، ماکیاولیستی این بار زیرفرمی الهی، پنهان از نگاه و باور به خواب رفته ی مردم، با نوعی واپسگرا تر از سرمایه داری صنعتی (سرمایه داری مالی یا دلالی و بورس ونزول و. . . ) امکان باز گشت را یافت. با تثبیت این روند مردم شدند » عوام» و از دخالت در حاکمیت خود محروم شدند. تا شعار » خدا،شاه، مهین». در شکلی دیگر بشود » خدا،ولی فقیه و خودی ها» .
به خواندن ادامه دهید

روند شدت گرفتن بحران جهانی و ایران و «قدرت گرفتن فاشیسم»

7 مردادماه 97
تنها با پول کشورهای واپس گرای عربی و اسلحه امریکا القاعده، طالبان و داعش ایجاد نمی شوند. تنها با مشتی خرافه، ترورهای انتحاری شبانه روز جهان را به چالش نمی گیرد. این ضرورت را کدامین بنیاد اقتصادی – اجتماعی پی افکنده است؟ هیتلرها و فرانکو ها و پینوشه ها وسوهارتوها زاییده شده کدامین ساختار هستند؟ استعمار را که چند صد سال آسیا وافریقا و آمریکای جنوبی را جویده وتنها فقرو گرسنگی را به جای گذاشته برخاسته از کدامین نگرش است؟ از کنده کدامین مناسبات، جنگ های جهانی اول و دوم دودش را در چشمان میلیونها انسان مولد فرو کرده و جانشان را به باد داده است؟ جنگ کره، ویتنام و جنگ های منطقه ای امروزی را کدامین مناسبات به صورت یک ضرورت غیرقابل اجتناب زاییده است؟ دموکراسی از نوع سرمایه داری با ترفند های عمده و اصلی آزادی بازار و آزادی مالکیت خصوصی ابزار تولید، چه تاثیری در روند این فجایع گفته شده دارند؟ به خواندن ادامه دهید

نمایش زندگی یک کارگر «پاکبان»

3 مرداد 97
کارگر رفت گر یا همان » پاکبان» شهرداری، در میان طبقه بندی مشاغل در ایران پایین ترین حقوق را طبق قانون کار( دور ریخته شده) در یافت می کند، جون نیاز به تخصص خاصی ندارد. البته اگر به چهل سال پیش بر گردیم. ولی امروزه به لطف مناسبات نو لیبرالی حاکم، یک واسطه بین کارگر و شهر داری قرار دارد، درست مانند استخدام در آموزش و پرورش تا حداقل حقوق شکسته شود و پنجاه درصد آن به جیب دلال برود؛ که او بزعم برخی سر دمداران این حاکمیت از طرف آسمان ها حبیب . . . است. و در جامعه نولیبرال زده نه به فرهنگی نیازی هست ونه به کارگر مولد و خدماتی. به خواندن ادامه دهید

حمایت از تولید ملی و تهدید به جنگ با «مناسبات تعدیل ساختاری و خصوصی سازی»

16 تیر ماه 97
بحران های اجتماعی – اقتصادی و بحران چدی تری در وضعیت محیط زیست و آب در ایران ، نتوانسته دولت را از راه و مناسبات اقتصادی امریکایی، تعدیل ساختاری و خصوصی سازی این مرده ریگ جناب » سردار سازندگی» به تردیدی بیندازد. این حاکمیت مطلقه هم چنان با پیگیری همه دست اندرکاران اجرایی، با وفا داری به این مناسبات امپریالیستی و بر خلاف شعار های روزهای اول انقلاب » نه شرقی نه غربی، . . . . » هم چنان خود را یک دنباله ی گوش به فرمان راه نو لیبرالی امپریالیسم جهانی معرفی می کند، آنهم به قیمت پایمال کردن حقوق کارگران و همه زحمتگشان شهر و روستای درایران، گویی کشور ما مستعمره کشورهای دیگر است و دولت های پس از جنگ وظیفه ای در قبال مردم ایران ندارند. پس از ناتوانایی و(یا یک شوک درمانی دیگرِ) دولت در کنترل منابع ارزی و فاجعه سقوط آزاد قدرت خرید ناچیز مردم و صعود درآمد دلالان (بخوانید انگل های اجتماعی) که در این حاکمیت مردم نامیده می شوند. مسیولان این فاجعه اقتصادی، در کنار کلی هو و جنجال تو خالی در باره دفاع از تولید ملی وحمایت از زحمت کشان، این گونه واکنش نشان داده اند. به خواندن ادامه دهید

تولید انبوه، ضرورت تقسیم بازار جهانی و تهدیدهای امپریالیسم جهان خوار

25 خردادماه 97
برخی اندیشه های ایستا که هیچ تحول و پدیده ای قادر نیست کوچک ترین تاثیری پویا در وجودِ جامدشان ایجاد کند، در آن سوی آب، مانند تجربه دوران کلینتون و تعین بودجه ویژه برای سرنگونی حاکمیت ولایت فقیه در ایران، با نوید دموکراسی امپریالیستی. و پس از آن، های وهوی بوش پسر، و دوران در فرم مسالمت آمیز تکنوکرات سرمایه دار از دنیا سیاه پوستان، و اینک با وجود رهبری نیمه دیوانه و لمپن » ترامپ» این امید یا در واقع توهم شدت گرفته است، به گونه ای که این جماعت، در انتظار حمله این بزرگترین جنایتکار تاریخ بشریت و ژاندارم منطقه ای حقیرِش، دولت صهیونیستی اسراییل به ایران، دقیقه شماری می کنند.
به خواندن ادامه دهید