بایگانی برچسب‌ها: ناصر آقاجری

حاشیه های جنبش گارگری در ایران

2 آذر ماه 97
بی مسیولیتی های حاکمیت نولیبرالی در ایران در قبال ستم طبقاتی که به وسیله سرمایه داری وطنی کاربردی می شود و مزید بر آن، عوارض تحریم های امپریالیستی آن هم با وجود حاکمیت دولت هایی با مناسبات تعدیل ساختاری و خصوصی سازی دراین شرایط بحران چهانی، بار همه ی این شرایط نا به هنجار و درد ناک را به روی دوش کارگران و حقوق بگیران و کشاورزان ایرانی انباشت کرده است. در این وضعیت ضد انسانی، برغم سرکوب معترضین توسط نهاد های دولتی، چون کارد بی داد، به استخوان رنجبران رسیده است، باز مردم بدون وحشت از عواقب اعتراض شان هر بار از یک گوشه این سرزمین نولیبرال زده، به حمایت از کارگران و دیگر زحمتکشان ستم دیده، به خیابان ها می ریزند و هم صدا با کارگران، بیداد را به چالش می گیرند. این بار مردم در شوش و اهواز همراه کارگران هفت تپه و گروه ملی فولاد به خیابان ها آمده و ساختار نو لیبرالیستی را به چالش گرفتند.
به خواندن ادامه دهید

Advertisements

سرمایه داران وحشت زده و خارج شدن کارگران از کارخانه ها

30 آبان ماه 97
بر گرفته از سایت کارگری » محرمی کو که فرستم به . . . » مجله ایران آینده : به نقل از یک سرمایه دار و یا هوادار نولیبرالیسم وطنی:
1- کارگران هفت تپه حق دارند دستمزد معوقه خود را طلب کنند و دولت به زور هم شده، کارفرما را موظف به پرداخت کند.
2- کارگران فقط طلبکار دستمزدشان هستند. نه دولت و نه کارگر حق نقض مالکیت خصوصی فرد را هرگز ندارد.
برخی از چپ های نگران ولی صادق، وحشت دارند سرنوشت جنبش کارگری در ایران به سرنوشت اتحادیه همبستگی لهستان دچار شود. ولی آنهایی که ریگی به کفش دارند، نگران چرخش اعتصابات به سوی مسیری است که با اهداف آنها در تضاد است، به خصوص هنگامی که همراهی مردم طبقه کارگر را حمایت می کند.
ابتدا به برادران سرمایه دار می پردازیم که از وحشت آمدن کارگران به خیابان ها و مخالفت با خصوصی سازی و شعار های شورایی، کک به تنبان شان افتاده است. طبق معمول همه آنهایی که معیار ارزششان تنها کسب سود است ولاغیر، به گونه معمول هیچ کدامشان دانش و توانایی گفتن یک جمله بدون ایرادی جدی را ندارند. ایشان گفتند:
به خواندن ادامه دهید

بر آیند یک گفتگوی کارگران بیکار پروژه ای

25 آبانماه 1397
یکی از خواص بیکاری برای کارگران قرارداد موقت که در اردوگاه های کار زندگی می کنند و در ماه تنها پنج یا شش روز خانواده اشان را می بینند، تجربه زیبای زندگی کردن در کنار خانواده است. اگر چه بی پولی این فرصت استثایی را تلخ می کند ولی در هر صورت می توان از این فرصت هم بهره ای برد. کسی از نزدیکان از دنیا رفت و وظیفه من را وادار به سفر به خوزستان کرد. منطقه ای در کنار رودخانه زهره که زمانی دارای آبهای فراوان وتوفنده ای بود، که در جغرافیا ایران به زهره وحشی معروف شده بود. ولی امروزه به لطف پاسداری از محیط زیست نظام و خشک سالی های مداوم باریکه آبی است بی رمق وحقیر، در کناره های این رودخانه مردمی پرتلاش و زحمتکش زندگی می کنند که هر سال دوبار از جلگه آبرفتی آن محصول برداشت می کردند.
به خواندن ادامه دهید

ابراهیم

9 آبان ماه 1397
از روزن کوچکی که روی درب ماشین بود خیابان های شهر دیده می شد، همه در سکوتی سنگین رو در رو هم نشسته بودند. هیچ کس علاقه ای به دیدن گوشه های شهر که در نهایت آرامش و در ظاهر بی خبری روز مرگی را سپری می کرد، نشان نمی داد. از این تنها روزن که در حرکت و چرخش های ماشین هر دم گوشه تازه ای را به نمایش می گذاشت. گوشه هایی از شهری مدرن با مردمانی با باورهای فرسوده گذشته ی دور که به بردگی خود و باورشان افتخار می کردند. زندانی بزرگ و چند هزار ساله.
به خواندن ادامه دهید

تظاهرات بازنشستگان

27 مهر 1397
روبروی سازمان برنامه و بودجه در نزدیکی مجلسِ استصوابی » تنها یک اصل قانون اساسی» و در فضای بازی که محل عبورمردم بود. مردمی که مسخ باورهای خود هستند و با بی تفاوتی به راه خود می رفتند، اجتماع همه سازمان های بازنشستگان برگزار شد. یلاکارت هایی که در دست معترضین بود وابستگی آنها را به کارگران تامین اجتماعی، فرهنگیان، کشوری و . . . نشان می داد. تریبون در اختیار بازنشستگان کشوری بود. این بازنشستگان توانسته بودند اجازه رسمی تظاهرات را از وزارت کشور بگیرند. ولی دیگر بازنشستگان از اجازه رسمی اطلاعی نداشتند ولی مانند دفعات پیش که کسی برای گرفتن اجازه اقدامی نمی کرد، در تظاهرات شرکت کرده بودند. به خواندن ادامه دهید

اشترانکوه

24 مهر ماه 1397
برخی دلبستگی ها آدم را به دنبال خود می کشاند و مقاومت منطقی را نفی می کند. آن روزها بد جوری دلم هوای کوه کرده بود. ولی واقعیت زندگی و خطرات کوه این خواست را منطقی نمی دانست. از سویی تنها بودم و رفیق کوهی در دسترس ندشتم و از سوی دیگر دوسالی بود که پیمانکاران کارهای پروژه ای بلک لیستم کرده بودند و به من کاری نمی دادند لذا به شدت گرفتار مشکلات مالی بودم. از کارم راضی بودند ولی از روابط کارم در میان کارگران بشدت دلخور و عصبانی به گونه ای که حتا آن به اصطلاح رفیق دوران دهه 50 – 60 مسجد سلیمانی که هنوز در میان محافل روشنفکری عر و تیز انقلابیگری را برای حفظ اعتبار رها نمی کند، مرا به جرم مطالعه کتاب در خوابگاه کارگری عاقبت از کارگاهی که او مدیرش بود اخراج کرد. به خواندن ادامه دهید

پاسخ به انتقادات

6 مهرماه 1397
یک فعال سیاسی که در یک جامعه بسته امکان فعالیت سیاسی را از دست داده و با کوچک ترین اظهار عقیده ای خلاف باور حاکمیت، باید د د منشانه ترین سرکوب را تجربه کند، در جستجوی راهی برای طرح باور های سیاسی خود به جنبش کارگری ایران روی می آورد. جایی که نعمات مادی جامعه تولید می شود ولی در توزیع آن، به دستان مولد کارگران، حداقلی می رسد که تنها زنده بمانند تا باز هم افزون تر استثمار شوند. درشرایط موجود که کارگران نسل اول بدون هیچ آموزشی وارد بازار کار می شوند، به خصوص آنهایی که با منشاء روستایی – ایلیاتی که اکثریت قرارداد موقتی ها را تشکیل می دهند، با کندی و تردید با راهنمایی نسل قبلی کارگران، برای دفاع از حقوق پایمال شده ای که، مناسبات اقتصادی نولیبرالی با یک حاکمیت مستبد ضد کارگری که بر خلاف همه قوانین بین المللی وحتی عرف مورد تایید خود حاکمیت، برای کارگران هیچ حق قایل نیست و حتی دستمزد کارگران را به موقع پرداخت نمی کند و در اکثر موارد به کلی از پرداخت ماه ها حقوق آنها خود داری می کند.
به خواندن ادامه دهید

حاشیه ای بر کتابِ بازخوانی انگلس اثر جان ریز

24 شهریور ماه 1397
» . . . سخن قلم را لختی بر شور بختی مردمی که در فلات ایران طی هزاران سال ستم شاهی خون آلود را کشیده اند، بگریانم . . . زیرا روند » آدمی شدن» روندی است که طی هزاران سال در تکامل مدنی جوامع بشری تحقق می پذیرد و تا زمانی که این روند به سر انجام نرسد ( که خود نظام اجتماعی باید به این تحقق کمک کند) خرد و هم بستگی مقهور شهوات درنده خویانه است.»
احسان طبری در کتاب نیمه تمام تاریخ بیهقی
شرایط پیچیده و حساسی است در پیچی تند و سرنوشت سازِتاریخی قرار گرفته ایم، آن هم در شرایطی که چشمان خیل بزرگ مسخ شدگان باورهای سنتی، در دیکتاتوری هایی که نزدیک به یک صدسال پس از انقلاب مشروطه ایران، هم چنان جهان بینی طبقه کارگر ایران را آماج تحریف های بدون استناد خود قرار می دهند. جوانان نا امید از باورهای » نابِ» حاکم، جستجوگرِ نگرشی، تشکل و باوری هستند که در آن فعال شرکت کنند.
به خواندن ادامه دهید

علی آبادانی

داستانی کوتاه از زندگی کارگران صنعتی ایران
13 شهریور ماه 97
توی انزلی سمبوسه فروشی داره، بین خروس بازان شمال به علی آبادانی معروفه چون او یکی از بهترین پرورش دهندگان خروسهای جنگی است.عشق به پرندگان را از پدرش آموخته است. در کنار تخصص اصلی ش سوپر وایزری پایپینگ در زمان های بیکاری های پروژه ای به این دو کار می پردازه. از قید تامین اجتماعی و بازنشستگی ش گذشته و برغم بیش از 30 سال کار در پروزه های نفتی چندان سوابقی نداره چون سرمایه داران از غفلت کارگرانی امثال علی سوء استفاده می کنند و آنها را بیمه نمی کنند واگر مجبور به بیمه کردن شان بشوند، آنها را با حداقل حقوق بیمه می کنند که در این حاکمیت، تنها به درد گدایی کردن می خوره.
به خواندن ادامه دهید

خیمه شب بازی برای . . . مردم

7 شهریور ماه 97
شعار ها رنگارنگ و در شکل در جهت بهبود شرایط موجود، هر روزه و هر ساله صادر می شود ومجریان بدون توجه به حتی توجیه آن ها، راهی را می روند که در پشت درهای بسته به توافق رسیده اند. توافقی کلان؛ فراتر از قانون اساسی که اصول آن در اصل، به آنها مشروعیت داده است و آنها به نام آن، اهرم های قدرت را در دست گرفته اند. توافقی دست پخت «سردار سازندگی» که همه بازیگران دانه درشت و دانه ریز به آن باوری کور ولاتغیر یافته اند. باوری که آینده نه ایران وخلق های آن را، که منافع بی پایانِ چند نودلال را پاس می دارد و تضمین می کند. مناسبات اقتصادی که کل جامعه را در باطلاق فقر و نیستی و ورشکستگی فرو برده است. حالا نمایندگان استصوابی که خود از باورمندان این توافق هستند واز آن بهره ها برده اند، می بینند با این کشتی به گل نشسته و در حال فروپاشی همه ی غارت کرده هایشان که قابل انتقال به آن سوی آب نیست در حال نابودی است، آستین ها را بالا زده اند و می خواهند مانع فروپاشی شوند!!!
به خواندن ادامه دهید

های و هوی برای . . . !

26 مردادماه 97
در یک سایت کارگری تلگرام در تاریخ 25 امردادماه97 با نظرات انتقادی یک اقتصاد دان آشنا شدم که این گونه معرفی شده بود، حسین راغفراقتصاد دان و پژوهشگر حوزه فقر و عدالت اقتصادی که از اثرات مخرب نا برابری اقتصادی و رانت بر مردم و اقشارآسیب پذیرجامعه سخن به میان آورد و گفته است:
» هزینه زندگی به شدت افزایش پیدا کرده است و قطعا پیامدهای خیلی جدی برای مردم و رفاه عمومی خواهد داشت و این امرکاملا مسلم است.»
همان گونه که یکی از مسیولین حاکمیت مدتی پیش اعلام کرده بودند: » مگه دولت قیم مردم است» !!!! با این جمله یکی از مسیولین حکومتی، پاسخ این جناب اقتصاد دان داده شده است» گور بابای مردم». این گونه پرداختن به مشکلات اجتماعی نوعی پنهان کردن واقعیت هایی است که مردم هرگز نمی باید از درون مایه آن اطلاعی بدست بیاورند. ولی همه شهامت ابراز آن را ندارند ویا منافع فردی شان اجازه نمی دهد که بگویند:
به خواندن ادامه دهید

حاکمیت ولایت مطلقه در «تداوم راه نولیبرالیستی»

16 مرداد ماه 97
کاستی های قانون اساسیِ ( حاکمیت ولایت فقیه) پس از انقلاب بزرگ مردم ایران، در طرد ساختار حاکمیت مطلقه سلطنت و حزب فقط حزبش «رستاخیز» هم چون استخوانی لای زخم بهبودی را غیر ممکن ساخت و شرایط را برای یک حکومت مطلقه دیگر فراهم نمود. زخم و علتش با انقلاب از میان نرفت ولی با مسکن مذهب مردم را به خواب برد. و خود، روز به روز عفونی تر شد تا ما را به امروز برساند. با این شیوه مسخ انقلاب مردمی، سرمایه داری، ماکیاولیستی این بار زیرفرمی الهی، پنهان از نگاه و باور به خواب رفته ی مردم، با نوعی واپسگرا تر از سرمایه داری صنعتی (سرمایه داری مالی یا دلالی و بورس ونزول و. . . ) امکان باز گشت را یافت. با تثبیت این روند مردم شدند » عوام» و از دخالت در حاکمیت خود محروم شدند. تا شعار » خدا،شاه، مهین». در شکلی دیگر بشود » خدا،ولی فقیه و خودی ها» .
به خواندن ادامه دهید

روند شدت گرفتن بحران جهانی و ایران و «قدرت گرفتن فاشیسم»

7 مردادماه 97
تنها با پول کشورهای واپس گرای عربی و اسلحه امریکا القاعده، طالبان و داعش ایجاد نمی شوند. تنها با مشتی خرافه، ترورهای انتحاری شبانه روز جهان را به چالش نمی گیرد. این ضرورت را کدامین بنیاد اقتصادی – اجتماعی پی افکنده است؟ هیتلرها و فرانکو ها و پینوشه ها وسوهارتوها زاییده شده کدامین ساختار هستند؟ استعمار را که چند صد سال آسیا وافریقا و آمریکای جنوبی را جویده وتنها فقرو گرسنگی را به جای گذاشته برخاسته از کدامین نگرش است؟ از کنده کدامین مناسبات، جنگ های جهانی اول و دوم دودش را در چشمان میلیونها انسان مولد فرو کرده و جانشان را به باد داده است؟ جنگ کره، ویتنام و جنگ های منطقه ای امروزی را کدامین مناسبات به صورت یک ضرورت غیرقابل اجتناب زاییده است؟ دموکراسی از نوع سرمایه داری با ترفند های عمده و اصلی آزادی بازار و آزادی مالکیت خصوصی ابزار تولید، چه تاثیری در روند این فجایع گفته شده دارند؟ به خواندن ادامه دهید

نمایش زندگی یک کارگر «پاکبان»

3 مرداد 97
کارگر رفت گر یا همان » پاکبان» شهرداری، در میان طبقه بندی مشاغل در ایران پایین ترین حقوق را طبق قانون کار( دور ریخته شده) در یافت می کند، جون نیاز به تخصص خاصی ندارد. البته اگر به چهل سال پیش بر گردیم. ولی امروزه به لطف مناسبات نو لیبرالی حاکم، یک واسطه بین کارگر و شهر داری قرار دارد، درست مانند استخدام در آموزش و پرورش تا حداقل حقوق شکسته شود و پنجاه درصد آن به جیب دلال برود؛ که او بزعم برخی سر دمداران این حاکمیت از طرف آسمان ها حبیب . . . است. و در جامعه نولیبرال زده نه به فرهنگی نیازی هست ونه به کارگر مولد و خدماتی. به خواندن ادامه دهید

حمایت از تولید ملی و تهدید به جنگ با «مناسبات تعدیل ساختاری و خصوصی سازی»

16 تیر ماه 97
بحران های اجتماعی – اقتصادی و بحران چدی تری در وضعیت محیط زیست و آب در ایران ، نتوانسته دولت را از راه و مناسبات اقتصادی امریکایی، تعدیل ساختاری و خصوصی سازی این مرده ریگ جناب » سردار سازندگی» به تردیدی بیندازد. این حاکمیت مطلقه هم چنان با پیگیری همه دست اندرکاران اجرایی، با وفا داری به این مناسبات امپریالیستی و بر خلاف شعار های روزهای اول انقلاب » نه شرقی نه غربی، . . . . » هم چنان خود را یک دنباله ی گوش به فرمان راه نو لیبرالی امپریالیسم جهانی معرفی می کند، آنهم به قیمت پایمال کردن حقوق کارگران و همه زحمتگشان شهر و روستای درایران، گویی کشور ما مستعمره کشورهای دیگر است و دولت های پس از جنگ وظیفه ای در قبال مردم ایران ندارند. پس از ناتوانایی و(یا یک شوک درمانی دیگرِ) دولت در کنترل منابع ارزی و فاجعه سقوط آزاد قدرت خرید ناچیز مردم و صعود درآمد دلالان (بخوانید انگل های اجتماعی) که در این حاکمیت مردم نامیده می شوند. مسیولان این فاجعه اقتصادی، در کنار کلی هو و جنجال تو خالی در باره دفاع از تولید ملی وحمایت از زحمت کشان، این گونه واکنش نشان داده اند. به خواندن ادامه دهید

تولید انبوه، ضرورت تقسیم بازار جهانی و تهدیدهای امپریالیسم جهان خوار

25 خردادماه 97
برخی اندیشه های ایستا که هیچ تحول و پدیده ای قادر نیست کوچک ترین تاثیری پویا در وجودِ جامدشان ایجاد کند، در آن سوی آب، مانند تجربه دوران کلینتون و تعین بودجه ویژه برای سرنگونی حاکمیت ولایت فقیه در ایران، با نوید دموکراسی امپریالیستی. و پس از آن، های وهوی بوش پسر، و دوران در فرم مسالمت آمیز تکنوکرات سرمایه دار از دنیا سیاه پوستان، و اینک با وجود رهبری نیمه دیوانه و لمپن » ترامپ» این امید یا در واقع توهم شدت گرفته است، به گونه ای که این جماعت، در انتظار حمله این بزرگترین جنایتکار تاریخ بشریت و ژاندارم منطقه ای حقیرِش، دولت صهیونیستی اسراییل به ایران، دقیقه شماری می کنند.
به خواندن ادامه دهید