11 March, 2017 08:35

کارگران از نگاه دولت ، تلویزیون پست مدرنیستی جمهوری اسلامی

و نمایندگان مجلس

Kmkoomk.wordpress.com

تلویزیون خدمت گذار بدون چون وچرای سیاست های نو لیبرالیستی حاکمیتِ پس از جنگ، مستندی از کار و کارگران تهیه کرد و پخش نمود که سندی زنده است در افشای 28 سال مناسبات ضد کارگری و مردمی این حاکمیت دنباله روی دستورهای صندوق بین المللی پول یا همان سیاست گذاران امپریالیسم جهان خوار آمریکا و حواریون اروپایی ش. در این مستند آقای محجوب به عنوان نماینده ای از کمیسیون کار مجلس و همه ی مجلسیان وفا دار به تعدیل ساختاری و خصوصی سازی و مدیر ارشد کارگران دولتی (شوراهای اسلامی کار) که بله گویان اوامر دولت های وقت هستند، مورد پرسش قرار می گرفت. دوربین گزارشگربه میان کارگاه های کوچک می رفت و کارگران را در حال کار نشان می داد سپس از آنها می پرسید ماهیانه چه مقدار حقوق می گیرید و آنها مبلغی بین 250 و یا 300 هزار تومان در ماه را بدون مرخصی بدون بیمه بدون سنوات یدون حق اولاد و . . . را اعلام می نمودند. پرسش بعدی گزارش گر :شما حاضرید با این حقوق کار کنید و پاسخِ آن موجود مفلوک شده در زیر سیاست های بدتر از دوران قاجاریه پاسخی مثبت می داد. دوربین تلویزیون روی آقای محجوب قرار می گرفت و از ایشان می خواست علت مخالفتش با اصلاح قانون کاررا بگوید ایشان اعلام می نمودند: چنین چیزی واقعیت ندارد و هیچ کارگری زیر حداقل حقوق قانون کار، کارنمی کند. دوربین باز می گشت روی کارگر دیگری در کارگاه دیگری و همان پرسش و پاسخ ها تکرار می شد. و باز جناب به اصطلاح نماینده کارگران در مجلس با خنده همان گفته هایش را تکرار می کرد. دوربین یک حقیقت پنهان شده را باز بیشتر به سایه جهل و بی خبری عمومی وشیوه فریب و ریا کارانه گزارشگر می کشاند. در حقیقت گزارشگر می خواست بگوید که کارگران با همین حقوق می توانند در تهران اجاره خانه بدهند و هزینه آب وبرق و گازی را که هر ساله اول سال اعلام می شود امسال گران نمی شود ولی دو ماه پس از عید بدون اعلام قبلی 20 درصد خیز برمی دارد و زندگی مردم را به چالش می گیرد،بپردازند. بچه کارگرها هم که نیازی به آموزش وسواد ندارند باید بیسواد و ابله باقی بمانند که با یک گونی سیب زمینی خودشان را بفروشند وگاهی هم تنها با یک آبمیوه ای که بیماری زاست. چنین خانواده ای به بهداشت هم نیاز ندارد همه این هزینه ها از نظر دولت مردان و گزارشگران سرسپرده اشان غیر ضروری است. این 250 هزار تومان پول 192 عدد نان سنگکی می شود که دولت طی دو سال از دانه ای 400 تومان به دانه ای 1300تومان رسانده است ولی هنوز نرخ تورمش تک رقمی است!!! یا در واقع یک خانواده کارگری چهار نفره در تهران با این حقوق تنها قادر به خرید روزانه 6 دانه و یک چهارم نان سنگک در روز می شود یا برای هر نفر یک دانه نان و نزدیک به یک دوم نان. خانه اشان هم باید گورهایی باشد که در دوران قاجاریه هم به این افتخار جمهوری اسلامی مفتخر نشده بودند. گردش دوربین به چین می رود تا کار شلاقی در بخش خصوصی چین را نشان دهد. که آنها هم شبانه روز بدون تعطیلی و شدید کار می کنند. و حقوقشان ناچیز است ولی گزارشگر مامور و به فرمان، نمی پرسد آیا بچه های آنها هم درخیابان کار می کنند و یا در مدرسه درس می خوانند؟! وضع بهداشت وهزینه های آن چگونه است و . . . و سپس پرسش ریاکارانه اش را مطرح می کند: آیا ما باید 1- کپی برداری کنیم 2 – اقتصاد مقاومتی را پیش ببریم 3- یا خصوصی سازی "کامل" را مانند اروپا پیاده کنیم.و یا خصوصی سازی چینی را کاربردی نماییم؟ این جماعت ریاکار تصور می کنند کارگران ایران اگر از وحشت شلاق و زندان لب هایشان را دوخته اند متوجه جهل وبی خبری آنها نیستند. در چین خصوصی سازی عملی نشده در آنجا از سرمایه دار خواسته شده با سرمایه اش زمین و ابزار و نیروی کار را بخرد و تولید کند. در چین هیچ کارخانه دولتی را در اختیار سرمایه دارانی که با وام های دولتی اقدام به خرید می کنند و هنوز هم وام هایشان را پرداخت نکرده اند قرار نداده اند. تا به جای مدرن کردن کارخانه ابزارش را بفروشند وپولی بیش از وام خریدشان، را کسب کنند، وتازه زمین هایش را برای ساخت وساز آماد ه فروش نمایند و بدین گونه صاحب هواپیمای خصوصی و فرودگاه خصوصی شوند و فرزندانشان ماشین های میلیاردی سوار شوند که پول خون هزاران خانواده ی فقر زده ی کارگری ایران است. البته خنده های جناب محجوب هم به این دلیل بود که گزارشگر بی خبر از لایحه ای که دولت به اصطلاح اصلاح طلب خاتمی به مجلس همه اصلاح طلب بردند و کارگاه های زیر ده نفر را از شمول قانون کار خارج کردند و از آن پس همه ی فوق لیسانسه ها وکارشناسان، به خصوص خانم ها را درتهران و همه ایران با همین 250 هزارتومان استخدام می کنند؛ این پذیرفتن از روی میل و اشتیاق نیست، بلکه از روی اجباری است که دولت های پس از جنگ به جامعه ایرانی تحمیل کرده اند و چنانچه اعتراضی بکنند برادران دیگر نهادهای حکومتی. . . با شلاق و زندان مزه عدالت ابوذر گونه را را به کامشان می ریزند تا دیگر" عامل بیگانه نشوند" .از سوی دیگرآموزش و پرورش دیگر استخدام رسمی ندارد بلکه مشتی بیکاره و دلال واسطه بین این وزارت خانه و معلم ها شده اند. تا معلم ها را با حقوق های 250 تا 350 هزارتومانی را استخدام نمایند(البته با مدارک کارشناسی) و پس بیش از 10 سال استثمار برده گونه ممکن است اگر همان برده ی مطیع و بدون اعتراض آنها باقی مانده باشد، رسمی شود. یعنی بیش از ده سال وزارت یک حقوق کامل به دلال بیکاره می دهد، درعوض هزاران خانواده فرهنگی را از حق قانونی شان محروم می کند تا شاید پس از10 سال رسمی شوند. اقتصاد مقاومتی از نگاه دولت های پس از جنگ یعنی این. حالا متوجه می شوید چرا دولت مدعی شده که اقتصاد مقاومتی را کاربردی کرده است؟!

خبر خوش برای گزارشگر و دولت نولیبرال وقت، صندوق بین المللی پول از دولت ایران برای "بهبود روند اقتصاد ایران و تک نرخی شدن تورم قدر دانی کرده ولی بدون تاسف اعلام نموده است: نرخ بیکاری هم چنان بالا خواهد ماند " (اخبار شبکه 6 خبر، روز 20 اسفند ماه 95) یک معادله چند مجهولی؛ وضع اقتصاد بزعم این نهاد امپریالیستی بهبود یافته ولی اشتغال هم چنان در رکود مانده است؟؟؟ این چگونه بهبودی است؟! منظور این استثمارگران بین المللی معلوم است با فروش نفت قدرت خرید دلالهای وطنی برای واردات بالا رفته است این می شود برای آنها بهبود فروش کالاهای شان وچرخیدن بیشتر چرخ های اقتصادی شان پس زنده باد دولت های پس از جنگ ایران که باعث رونق اقتصادی در چین که سرمایه گذاران ش امریکایی و اروپایی هستند، شده است. سرمایه داری وطنی که در مقابل واردات بدون اندیشه ی آقایان فلج شده است بهتر است وارد کار بانک داری شود وبا بورس و رباخوری مدرن. . . تولید را به برادران چینی و امریکایی و اروپایی بسپارد . البته همین صندوق بین المللی پول زمان احمدی نژاد هم به ایران آمد و از آن دولت هم دو بارقدر دانی نمود. این واقعیت بیان گر عدم تفاوت سیاست های درون مایه ای، این دولت های دنباله رو مناسبات امریکایی تعدیل ساختاری و خصوصی سازی است . زمانی که دولت مردان کم سواد اعلام می کنند اقتصاد مقاومتی را کامل کاربردی می کنند یا معنای اقتصاد مقاومتی را نمی دانند ویا می دانند و خود را به کوچه بانک جهانی امپریالیستی می اندازند. به هر حال هیچ راهی برای بیان درد های کارگران وجود ندارد آنها تنها و در مانده اند چون؛ با تنها ره رهایی خود که اتحاد است بیگانه شده اند. کارگران دولتی خود را به شوراهای اسلامی کار سپرده اند که همه ی دانششان متمرکز شده روی مزد سال 96 و هنوز به عمق روش های دولت های مجری تعدیل ساختاری وخصوصی سازی پی نبرده اند که با یک نوسان در نرخ ارز، می توانند همه تلاش های آنها را به باد نیستی بدهند. اگر انها 20 درصد هم به حقوقشان اضلفه کنند به راحتی با این گونه ترفندهای مالی 40 درصد قدرت خریدشان را پایین می آورند.

کارگران ونمایندگان شان باید از سندیکا ها و اتحادیه های مستقل دعوت به همکاری واتحاد کنند تا یک صدا از حقوق صنفی شان دفاع نمایند. بدون اتحاد عمل همه کارگران دویدن به دنبال معلول هاست وبازده ای موقتی خواهد داشت و هرگز موفقیتی در کار نخواهد بود. با تعدیل ساختاری و خصوصی سازی این مرده ریگ رفسنجانی ، گفتگو از اقتصاد مقاومتی آب در هاون کوبیدن است. کارگران ایران برای رسیدن به حداقل های حقوق صنفی شان باید تنها به نماینده و دولتی رای بدهند که نو لیبرالیستی را نفی می کند. و حداقل، به قانون اساسی روز های اول انقلاب بازگشت می کند.

اتحادیه نیروی کار پروژه ای ایران

سخن گو ناصر آقاجری

21 اسفند 95

فرار سرمایه های ملی؛ صنعتی – فنی

نیروهای فنی تجربی کار صنایع بزرگ نفت ،گاز و پنروشیمی کشور که مجری صنایع بزرگ مادر ایران مانند پتروشیمی ها و پالایشگاه ها و صنایع سد سازی و نیروگاه های انرژی و . . .در ایران هستند در حال مهاجرت به آن سوی خلیج و برخی به کانادا و امریکاو استرالیا هستند. در کنار مهاجرت نخبگان دانش آموخته ما، اینک مهاجرت کارگران صنعتی در حقیقت ایران را با یک فاجعه علمی، فنی و انسانی در گیر کرده است. واقعیتی که برای مغز فندقی برخی دولت مردان تعدیل ساختاری و خصوصی سازی (دلال پرور) قابل درک نیست. به این خبر توجه کنید: پس از تحریم چند کشور خاورمیانه وافریقایی از سفر به آمریکا توسط ترامپ، در 1 فوریه2017 برابر با 13 بهمن ماه 1395 رسانه امپریالیستی بی بی سی اعلام نمود:
به خواندن ادامه دهید

مجوز وزارت صنعت به شرکت های هرمی، برای کاربردی کردن اقتصاد مقاومتی!!!؟

کار وارونه سازی واژه ها به جایی رسیده است که دولت مردانی که در رسانه های وطنی مرتب شعار اقتصاد مقاومتی می دهند و خود را مجری آن نشان می دهند، با صدور مجوز برای فعالیت اقتصادی شرکت های هرمی سرشت مناسباتی را که درعمل به آن باور دارند ولی زیرکانه در باره ی آن هیچ تبلیغاتی نمی کنند، تا هم چنان راه مناسبات اقتصادی امریکایی تعدیل ساختاری و خصوصی سازی در سایه ی بی خبری اجتماعی تداوم یابد و «برادران صندوق بین المللی پول» را راضی نگهدارند، با این امید که سال «اقتصاد مقاومتی» هم در حال پایان است و در این روزهای پایانی، شاید بتوان با ترفند عملیاتی «مهندسی» شده وآمارهایی نولیبرالیستی مردم را یک سال دیگر با امیدهای واهی و خالی از درون مایه، در آرزوی یک ناکجا آباد دیگر، سر گرم نمود.
به خواندن ادامه دهید

کار مزد 96

هر ساله در چنین زمان هایی چالش کار مزد کارگران ایران آغاز می شود. سه جانبه گرایی که برخی شوراهای اسلامی کار به آن چشم امید بسته اند در عمل به زیان کارگران است. زیرا در چنین نشست هایی یک جانبه ی این نشست ها که دولت باشد بی طرف نیست. جانب دولت با توجه به مشکلات سیاسی و اقتصادی بی پایان ش که همیشه از حل آنها عاجز و ناتوان است با هدف انداختن بار مشکلات به دوش کارگران با کمک دور زدن اصل 41 قانون کار و حذف اصل خود قانون کار، وارد این جمع می شود و به جای بی طرفی سمت کارفرمایان و حامی آنها می شود.»کار آفرینان» هم که از کارفرماهای صنعتی نیستند واز ارزش نیروی کار اطلاعی ندارند و با اصول ابتدایی اقتصادی – صنعتی بیگانه اند لذا همه معیارهایشان همان کسب سود از هر «راهی» است.
به خواندن ادامه دهید

دولت های پس از جنگ درلباس روحانیت و مرده ریگ سردارِنولیبرالیستی

زمانی که به بررسی برخی تیپ های اجتماعی می پردازیم مشاهده می کنیم که شکل با درون مایه یا بزعم اندیشمندان دورِ ایران زمین (عرض با جوهر) آنها دریک تضاد آشتی نا پذیر است. که درک این تضاد ها برای مردمی که دانش شان در گذشته دور متوقف شده است و برغم ظاهری امروزی و برخورداری از مدرن ترین ابزارهای ارتباطی هنوز با فال و استخاره آینده اشان را محک می زنند و در جستجوی مرادی برای دست بوسی و اطاعتی کور هستند، دشوار ولاینحل است. این مردم که جهان بینی شان باور های فریز شده ی سده های میانی تاریخ است در روزهای اول انقلاب به شعارها و شنیده هایی باور یافتند که با همه ی تجربیات و مبارزات مادران و پدرانشان در طول تاریخ بیگانه بود زیرا اختناق و دیکتاتوری که شاه با کمک ساواکش به جامعه تحمیل کرده بود اکثریت را حتی از چند دهه مبارزات پیشین کارگران و زحمت کشان سر زمین شان، در بی خبر قرار داده بود، از این رو جهان بینی آنها همان توهماتی بود که نسل اندر نسل طی هزاران سال از طریق نسل پیشین در اندیشه آنها به عنوان اصولی لاتغیر و پایان دانش هک شده بود. از این نگاه یک روحانی به یک طبقه خاص تعلق ندارد و کسی است که کارش برای رضای جیب خودش نیست و تنها هدف زندگیش عبادت و کسب رضایت مالک آسمان هاست و»لا غیر». لذا این جماعت برای اکثرایمان داران قابل اعتماد ترین تیپ اجتماعی ند. با این اعتماد کور هیچ کدام از اقدامات دولت های پس از جنگ با ریاست جمهوری های روحانی ش مورد تردید جدّی مردم قرار نگرفت.
به خواندن ادامه دهید

پیشنهاد برخی کارگران و نیروی کار پروژه ای ایران، به دولت و کارگران

با توجه به انتخابات آمریکا که نماینده سرمایه داران صنعتی فعال در آمریکا، به ریاست جمهوری انتخاب شد و با شعار درون گرایی ساختار نو لیبرالی را به چالش گرفته و به طبع آن دو حزب نولیبرالیسم دموکرات وجمهوری خواه را از قدرت سیاسی کنار زده است، مناسبات اقتصادی تعدیل ساختاری و خصوصی سازی(نولیبرالیسم) بزرگترین حامی مالی و نظامی خود را از دست داد. با توجه به عدم توانایی این مناسبات در مهار رکود و تورم لجام گسیخته جهانی در این چند دهه و کم اثر شدن حتی ایجاد و تولید جنگ های مذهبی در جهان توسط عوامل امپریالیسم (ناتو) به خصوص در کشورهای نفت خیز.ادامه سیاست های اقتصادی نو لیبرالیستی در ایران توسط دولت وقت، این امکان را تشدید می کند که «جزیره آرامش» منطقه، به گونه ای تصاعدی در روند لغزیدن به سوی بحران، سرعت بگیرد.
به خواندن ادامه دهید

پدیده ترامپ، فرآیند یک فرو پاشی

انتخابات و دموکراسی سرمایه داری امپریالیستی با ویژگی ضد مردمی ش که در آن، تنها سرمایه داران و احزاب آنها می توانند در ساختار قدرت وارد شوند، با آرای مردم در آخرین انتخابات ریاست جمهوری آمریکا روند فروپاشی را کلید زده است. پس از پدیده وال استریت در آمریکا و سرکوب مردم توسط پلیس، پلیسی که طبق قوانین لیبرالی می باید مدافع آزادی های قانونی شهرمندی باشد، چهره ی بدون آرایش سرمایه داری را به نمایش گذاشتند، و نشان دادند در ساختار سرمایه داری، دموکراسی چه معنایی دارد. در این نوع» دموکراسی»هرگز نباید هیچ نیروی اجتماعی برعلیه ساختار سرمایه داری باشد، تنها می تواند در نظریه مخالف باشد وتا بی نهایت پندار گرایی منتقد، ولی اگر در عمل کرد اجتماعی کوچکترین حرکتی در جهت دگرگونی بنیادهای سرمایه داری بخواهد صورت بگیرد آن سوی چهره دموکراسی در فرم و شکل چماقی سرکوب گرهویدا می گردد که وحشیانه ترین اشکال دیکتاتوری و استثمار را کاربردی می کند. سرکوب و کشتار کمترین واکنش سر دمداران سرمایه داری جهانی است به مخالفت عملی با نظام.
به خواندن ادامه دهید

رکود و تورم، قدرت خرید جامعه و کارگران خلع سلاح شده ی ایران

این مطلب بر اساس آمار منتشر شده ی بانک مرکزی ایران که هر از چند گاهی منتشر می شود تنظیم شده است که با واقعیت های بازارخرید نیاز مندی های روز مره مردم فاصله ای بعیدی دارد، یا به اصطلاح آماری است «مهندسی» شده. به طور نمونه فقط در یک سال، سال 94 بهای نان سنگک از 600 تومان به صورت آزاد به 1200 تومان رسید، صد در صد رشد در چند ماه، آن هم برای ماده غذایی که مردم تهیدست و زیر خط فقر، زندگی شان بدان وابسته است. این در حالی است که هر سال نرخ آب وبرق و گاز از 10 تا30 درصد رشد دارند که دولت خود بانی آن است. ولی همین دولت در آمار منشره اش نرخ تورم را یک رقمی اعلام می کند!!!
به خواندن ادامه دهید

تعدیل ساختاری و ورشکستگی صندوق های باز نشستگی

آمارها مبین واقعیت های بحران کنونی در صندوق های بازنشستگی کشور و کل نظام است.
گزارشی ازبرخی آمارهای منتشر شده در 26 نوامبر 2016 برابر با 5 آذر ماه 1395 خورشیدی درسایت انترنتی بی بی سی:
به خواندن ادامه دهید

بازتاب وجود مناطق آزاد تجاری– صنعتی

پس از حدود 28 سال تجربه ی دولت های پس از جنگ

برای یک انسان با دانش غیر دانشگاهی هم این مدت تجربه (28سال )برای درک درستی یا نادرستی روند یک مناسبات اقتصادی کافی است. ولی برای دولت هایی که هدفی جز کسب درآمد فردی برای خود و اطرافیان خود ندارند، آن هم به قیمت نابودی یک ملت، تحلیل و فرو پاشی ساختار اجتماعی یک کشور با نابودی تدریجی قدرت خرید اکثریت افراد آن جامعه، امری کم اهمیت است. به خواندن ادامه دهید

اقتصاد مقاومتی؛ نوزادی که مرده به دنیا آمد

تحریم های اقتصادی و عوارض ویران گر مناسبات اقتصادی تعدیل ساختاری و خصوصی سازی کشور را در ژرفای فقر و بی کاری و گرانی فرو بُرد، رکود و تورم مانند یک بیماری لاعلاج همه ارکان جامعه را به چالش گرفت. از این رو آنهایی که تداوم حاکمیت موجود رابا این شرایط نا ممکن می دانستند با شروع کار دولت فعلی روی مناسبات اقتصادی تأکید کردند که درست نقطه مقابل مناسبات موجود است. آری مژده نو، راهی نو، «اقتصاد مقاومتی» مناسباتی که درون مایه آن نفی کننده اقتصاد نو لیبرلیستی است. اگر در واقع مجریان درکی از اقتصاد سیاسی داشته باشند. به خواندن ادامه دهید

برخورد ارزش ها

مراسمی به مناسبت بزرگ داشت کوروش بزرگ که شیوه برخوردش با دگر اندیشان و دیگر اقوام جهان، نسبت به دیگر پادشاهان متفاوت بود، در کنار آرامگاه او بر گذار گردید . این عمل کرد خاری بود در چشم آنهایی که درایران فریاد می زنند، تبلیغ می کنند و دست آوردهای مادی حتا دانشمندان ایرانی را که همه اندیشمندان جهان به دگر اندیش بودن آنها معتقدند به باورهای ایدآلیستی خود نسبت می دهند واین باور را با قدرت در رسانه های رنگارنگ شان به خورد ملت عقب رانده شده ی ما می دهند که: به خواندن ادامه دهید

شورا های کارگری دولتی ولایحه اصلاح قانون کار

لایحه اصلاح قانون کار که توسط دولت پیشین تنظیم شده بود تا بتوانند تاییدیه ورود به تجارت جهانی (نولیبرالیستی) را کسب کنند به سر انجام نرسید و انتخابات، دولت فعلی را جایگزین آن دولت نمود. ریاست این دولت با شروع کارش آب پاک را روی دست کارگران ایران ریخت و اعلام نمود همان سیاست های اقتصادی را دنبال خواهد کرد. در حالی که به مردم و رسانه ها گفته بودند: «دولت قبلی رشد اقتصادی منفی داشته است» با این برنامه اقتصادی که مرده ریگ دولت رفسنجانی و بقیه دولت های پس از جنگ است و تنها دست آوردش دو بار دیدار هیأتی از صندوق بین المللی پول وتایید برنامه های اقتصادی آن دولت ها بوده که پس از سالها تجربه عملی تازه به رشد منفی رسیده بودند، حیرت آور نیست؟ به خواندن ادامه دهید

اطلاعیه نیروی کار پروژه ای ایران: کارگران و قانون زدایی

دولت های پس از جنگ که بدون استثنا مناسبات اقتصادی صندوق بین الملی پول رادر ایران کاربردی می کنند به بهانه برداشتن موانع سرمایه گذاری به حذف تدریجی قانون کار مبادرت کرده اند.این تنها آغاز قانون زدایی است چون حذف قانون کار یعنی حذف عملی اصول 44 و 43 قانون اساسی کشور. فعالان کارگری و سندیکا ها و اتحادیه های مستقل کارگری ایران سالها است که این مناسبات و این دولتهای سرسپرده تعدیل ساختاری و خصوصی سازی را به قیمت سنگین زندان و شلاق و گرسنگی ناشی از بیکاری و فقر به چالش گرفته اند ولی امروز شاهد پیوستن شوراهای اسلامی کار( سازمانهای صنفی که با اجازه دولت فعال هستند) به این مبارزه می باشیم. به خواندن ادامه دهید

شکست انقلاب آلمان

گوشه ای از تاریخ جنبش کارگری جهان

شاید شما هم شنیده باشید، یکی از استدلال های که در سطح برخی محافل مطرح می شود و برخی از روشنفکران لیبرال برای نفی مارکسیسم بدان متوسل می گردند اشاره کردن به وقوع جنبش کارگری جهان در روسیه تزاری است که در میان کشور های سرمایه داری – امپریالیستی جزو عقب مانده ترین کشور های صنعتی بوده است. در میان این محافل لیبرال – وطنی، سرعت حیرت انگیز صنعتی شدن و شکوفایی اقتصادی و پیشرفت های علمی را که تنها در چند دهه راه چند صد ساله سرمایه داری را پیموده همراه با بهداشت و آموزش و پرورش رایگان و دیگر امتیاز های اجنماعی رایا بکلی منکر می شوند ویا چون در جهت منافع سرمایه داری نبوده کم اهمیت به تصویر می کشند. به خواندن ادامه دهید